29 بهمن 1403

ماجرای گلفروش ایرانی آذین‌بند عتبات

همانطور که کنج حرم ایستاده بود و چشمش بین زیارت‌نامه و ضریح در رفت و آمد بود. نگاهش به جام‌های گل بالای ضریح افتاد:«آقاجانم یعنی میشه یه روز من بتونم بالای شش‌گوشه را پر از گل کنم؟!» آرزویی که در حساب و کتاب خودش محال بود اما ۲۰ سال است که خاطره شده و هر سال تکرار می‌شود.
احسنت خوشا به سعادتتون تا حالا که دیده کسی با این خاندان معامله کنه و ضرر کنهصلی الله علیک یا اباعبدالله اللهم عجل لولیک الفرج اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
00:25 - 30 بهمن 1403

3 واکنش
236 بازدید