حمایت از حزبالله یک ضرورت راهبردی و تکلیف شیعی
از ابتدای درگیریها—آنچه بسیاری از آن بهعنوان «جنگ رمضان» یاد میکنند—حزبالله در کنار ما ایستاد و ما را تنها نگذاشت. لبنان و حزبالله هزینه دادند، وارد میدان شدند و بار سنگینی را به دوش کشیدند؛ نه صرفاً برای خود، بلکه در چارچوب یک جبهه مشترک. امروز اما، همان مردم و همان جریان، زیر شدیدترین حملات قرار گرفتهاند. این فقط یک بحران سیاسی نیست—صحبت از جان انسانها و رنج یک ملت است. آیا میتوان در برابر این حجم از فشار و تلفات، صرفاً نظارهگر بود؟ مگر نه اینکه در طرح آتشبس، توقف حملات و حفاظت از مقاومت یک اصل بدیهی بود؟ :: آقایان، مردم مظلوم لبنان را دریابید :: آقایان، حیثیت مقاومت در خطر است :: آقایان، به داد مردم لبنان برسید ما سرمان را در برف نکردهایم. واقعیت روشن است: آنها به خاطر این جبهه مشترک وارد میدان شدند، هزینه دادند و ایستادند. اکنون، رها کردنشان نهتنها یک خطای راهبردی، بلکه یک عقبنشینی اخلاقی است. در مرام شیعه، که ریشه در سیره امام علی دارد، تنها گذاشتن یار در سختی جایی ندارد. وفاداری، فقط برای روزهای آسان نیست. شیعه، برادر خود را در میدان رها نمیکند—این یک اصل است، نه یک انتخاب. از منظر راهبردی نیز، تضعیف حزبالله بهمعنای تضعیف یکی از ارکان مهم موازنه قدرت در منطقه است. چنین رخدادی میتواند پیامدهای مستقیم برای امنیت و جایگاه ایران داشته باشد و معادلات را به نفع رقبا تغییر دهد. نباید اجازه داد خون خانوادههای لبنانی پایمال شود. این فقط یک مسئله سیاسی نیست—این آزمون وفاداری، عقلانیت و هویت است. اکنون زمان اقدام است، نه تردید.
کشور، رییس جمهور، مسئولان عالی رتبه قضایی و نظامی کشور، اداره مهاجرت و غیره، شعام، شورای امنیت ملی
