از فرسایش امید تا امکان نوزایی، جامعه ایرانی در آستانه رهبری سوم

✍️فاطمه علیشاهیامید اجتماعی در هر جامعه تنها یک احساس فردی یا هیجان زودگذر نیست، بلکه نوعی سرمایه روانی جمعی است که مسیر حرکت یک جامعه را در گذر زمان شکل می دهد. جامعه ای که از این سرمایه برخوردار باشد حتی در شرایط دشوار نیز توان حرکت و بازسازی خود را حفظ می کند و در برابر فشارهای بیرونی و درونی دچار فروپاشی روانی نمی شود. در مقابل هنگامی که امید اجتماعی دچار فرسایش شود، نه فقط روحیه عمومی بلکه انگیزه مشارکت، اعتماد اجتماعی و احساس اثرگذاری شهروندان نیز کاهش می یابد. در چنین وضعیتی جامعه ممکن است از نظر ظاهری همچنان فعال و پویا به نظر برسد اما در لایه های عمیق تر نوعی خستگی جمعی و احساس بی افقی شکل می گیرد.پژوهش های انجام شده در حوزه روان شناسی اجتماعی و مطالعات اجتماعی نشان می دهد که امید اجتماعی پدیده ای چند بعدی است که از تعامل میان واقعیت های عینی زندگی مردم و برداشت های ذهنی آنان از آینده شکل می گیرد. تجربه زندگی روزمره، وضعیت اقتصادی، احساس عدالت، اعتماد به نهادها و نیز روایت هایی که در فضای رسانه ای و گفت و گوهای اجتماعی جریان دارد، همگی در شکل گیری یا تضعیف این احساس نقش دارند. از این منظر امید نه صرفا محصول شرایط بیرونی و نه صرفا نتیجه نگرش فردی است، بلکه حاصل پیوند میان تجربه زیسته مردم و تصویری است که از آینده جامعه در ذهن آنان ساخته می شود.
جامعه ایرانی نیز در سال های گذشته از این قاعده مستثنا نبوده است. تحولات اقتصادی، فشارهای بیرونی، دشواری های معیشتی و نیز تغییرات سریع در فضای ارتباطی و رسانه ای، مجموعه ای از تجربه های پیچیده را در زندگی روزمره مردم رقم زده است. این تجربه ها در کنار هم گاه به شکل گیری احساس بی ثباتی یا تردید نسبت به آینده انجامیده و در برخی مقاطع نشانه هایی از فرسایش امید اجتماعی را در افکار عمومی پدید آورده است. فرسایش امید اما به معنای نابودی آن نیست. امید اجتماعی همانند یک جریان زیرزمینی در بطن جامعه باقی می ماند و در شرایط مناسب می تواند دوباره سر برآورد و به نیرویی تازه برای حرکت جمعی تبدیل شود.در روان شناسی امید، پژوهشگران بر این نکته تاکید دارند که امید همواره با تصور امکان تغییر پیوند دارد. انسان زمانی امیدوار می شود که بتواند آینده ای متفاوت از وضعیت کنونی را تصور کند و باور داشته باشد که مسیر رسیدن به آن آینده بسته نیست. این تصور زمانی تقویت می شود که جامعه نشانه هایی از حرکت، اصلاح، یا گشایش در برابر خود ببیند. به همین دلیل امید اجتماعی بیش از آن که نتیجه وعده های بزرگ باشد، از دل تجربه های کوچک اما واقعی در زندگی روزمره مردم شکل می گیرد؛ تجربه هایی که نشان می دهد تغییر ممکن است و مسیر پیش رو به طور کامل مسدود نیست.
ازسوی دیگر نباید نقش روایت های اجتماعی را در شکل گیری امید یا یاس نادیده گرفت. جامعه انسانی تنها با واقعیت های عینی زندگی نمی کند، بلکه با روایت هایی که درباره این واقعیت ها ساخته می شود نیز زندگی می کند. گاه یک روایت امیدبخش می تواند توان روانی یک جامعه را برای عبور از دشواری ها افزایش دهد و در مقابل روایت های یاس آلود می تواند حتی در شرایط عادی نیز احساس بن بست ایجاد کند. در دنیای امروز که فضای رسانه ای گسترده تر از هر زمان دیگر شده است، این روایت ها با سرعتی بسیار بالا در میان مردم گردش پیدا می کند و می تواند بر ذهنیت عمومی تاثیر بگذارد.با این حال تاریخ اجتماعی ایران نشان می دهد که جامعه ایرانی از ظرفیت قابل توجهی برای بازسازی امید برخوردار است. در مقاطع گوناگون که جامعه با فشارها یا بحران های مختلف مواجه شده، نوعی توان جمعی برای بازگشت به مسیر حرکت و بازسازی روحیه عمومی شکل گرفته است. این توان را می توان در مفاهیمی مانند تاب آوری اجتماعی، سرمایه فرهنگی و نیز پیوندهای عاطفی میان مردم جست و جو کرد. جامعه ای که از چنین ذخیره های فرهنگی و روانی برخوردار باشد حتی پس از دوره های فرسایش امید نیز می تواند دوباره به سوی نوزایی حرکت کند.
