عرفان با حضور اجتماعی حداکثری در مکتب عرفانی امام خمینی

✍️عبدالله مجدمی از دیرباز تاکنون تصور غالب بر آن بوده است که جمع میان عرفان عملی (سلوک) و حضور اجتماعی ـ سیاسی همچون جمع میان آب و آتش است؛ زیرا در ذات عرفان، سکون و آرامش نهفته است و در ذات حضور اجتماعی و سیاسی، حرارت و جوشش. در این میان، تجارب عرفانی شخصی سالکان و نیز تربیت‌یافتگان مکاتب عرفانی، بهترین شاهد بر صدق این مدعا به شمار می‌رود. طبیعتاً این تصور ریشه در تعریف خاصی دارد که آن مکاتب و سالکان از عرفان عملی (سلوک) ارائه داده‌اند؛ ازاین‌رو اگر بتوان تعریف دیگری از عرفان عملی عرضه کرد، امکان ارائه جمعی سالم میان این دو نیز فراهم خواهد شد.در این میان، تنها در سیره عرفانی و سلوکی امام خمینی است که می‌توان جمعی منطقی و معقول میان عرفان و حضور اجتماعی و سیاسی مشاهده کرد. با دقت نظر می‌توان مکاتب عرفانی را بر اساس نوع رویکردشان نسبت به میزان حضور اجتماعی و سیاسی به چهار قسم تقسیم کرد:۱. عرفان سکولار در این نوع عرفان اساساً نوعی ضدیت با حضور اجتماعی و سیاسی دیده می‌شود. در چنین نگرشی، نه‌تنها حضور اجتماعی و سیاسی امری مذموم و مانع کمال انسان تلقی می‌شود، بلکه حتی موضع‌گیری سیاسی و اجتماعی نیز همین حکم را دارد. نمونه‌ای از این نوع نگرش را می‌توان در عرفان ابن خیثم مشاهده کرد؛ آنجا که پس از شنیدن واقعه جانسوز کربلا و اظهار تأسفی زبانی نسبت به امت پیامبر صلی‌الله علیه و آله، از همین اظهار تأسف نیز پشیمان شده و به گمان آنکه این سخن ذکری الهی نبوده است، تا پایان عمر به استغفار می‌پردازد.۲. عرفان انزوایی همراه با موضع‌گیری اجتماعی و سیاسی
در این نوع عرفان، هیچ‌گونه حضور اجتماعی و سیاسی ـ جز آن مقدار که لازمه اجتماعی بودن انسان است ـ دیده نمی‌شود؛ اما سالک در هنگام وقوع حوادث اجتماعی و سیاسی نسبت به آن موضع‌گیری می‌کند.۳. عرفان با حضور اجتماعی حداقلی در این نوع مکاتب عرفانی، مانعی میان سلوک عرفانی و حضور اجتماعی مشاهده نمی‌شود، اما تأکید ویژه بر اکتفا به حداقل حضور اجتماعی و سیاسی است؛ خواه این حضور به اقتضای اجتماعی بودن زندگی انسان باشد و خواه به اقتضای تکالیف شرعی که برای سالک پیش می‌آید یا بر عهده او نهاده می‌شود. در این نوع عرفان، اصل اول در مواجهه با مناصب اجتماعی و سیاسی ـ حتی در صورت پیشنهاد و اصرار بر پذیرش آن ـ نپذیرفتن منصب است، نه پذیرش آن؛ زیرا از منظر این مکتب، حضور اجتماعی و سیاسی ذاتاً مانعی در مسیر سلوک انسان به شمار می‌رود و تا حد امکان باید از آن پرهیز کرد و تنها به مقدار ضرورت و واجب بسنده نمود. می‌توان نمونه این نوع عرفان را در عرفان مکتب نجف مشاهده کرد.۴. عرفان با حضور اجتماعی حداکثری مقصود از حضور اجتماعی حداکثری آن است که فرد، در عین حفظ ارتباطات عادی و روزمره اجتماعی ـ که لازمه قطعی اجتماعی بودن انسان است ـ خود را در معرض تکالیف و مسئولیت‌های اجتماعی نیز قرار دهد. بدیهی است که صرف اجتماعی بودن انسان، مقتضی چنین سطحی از حضور و مسئولیت‌پذیری نیست.
با توجه به این تقسیم‌بندی، باید توجه داشت که در طول تاریخ ـ و حتی در زمان حاضر ـ بسیار دیده شده است که افراد، در عین آنکه به‌طور کامل از اجتماع کناره‌گیری نمی‌کنند (چنان‌که در برخی مکاتب اخلاقی و عرفانی مشاهده می‌شود)، از حضور اجتماعی فعال نیز پرهیز دارند. بر همین اساس، در قرائت غالب مکاتب عرفانی ـ حتی در مکتب نجف ـ اصل اول در مقام عمل آن است که انسان خود را در معرض مناصب اجتماعی و سیاسی (ابتلائات اجتماعی) قرار ندهد و به نوعی از آن‌ها دوری گزیند. این رویکرد حتی در شرایط حاکمیت یک نظام اسلامی نیز خود را نشان می‌دهد؛ به این صورت که سالک تا حد امکان می‌کوشد خود را در معرض تصدی منصب اجتماعی و سیاسی قرار ندهد و حتی در صورت اصرار دیگران نیز تلاش می‌کند از پذیرش آن اجتناب ورزد.طبیعتاً چنین نوعی از تعامل اجتماعی را می‌توان تعامل حداقلی نامید؛ زیرا در برابر آن می‌توان تعامل حداکثری را تصور کرد. تعامل حداکثری بدین معناست که نه‌تنها اصل اول، پذیرش مسئولیت اجتماعی و سیاسی در صورت تحقق شرایط آن و پرهیز از فرار از آن است، بلکه فراتر از آن، فرد در پی فراهم ساختن مقدمات و زمینه‌های تصدی مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی برای نصرت دین حق و یاری ولیّ الهی نیز برمی‌آید. در این نوع تعامل، سالک اساساً مدار کمال حقیقی و قرب به حق تعالی را جهاد در مسیر تحقق منویات ولیّ الهی حاکم بر جامعه می‌داند؛ جهادی که از دل ارتباطات اجتماعی و سیاسی شکل می‌گیرد و اوج آن در تصدی مناصب سیاسی برای تحقق حاکمیت دین الهی ظهور می‌یابد.
امام خمینی درباره این نگاه اجتماعی حداکثری در عرفان اسلامی می‌فرمایند:«سیر الهی لازم نیست که انسان در یک گوشه بنشیند و بگوید که من می‌خواهم سیر الی اللّه داشته باشم؛ خیر، سیر الی اللّه همان سیره و روش انبیا و خصوصاً پیغمبر اسلام و ائمه معصومین علیهم‌السلام است که در عین حال که در جنگ وارد می‌شدند و می‌کشتند و کشته می‌دادند و حکومت می‌کردند، همه چیز سیر الی اللّه بود.» (صحیفه نور، ج۱۷، ص ۱۷۴)
21:00 - 15 خرداد 1405
جامعه
امام و رهبری
تحلیل و نظر

17٫8k بازدید