تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌9**2263‌

9**2263

@user1709100508196027264
تاریخ پیوستن: اسفند 1401
@user170910050819602726414 بهمن 1401
کار خیر

قاچاق اشیای عتیقه در شیروان

در شهر شیروان خراسان شمالی زندگی می کردم، الآن در مشهد زندگی مخفیانه دارم. تحصیلات لیسانس، متأهل و دارای یک فرزند یکساله و نیم هستم. برادری دارم به نام دانیال هوشمند، چندسال پیش فهمیدم که او به همراه پدرم از باغ شان در روستای گلیان، اشیای عتیقه استخراج می کنند. چون می دانستم آدم های خطرناکی هستند نه آن ها را نهی کردم نه چیزی گفتم، می دانستم که این میراث مردم همان روستا و ایران است. آنها به من شک کردند که می خواهم گزارش بدهم. یکبار به بهانه شام مرا به خانه شان کشیدند و به من حمله کردند که زنده ماندم و فرار کردم و شبانه بعد از فروختن وسایل خانه ام به همراه همسرم فرار کردیم و از آن موقع با داشتن یک پسر یک و نیم ساله مخفیانه زندگی می کنیم. برادرم من را تهدید می کند که روزی به خاطر قتل من در یکی از خیابان های شیروان، نام آن خیابان را به خیابان دوبرابر ( دو برادر) تغییر خواهند داد. آن ها به فردی به نام ستوان ذبیحی رشوه دادند که از ( خط تلفن ثابت، یادم نیست فکر می کنم ۳۶۲۲۱۷۰۰) پاسگاه پلیس واقع در انتهای خیابان ورزش به من زنگ زد و ضمن تهدید من گفت من حکم تیر تو را دارم. وقتی به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی شکایت کردم، فرمانده کلانتری میدان امام علی یک روز من را خواست و گفت پدرت گفته است تو قرص می خوری و عتیقه ای در باغ نیست، در حالی که او رشوه می خورد مردم را قرص خور می کند. اکنون من و همسرم برای گرفتن وام فرزندآوری به شیروان آمده ایم، و با ترس از حمله برادرم و تیر پلیس به بانک می رویم. به خدا قسم که این مصداق آشکار فساد فی الارض و محاربه است. فقط می خواهم علت بروز جنایات عجیبی که گاهی در شیروان روی می دهد را بدانید.