تشییع نجات؛ وقتی عشق، ادای دین می‌شود

✍️ حسین انجدانیدر جغرافیای عاطفی عراق، تکریم علما و مراجع، سنتی دیرینه و ریشه‌دار است؛ نجف و کربلا همواره کانون‌های جذب ارواح مشتاق بوده‌اند و هرگاه مرجعی رحیل شده، توده‌های مردم برای ادای احترام به پیشگاه او روی آورده‌اند. اما آنچه دیروز در تشییع پیکر «امام شهید» شاهدش بودیم، از حصار یک سنت مذهبی یا یک رسم مرجعیت فراتر می‌رفت. این حجم از شور و اشتیاق، این سیل خروشان انسان‌ها در خیابان‌های نجف و کربلا، تنها یک «تکریم» نبود؛ بلکه یک «اعلامیه» بود. اعلامیه‌ی قدردانی از کسی که در تاریک‌ترین شب‌های تاریخ عراق، چراغ نجات را روشن کرد.
برای درک این حقیقت، باید به لحظاتی بازگردیم که بغداد در آستانه‌ی سقوط بود و داعش، با حمایت سازمان‌یافته‌ی دولت‌های منطقه و پشتیبانی آمریکا، مانند لکّه‌ای سیاه درحال بلعیدن استان‌های عراق بود. در آن روزهای شوم، وقتی ترس و وحشت بر خیابان‌ها سایه افکنده بود و به نظر می‌رسید که سقوط نجف و کربلا گریزناپذیر است، یک «اراده‌ی قدسی» در مدار عملیات قرار گرفت. در آن لحظه، تدابیر «امام شهید» نه فقط به مثابه یک فرمانده‌ی نظامی، بلکه به عنوان یک «پدر دلسوز» و «راهبر بصیر»، مانع از وقوع یک فاجعه‌ی انسانی و اعتقادی شد. آن روزها، دفاع از عراق، تنها یک تاکتیک سیاسی یا یک نیاز استراتژیک نبود؛ بلکه یک «تکلیف شرعی» بود. امام شهید اعلی‌الله‌مقامه با نگاهی فراملی، مرزهای جغرافیا را کنار زد تا مرزهای «حق و باطل» را ترسیم کند. او با تدابیر دقیق و بصیرت نافذ، مسیر داعش را به سوی حرم‌های معصومین مسدود کرد. اگر امروز نجف و کربلا با آرامش می‌تپند و صدای اذان در بغداد می‌پیچد، مدیون همان اراده‌ای است که در لحظات حساس، اجازه نداد تمدن اسلامی در برابر وحشی‌گری داعش زانو بزند.
بنابراین، تشییع عظیم دیروز را نباید تنها در چارچوب «محبت به یک مرجع» یا «سنت‌های مذهبی» تحلیل کرد. بله، محبت جای خود دارد، اما این رستاخیز، در واقع «ادای دین» است. دین مردمی که دیدند در روزگار تنهایی و تلاطم، کسی بود که به جای تماشای سقوط آن‌ها از دور، دستش را به سوی تلاطم‌های عراق دراز کرد. این تشییع، در واقع پاسخی است به آن دست حمایت؛ پاسخی از سوی ملتی که می‌داند نجاتش را به مدیون این ابرمرد خداست. وقتی مردم عراق تابوت امام شهید اعلی‌الله‌مقامه را بر دوش گرفتند، در واقع داشتند بخشی از «هویت نجات‌یافته‌ی خود» را تشییع می‌کردند. آن‌ها در پیکر مجروح او، تصویر آن راهبری را می‌بینند که در اوج فشارها، نه تنها از عراق عبور نکرد، بلکه عراق را هم با خود به ساحل نجات رساند. این پیوند، از جنس پیوندهای سیاسی و توافقات دیپلماتیک نیست؛ این پیوند از جنس «خون و نجات» است.
این رخداد به جهان می‌آموزد که «سیاست قدسی»، سیاستی است که در آن منافع ملی، در خدمت ارزش‌های انسانی و الهی قرار می‌گیرد. امام شهید اعلی‌الله‌مقامه ثابت کرد که می‌توان در عین رهبری یک ملت، غمخوار ملت‌های دیگر بود و در عین صبوری در برابر توطئه‌ها، قاطعانه در برابر دشمن ایستاد. لذا تشییع باشکوه در نجف و کربلا، گواهی بر این است که «خداخواهی» و «حق‌طلبی»، زبانی جهانی است. وقتی یک انسان، در مقام «حیّ متألّه»، برای نجات انسانیت تلاش می‌کند، تمام جهان فارغ از ملیت و نژاد در برابرش سر خم می‌کنند. این تشییع، نه پایان یک زندگی، بلکه آغاز یک میراث است؛ میراثی که می‌گوید: «هرگاه حقیقتاً برای نجات دیگران صبور و مجاهد باشی، تاریخ تو را نه به عنوان یک رهبر محلی، بلکه به عنوان یک «نجات‌بخش جهانی» در قلب‌های میلیون‌ها انسان جاری می‌کند.» این ادای دین مردمی بود که طعم نجات را چشیدند و حالا در غم فقدان نجات‌بخش خود، با عزّت و افتخار، او را بدرقه و تشییع کردند.رحمت خدا بر ملت مقاوم و باغیرت عراق
18:27 - 23 تیر 1405
جامعه
امام و رهبری
حماسه و مقاومت

13٫1k بازدید