اقتصاد دیجیتال ایران؛ تاب آوری بدون زیرساخت بومی ممکن نیست

✍️افسانه حاجیلواقتصاد دیجیتال دیگر یک ویترین شیک یا حوزه ای فانتزی برای پز دادن نیست. امروز داریم درباره رگ حیاتی معیشت حرف می زنیم. وقتی از دیجیتالی شدن اقتصاد می گوییم، منظورمان فقط چند استارتاپ پرزرق وبرق تهران نشین نیست؛ منظورمان میلیون ها کسب وکار خرد، خانگی و خدماتی است که در دورترین نقاط کشور، دخل و خرجشان به یک پلتفرم، یک درگاه پرداخت یا یک سرویس ابری گره خورده است. حقیقت تلخ این است که اگر زیرساخت این فضا بومی نباشد، ما عملا روی زمین اجاره ای قصر ساخته ایم؛ قصری که صاحبخانه هر وقت اراده کند، می تواند کلیدش را بچرخاند و ما را پشت در بگذارد.بیایید تعارف را کنار بگذاریم. وابستگی به ابزارهای خارجی در نگاه اول خیلی شیرین است؛ چون آماده است، تجربه کاربری خوبی دارد و هزینه راه اندازی اش تقریبا صفر است. اما این فقط ظاهر ماجراست. در لایه راهبردی، ما داریم امنیت عملیاتی خودمان را حراج می کنیم. تجربه سال های اخیر ثابت کرده که غول های فناوری دنیا، وقتی پای تحریم یا فشارهای سیاسی وسط باشد، هیچ تعهدی به یوزر ایرانی ندارند. حذف اپلیکیشن های ایرانی، بستن حساب توسعه دهنده ها و قطع ناگهانی دسترسی به سرویس های ابری، تنها گوشه ای از این واقعیت است. اقتصادی که کانال فروش، تبلیغ و توزیع آن دست دیگری باشد، در عمل بخشی از حاکمیت ملی خود را واگذار کرده است.
مسئله دوم که از اولی هم حیاتی تر است، بحث سرمایه داده ای است. در دنیای امروز، داده فقط یک مشت صفر و یک نیست؛ داده همان نفت جدید است، بلکه ارزشمندتر. وقتی تمام تعاملات اقتصادی ما روی پلتفرم خارجی انجام می شود، یعنی ما داریم تمام رفتارهای مصرفی، ترجیحات بازار، مسیرهای خرید و الگوهای اجتماعی خودمان را در سینی طلایی تقدیم کسانی می کنیم که هیچ مسئولیتی در قبال اقتصاد ما ندارند. نتیجه این می شود که قدرت تحلیل و سیاست گذاری از دست مدیر داخلی خارج می شود و مزیت تحلیلی به جایی می رود که حتی نمی دانیم کجاست. این یعنی خلع سلاح شدن در برابر جنگ اقتصادی.نکته ای که خیلی ها از آن غافل می مانند این است که اقتصاد دیجیتال فقط یک اپلیکیشن ساده نیست. ما درباره یک زنجیره حرف می زنیم؛ از دیتاسنتر و سرویس ابری گرفته تا شبکه توزیع محتوا و زیرساخت پرداخت. اگر یکی از این حلقه ها لنگ بزند، کل زنجیره از کار می افتد. تاب آوری یعنی اینکه اگر فردا به هر دلیلی دسترسی ما به فلان سرویس خارجی قطع شد، کسب وکار ایرانی فلج نشود. استقلال زیرساختی به معنای انزوا نیست، به معنای داشتن ستون فقرات است. هیچ آدم عاقلی سقف خانه اش را به دیوار خانه همسایه تکیه نمی دهد، آن هم همسایه ای که بارها نشان داده چشم دیدن ما را ندارد.
اما یک حقیقت مهم دیگر هم وجود دارد: بومی سازی با دستور و بخشنامه اتفاق نمی افتد. کاربر و کسب وکار به شعار رای نمی دهند، به کیفیت رای می دهند. زیرساخت بومی وقتی ستون اقتصاد می شود که کیفیت، سرعت و امنیتش از نمونه خارجی کمتر نباشد. اگر سرویس داخلی کند باشد، اگر پشتیبانی درستی نداشته باشد، یا اگر درگیر بروکراسی و رانت شود، نه تنها پایداری ایجاد نمی کند، بلکه باعث فرسایش اعتماد می شود. حمایت واقعی یعنی ایجاد رقابت، ارتقای استانداردهای فنی و تربیت نیروی متخصصی که بتواند سرویسی در تراز جهانی بسازد.در کنار سخت افزار و نرم افزار، ما به زیرساخت حقوقی و اعتماد هم نیاز داریم. اقتصاد دیجیتال روی بال اعتماد می پرد. اگر کاربر حس کند حریم خصوصی اش جدی گرفته نمی شود یا قوانین هر روز تغییر می کنند، به پلتفرم داخلی پشت می کند. شفافیت، پاسخگویی و ثبات در تصمیم گیری، بخشی از همان زیرساخت بومی است که باید ساخته شود.در نهایت باید گفت اقتصاد دیجیتال برای ایران یک فرصت طلایی است تا میان بر بزند و عقب ماندگی ها را جبران کند. اما این فرصت فقط وقتی به مزیت تبدیل می شود که روی زمینی سفت و خودی بنا شده باشد. پایداری اقتصاد دیجیتال ایران یک انتخاب نیست، یک ضرورت راهبردی است. یا باید زیرساخت خودمان را داشته باشیم، یا همیشه باید منتظر باشیم که دیگران برای سرعت و کیفیت زندگی و معیشت ما تصمیم بگیرند. انتخاب با ماست، اما هزینه اشتباه در این مسیر، فرسایش تدریجی اقتدار اقتصادی کشور خواهد بود.
10:38 - 12 تیر 1405
جامعه
اقتصاد
تحلیل و نظر

11٫8k بازدید