الزام اختصاص بودجه سدها به آبخیزداری برای پر نشدن سدها از رسوبات
به دلیل هزینه زیاد ساخت سد، در دنیا آبخیزداری هم زمان با سدسازی، تکمیل میشود . اما در ایران، آبخیزداری و آبخوانداری از سال ۸۲ به دلیل ممنوع و همه بودجه آب به سدسازی اختصاص یافت! علت وقوع سیلابها با کمترین بارش، شسته شدن خاک حاصلخیز، گلآلود شدن رودها، پرشدن سریع مخزن سدها، عدم تجدید آب زیرزمینی، تبخیر ۴۰-۹۰ درصدی آب در سدها، خشک شدن چشمهها و قناتها و کشتهای دیم و حتی نیاز کشاورزان به حفر چاه برای جلوگیری از خشک شدن درختها و کشتها، فرونشست دشتها، خشک شدن تالابها، و گسترش ریزگردهای خاکی و نمکی همین عدم انجام آبخیزداری و آبخوانداری است. آبفا، از یک طرف از کم بارشی مینالد، و از طرف دیگر با کمترین بارش، اخطار سیلاب، صادر میکند. که این یعنی، عدم مدیریت واقعی! به جای اصلاح روش مدیریت، فقط به کسب درآمد از شرکتهای خصولتی، با طراحی پیدرپی سد، بدون توجه به عواقب آن شده! کار محیط زیست هم به پایش، بدون توجه به علت واقعی، و بدون الزام آبفا به انجام آبخیزداری در مسیر رودها شده! در حالیکه همزمان با ساخت سد، انجام آبخیزداری ضروریست، تا زمین خشک نشود، سیلاب به راه نیفتد، خاک حاصلخیز شسته نشود و مخزن سد از رسوبات و گِل و لای پر نشود! با توجه به عدم توجه آبفا به انجام وظیفهاش، ضروریست برای نجات کشور از بیآبی، خشک شدن و فرونشست دشتها و سرسبزی مجدد زمین، و نجات از ریزگردها، گروههای مردمی، برای انجام آبخیزداری و آبخوانداری، اقدام کنند!
