پیام بزرگ تهران کی صادر میشود؟
درحالیکه آمریکا و چین عملاً وارد یک جنگ سرد فناورانه، اقتصادی و ژئوپلیتیکی شدهاند، در تهران هنوز بخش مهمی از نگاهها به رابطه با چین، در سطح «فروش نفت تحریمی» یا چند قرارداد عمرانی محدود متوقف مانده است. حال آنکه پکن امروز صرفاً یک قدرت اقتصادی نیست، بلکه در حال پیشبرد یک «معماری نوین» است؛ معماریای که از انرژی و بنادر تا هوش مصنوعی، فینتک، حملونقل، فضا و حکمرانی دیجیتال را یکجا در بر میگیرد و عملاً در حال بازتعریف شالودههای نظم آینده جهان است. بااینحال، در پی پیروزیها و تحولات راهبردی اخیر جمهوری اسلامی ایران و تثبیت بخشی از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی کشور، بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز، اکنون در سطوح عالی تصمیمگیری در پکن، گفتوگوی جدی درباره بازتعریف چهارچوب رابطه با تهران آغاز شده است و دقیقاً در همین چهارچوب است که این پرسش بهصورت فزاینده در میان نخبگان و مقامات عالیرتبه چین تکرار میشود: «پیام بزرگ تهران به پکن دقیقاً چه زمانی صادر خواهد شد؟»
1- اقتصاد چین اکنون به مرز ۲۰ تریلیون دلار رسیده، تجارت خارجی این کشور از ۶ تریلیون دلار عبور کرده و پکن روزانه بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت وارد میکند؛ درحالیکه بزرگترین شبکه صنعتی جهان را نیز در اختیار دارد. پروژه «کمربند و جاده» با درگیر کردن بیش از ۱۵۰ کشور، عملاً به ستون فقرات ژئواکونومی چین تبدیل شده است. این دیگر صرفاً یک کشور نیست؛ بلکه یک نظم در حال تولد است. چین صرفاً به قرارداد نگاه نمیکند؛ به «پیام قدرت» توجه دارد. پکن رفتار سطوح عالی قدرت را تحلیل میکند: نوع استقبال، سطح دیدارها، استمرار ارتباطات، سفرهای مقامات عالی و حتی لحن رسانهای کشورها. در این چهارچوب، یک واقعیت روشن است: تهران هنوز پیام راهبردی نهایی را به پکن نداده است. چین هنوز نمیداند ایران میخواهد در نظم آسیایی آینده یک بازیگر پایدار و ساختارساز باشد یا همچنان در وضعیت ابهام راهبردی باقی بماند. همین ابهام، هزینههای سنگینی برای ایران ایجاد کرده است. در مقابل، ایران با وجود دومین ذخایر گاز جهان، موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی و دسترسی همزمان به خلیجفارس، آسیای مرکزی و قفقاز، هنوز جایگاه خود را در معماری جدید آسیایی تثبیت نکرده است. کریدور شمال - جنوب میتواند زمان حمل کالا بین هند و اروپا را حدود ۴۰ درصد کاهش دهد و ایران را به شاهراه تجارت اوراسیا تبدیل کند؛ اما این ظرفیت هنوز بالفعل نشده است. این دقیقاً همانجایی است که خطای سیاستگذار عیان میشود.
2- اولین بحران در روابط ایران و چین، بحران شناخت است. عربستان برنامه آموزش بیش از ۵۰۰ هزار زبانآموز چینی را آغاز کرده و دهها مدرس زبان چینی از پکن به ریاض منتقل شدهاند. امارات نیز مدارس دوزبانه عربی - چینی ایجاد کرده و همکاریهای فناورانه گستردهای با شرکتهای چینی را در دستور کار قرار داده است. اما ما چین را نه در سطح فرهنگی، نه تمدنی و نه اداری بهدرستی نمیشناسیم. کافی است به دانشگاهها و بازار نشر ایران نگاه کنیم؛ صدها ترجمه از هگل، کانت، نیچه و متفکران غربی وجود دارد. حتی کتابهایی به قلم دونالد ترامپ نیز در ایران منتشر شدهاند؛ اما شناخت عمومی از ادبیات، تاریخ، دستگاه حکمرانی و منطق تصمیمگیری چین همچنان بسیار محدود است. چین با 1.4 میلیارد جمعیت و بزرگترین طبقه متوسط جهان، امروز در حال صعود علمی و فناورانه است، درحالیکه ایران هنوز زیرساخت گسترده آموزش زبان چینی و تربیت متخصص کافی ندارد. این فقط ضعف فرهنگی نیست؛ یک ضعف ژئوپلیتیکی است. کشوری که منطق تصمیمگیری شریک خود را نمیفهمد، در بازی قدرت جهانی کور حرکت میکند. در کنار این، یک سوءبرداشت مهم هم وجود دارد: تصور «چینِ شریکِ راهبردی دائمی». چین، شریک دائمی هیچ کشوری نیست، بلکه کاملاً عملگرا و مبتنی بر محاسبه سود و هزینه عمل میکند. تصمیمات پکن بر اساس ثبات، کاهش ریسک و تضمین منافع بلندمدت گرفته میشود و هیچ رابطهای را مقدس یا دائمی تلقی نمیکند. نمونه روشن آن، توسعه همزمان روابط چین با ایران، عربستان، امارات و حتی رقبای ژئوپلیتیکی یکدیگر است. بنابراین تصور یک اتحاد طبیعی و همیشگی بدون فهم منطق قدرت در پکن، میتواند به یک خطای راهبردی بزرگ منجر شود.
