18 تیر 1405

روایت مردی که ۱۰ ساعت عاشقان رهبر شهید را از زیر قرآن رد کرد

کلمات را آرام و بریده‌بریده ادا می‌کرد. میان هر جمله، بغضی راه گلویش را می‌بست؛ چند ثانیه بعد که نفس تازه کرد، گفت که «ما اهل مشهد هستیم. امروز از ساعت شش صبح آمدیم اینجا. از ساعت ۹ هم قرآن را دست گرفتیم. کار خاصی نکردیم، اصلاً قابل گفتن نیست».
من هم از زیر این قرآن رد شدم و به این قرآن دست کشیدم و به صورتم مالیدم
01:16 - 19 تیر 1405

2 واکنش
3921 بازدید