آیا جعل احادیث مانع تمسک به احادیث است

"قرآینون" گفته‌اند: «در سنت نبوی (یعنی اخبار و روایات منقوله از آن حضرت،) وضع حدیث و جعل اخبار در حدی گسترده صورت گرفته، لذا نمی‌توان به اخبار حاکی از سنت اعتماد کرد و در نتیجه، حجیتی هم ندارد.» و نوشته‌اند که: «وحی در مدت طولانی نازل می‌شد، ولی شرع هنوز کامل نشده بود و جایی برای اجتهاد در تشریع وجود نداشت و نیز آنگاه که وحی از حیث نزول کامل گردید و از نگاه قرآن دین تکمیل شد، نقش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم به پایان رسید و بعد از آنکه امانت رسالت را اداء و قرآن را به مردم رسانید، رحلت فرمود. لذا سنت نبوی جایگاه رسمی چون قرآن ندارد، بلکه صرفاً برای استیناس و بیان مورد استفاده قرار می‌گیرد، نه برای استدلال و اثبات حکمی از احکام، و نیز چون سنت نبوی جایگاه قرآن را ندارد و از حجیت برخوردار نیست و صرفاً برای شاهد گرفتن و تأیید از آن استفاده می‌شود، پس آنکه به سنت تمسک می‌کند، با کسی که به سنت تمسک نمی‌کند، همسانند و فعل هر دو مقبول است» 1. پاسخ این شبهه نیز کاملاً روشن است؛ زیرا در طول قرون متمادی گذشته دانشمندان فریقین در علوم حدیث کوشیده‌اند و راههای تمییز صحیح از سقیم را در پیش پای دانش‌پژوهان قرار داده‌اند و مؤلّفان محقّق و آگاه به علل حدیث در این مورد توانسته‌اند کارهای عمیق و ارزنده‌ای انجام دهند و به پالایش حدیث بپردازند. با وجود چنین تلاش‌ها و عرضه معیارهای سنجش و پالایش دیگر جایی برای تشکیک‌های قرآنیّون باقی نمی‌ماند.
این نکته را نیز باید مد نظر داشت که پدیده‌ی جعل حدیث (کم و زیاد و تغییر متن حدیث) در احادیث متأسفانه از صدر اسلام توسط معاندان و منافقان، سابقه داشته و همواره در صدد بوده‌اند تا از این راه خطرناک، بزرگ‌ترین ضربه را بر اسلام فرود آورند. در مقابل؛ پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و به تبع آنان علمای بزرگوار نیز همواره متوجه این خطر بزرگ بوده و شیوه‌های بسیار کارسازی در زمینه‌ی شناسایی اسناد روایات و رواج علم رجال به منظور شناسایی راویان راستگو و مورد اطمینان و طرد راویان ضعیف و در زمینه‌ی صیانت متن احادیث روش‌هایی مانند عرضه‌ی حدیث بر امامان و عالمان، مقابله‌ی نسخه‌ها، اجازۀ نقل حدیث، روش فهرستی و.... را برای مقابله با آن ابداع نموده و این توطئه را خنثا کرده‌اند. به همین دلیل، روایاتی که امروزه غالباً در منابع روایی شیعه به خصوص کتب اربعه (کافی، تهذیب، استبصار، من لایحضره الفقیه) جمع آوری شده است از فیلترهای متعددی رد شده و مجموعه روایات غنی و سالمی را به دست ما داده است. علاوه بر این، علما و مجتهدان به ویژه متخصصان علم رجال و درایه، امروزه نیز در جهت شناسایی روایات جعلی و مخدوش از پا ننشسته و همواره تلاش‌های گسترده در جهت حفظ و پالایش احادیث با ارزشی که بعد از قرآن بالاترین سرمایه مکتب اسلام است را در دست دارند.2 همچنین میتوان گفت که:
سنت هم مثل قرآن حجت است و آن همه تأکید که در قرآن در باب أسوه بودن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اطاعت از وی آمده، در صورت حجیت نداشتن، بی‌ارزش خواهد بود.لیکن بر خلاف قرآنیّون، علمای فریقین بر این نکته تأکید کرده‌اند که اگر صحّت روایت منسوب به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ثابت گردید، دیگر فرقی بین منزلت و جایگاه آن با قرآن وجود نخواهد داشت و همان طور که عمل به مقتضای قرآن واجب است، عمل به مقتضای آن روایت هم واجب خواهد بود و این سخن مورد اتّفاق علمای قدیم و معاصر امّت می‌باشد.2 پی‌نوشت: 1. منصور جوده، اسماعیل. (1416 ق.). تبصیر الأمّة بحقیقة السنّة، ص663. 2. برگرفته از نمایه‌ی «تشخیص و تمییز احادیث صحیح»، سؤال 1937. 3. طباطبائی، محمّدحسین. (1391ق.). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ج16، ص288.
14:44 - 30 بهمن 1400

26 بازدید




1 پاسخ