3- همکاریهای موجود ایران و چین همچنان عمدتاً تاکتیکی و مبتنی بر تجارت و انرژی باقی مانده است، درحالیکه اعتماد راهبردی زمانی شکل میگیرد که منافع دو کشور در پروژههای بلندمدت بهصورت ساختاری بههم گره بخورد. چین در پاکستان بیش از ۶۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری کرده و امنیت آن کشور را به منافع خود متصل کرده است. عربستان نیز با حجم تجارتی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار با چین، وارد مرحله درهمتنیدگی عمیق اقتصادی شده است. ایران اما هنوز چنین درهمتنیدگی عمیقی ایجاد نکرده، درحالیکه میتوانست و میتواند پروژههای چند ده میلیارد دلاری در حوزه انرژی، ترانزیت، هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و جاده ابریشم دیجیتال تعریف کند. سفر شی جینپینگ به تهران در دولت حسن روحانی در سال ۲۰۱۶ یکی از نقاط حساس این رابطه بود. چین تازه پروژه «کمربند و جاده» را آغاز کرده بود و کشورهای منطقه برای تبدیلشدن به گرههای این شبکه رقابت میکردند. آن سفر میتوانست آغاز یک جهش تاریخی در روابط تهران و پکن باشد؛ اما جدا از رفتار زشت پشتصحنهای که دولت وقت ایران با رئیسجمهور چین داشت، تمرکز سیاست خارجی ایران بر رؤیای بازگشت به غرب و برجام، اهمیت راهبردی آن سفر را عملاً محو کرد. در نگاه پکن، سطح پیگیری، نوع رفتار و پیامرسانی ایران در حد یک قدرت بزرگ منطقهای که قصد مشارکت در نظم آینده آسیا را داشته باشد ارزیابی نشد و همین مسئله باعث شد بخش مهمی از فرصتهای سرمایهگذاری و اتصال به زنجیرههای چینی، به سمت کشورهای عربی خلیجفارس منتقل شود.
4- برای عبور از روابط تاکتیکی، ایران نیازمند ورود مستقیم سطوح عالی حاکمیت به فضای پیامدهی به پکن است. چین باید مطمئن شود همکاری با ایران، یک تصمیم ساختاری، پایدار و فراتر از شرایط مقطعی تحریمی است. چین شریک پایدار میخواهد، نه رابطهای مبهم، متزلزل و ناپایدار. ورود آقای قالیباف به پرونده چین، فقط یک انتصاب نیست؛ یک سیگنال حاکمیتی به پکن و یک تغییر مهم در زمین بازی ایران و آمریکاست. گام اول برداشته شده؛ اما مرحله تعیینکننده تازه آغاز میشود: طراحی سریع بسته مشارکت راهبردی ایران و چین و تشکیل یک ساختار چابک و تامالاختیار برای تبدیل این رابطه از سطح توافقات کاغذی به درهمتنیدگی واقعی ژئوپلیتیکی، فناورانه و اقتصادی.
5- ایران از معدود کشورهایی است که همزمان مزیت ژئوپلیتیکی، انرژی و ترانزیتی را در اختیار دارد. کریدور شمال - جنوب میتواند مسیر ترانزیت کالاهای هند تا اروپا را حدود ۴۰ درصد کوتاهتر کند و ایران را به هاب انرژی و ترانزیت منطقه تبدیل کند. چین صدها میلیارد دلار در پروژه کمربند و جاده سرمایهگذاری کرده و اگر ایران بتواند خود را بهعنوان گره کلیدی این شبکه تعریف کند، امکان جذب سرمایه، فناوری و ورود به زنجیرههای اقتصادی جدید جهانی فراهم خواهد شد؛ اما این امر بدون یک نقشه راه عملی ممکن نیست: - ایجاد ستاد ملی چین با حضور نهادهای اقتصادی، سیاسی و نظامی - امنیتی- توسعه آموزش زبان چینی در مقیاس ملی- تعریف حداقل سه تا پنج پروژه کلان مشترک در حوزه ترانزیت، انرژی و زیرساخت داده- اصلاح قوانین سرمایهگذاری و کاهش ریسکهای حقوقی- فعالسازی دیپلماسی استانی و شهری با چینبدون این اقدامات، مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران در سطح ظرفیت بالقوه باقی خواهد ماند. با پیروزیهای بزرگ ایران در جنگ تحمیلی سوم و اقدامات چین، قطار نظم جدید جهانی در حال حرکت است. به نظر میرسد ایران و چین تصمیم دارند در لوکوموتیو تصمیمگیری و شکلدهی به نظم آینده باشند و نه کنار ریل بهعنوان تماشاگر بازیای که بدون حضور آنها طراحی و بسته شده است.فرهیختگان 29 اردیبهشت 1405
13:11 - 29 اردیبهشت 1405