نوزایی امید اجتماعی فرایندی تدریجی است و بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد و احساس اثرگذاری در میان شهروندان وابسته است. هنگامی که افراد جامعه احساس کنند صدای آنان شنیده می شود و نقش آنان در شکل دادن به آینده بی اهمیت نیست، امید اجتماعی به آرامی تقویت می شود. این احساس مشارکت و اثرگذاری نه فقط در عرصه های کلان بلکه در تجربه های روزمره زندگی اجتماعی نیز شکل می گیرد؛ از همکاری های محلی گرفته تا فعالیت های مدنی و فرهنگی که به افراد امکان می دهد خود را بخشی از یک حرکت جمعی بدانند.از نگاه روان شناسی اجتماعی، یکی از مهم ترین عناصر شکل دهنده امید، تجربه موفقیت های کوچک اما ملموس در زندگی جمعی است. هر گامی که به بهبود وضعیت عمومی کمک کند می تواند مانند نشانه ای از امکان تغییر عمل کند و ذهنیت جامعه را به سوی آینده ای روشن تر سوق دهد. چنین تجربه هایی به تدریج تصویر تازه ای از آینده در ذهن مردم ایجاد می کند؛ تصویری که در آن دشواری ها انکار نمی شود اما امکان عبور از آن ها نیز دیده می شود.در کنار این عوامل، نقش نخبگان فکری و فرهنگی نیز در تقویت امید اجتماعی بسیار مهم است. آنان می توانند با تحلیل های واقع بینانه و در عین حال امیدبخش، فضایی ایجاد کنند که در آن جامعه بتواند هم مشکلات خود را ببیند و هم ظرفیت های خود را برای عبور از آن ها درک کند. امید اجتماعی زمانی پایدار می شود که بر پایه واقعیت استوار باشد، نه بر پایه خوش بینی ساده انگارانه. جامعه زمانی به آینده اعتماد می کند که احساس کند سخن گفتن از امید به معنای نادیده گرفتن دشواری ها نیست بلکه تلاشی برای یافتن مسیرهای عبور از آن ها است.
در چنین چارچوبی می توان گفت جامعه ایرانی امروز در نقطه ای ایستاده است که میان تجربه فرسایش امید و امکان نوزایی آن قرار دارد. از یک سو فشارهای اقتصادی و اجتماعی سال های گذشته بر روحیه عمومی تاثیر گذاشته و بخشی از سرمایه امید را فرسوده کرده است، اما از سوی دیگر ظرفیت های فرهنگی، تاریخی و انسانی این جامعه همچنان امکان بازسازی امید را فراهم می کند. آینده امید اجتماعی در ایران بیش از هر چیز به آن وابسته است که این ظرفیت ها چگونه فعال شود و چگونه تجربه های تازه ای از حرکت و پیشرفت در زندگی مردم شکل گیرد.امید اجتماعی در نهایت نه یک شعار بلکه نوعی تجربه زیسته جمعی است. تجربه ای که در آن مردم احساس می کنند آینده هنوز گشوده است و امکان بهتر شدن زندگی وجود دارد. هر جامعه ای که بتواند چنین احساسی را در میان شهروندان خود زنده نگه دارد، حتی در دشوارترین شرایط نیز مسیر حرکت خود را از دست نخواهد داد. جامعه ایرانی نیز اگر بتواند میان واقع بینی و امید تعادلی تازه برقرار کند، قادر خواهد بود از دل فرسایش های گذشته عبور کند و به سوی نوعی نوزایی اجتماعی حرکت کند؛ نوزایی ای که نه بر پایه انکار مشکلات، بلکه بر پایه شناخت آن ها و تلاش جمعی برای تغییر شکل می گیرد.
23:42 - 10 تیر 1405
جامعه
امام و رهبری
حماسه و مقاومت

16٫1k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سپهر بابایی‌
@Sepeher46 ساعت پیش
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌سپهر بابایی‌
سپهر بابایی

@Sepeher4  •  2 روز پیش

دیپلماسی نمی تواند دسترنج میدان را به باد بدهد

اعمال حاکمیت انحصاری ایران بر تنگه هرمز تنگه هرمز با دسترنج خون شهدایمان در میدان بدست آمده ، و هرگز نباید هیچکس ( عمان و ...) به جز ایران در حاکمیت آن دخالتی داشته باشد#بازگشت_به_نظر_رهبری #خونخواهی_امام_و_رهبر_شهید
۴ MB