در غیاب یک صدا، در حضور یک راه

✍️مصطفی یزدان پناهرحلت امام خمینی(ره) در حافظه تاریخی ایرانیان، صرفاً یادآور فقدان یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نیست؛ این رخداد، نقطه‌ای عاطفی و معرفتی در تاریخ معاصر ایران است؛ لحظه‌ای که یک ملت، نه فقط با خبر درگذشت یک رهبر، بلکه با سنگینی پایان یک دوران روبه‌رو شد. از همین منظر، پرداختن به سالگرد رحلت امام، تنها بازگویی یک واقعه تاریخی نیست، بلکه تلاشی برای فهم نسبت امروز ما با میراث فکری، فرهنگی و اجتماعی اوست.امام خمینی(ره) در تاریخ معاصر ایران، جایگاهی دارد که تحلیل آن صرفاً با ابزارهای سیاست ممکن نیست. او بی‌تردید رهبر انقلابی بود که مسیر تاریخ ایران را تغییر داد، اما در کنار این نقش، باید او را به‌مثابه یک پدیده فرهنگی نیز خواند؛ شخصیتی که توانست میان سنت دینی، خواست اجتماعی و اراده تاریخی مردم، نوعی پیوند معنادار برقرار کند. این پیوند، همان عاملی بود که نهضت او را از سطح یک اعتراض سیاسی فراتر برد و به جریانی عمیق و ماندگار در متن جامعه تبدیل کرد.یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیت امام، قدرت او در بازتعریف نسبت دین و جامعه بود. در روزگاری که برخی می‌کوشیدند دین را به حوزه‌ای فردی و منزوی محدود کنند و برخی دیگر، سیاست را عرصه‌ای جدا از اخلاق و معنا بدانند، امام خمینی(ره) قرائتی از دین ارائه کرد که در آن، مسئولیت اجتماعی، عدالت‌خواهی، کرامت انسان و مبارزه با سلطه، بخشی از زیست دینی به شمار می‌آمد. از این منظر، سخن او صرفاً خطاب به نخبگان نبود؛ زبان او، با وجود عمق فکری، به زندگی مردم نزدیک بود و همین نزدیکی، راز نفوذ ماندگار او در وجدان عمومی جامعه شد.
رحلت امام در خرداد ۱۳۶۸، از این جهت نیز رویدادی کم‌نظیر بود که ابعاد اجتماعی و عاطفی آن، فراتر از محاسبات معمول سیاسی قرار می‌گرفت. تصاویر و روایت‌های آن روزها، از اندوهی جمعی حکایت می‌کنند که تنها در سوگ چهره‌ای محبوب شکل نگرفته بود؛ جامعه در سوگ کسی نشسته بود که برای بخش بزرگی از مردم، نشانه امید، مقاومت، استقلال و بازگشت به خودِ تاریخی بود. آن تشییع کم‌نظیر، فقط بدرقه یک پیکر نبود؛ نمایش فشرده‌ای از رابطه عاطفی ملت با شخصیتی بود که توانسته بود در سخت‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر، به مرجع اعتماد عمومی تبدیل شود.با این حال، میراث امام را نباید تنها در خاطره‌ عاطفی جست‌وجو کرد. هرگونه مواجهه جدی با نام و یاد او، زمانی ثمربخش خواهد بود که از سطح مناسبت‌های تقویمی فراتر برود و به پرسش از «امتداد» اندیشه او در اکنون بینجامد. امروز که جامعه ایرانی با مجموعه‌ای از چالش‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی روبه‌روست، بازخوانی میراث امام بیش از هر چیز، نیازمند فهم اصول بنیادینی است که او بر آن‌ها تأکید داشت: اتکا به مردم، دفاع از استقلال، حساسیت نسبت به محرومان، پرهیز از اشرافی‌گری، و اصرار بر پیوند اخلاق و سیاست.
در فضای فرهنگی امروز، یکی از خطرهایی که همواره میراث شخصیت‌های بزرگ را تهدید می‌کند، تقلیل آنان به مجموعه‌ای از نقل‌قول‌ها و تعابیر تکراری است. امام خمینی(ره) نیز از این آسیب مصون نبوده است. اگر قرار باشد نام او تنها در مراسم رسمی تکرار شود، اما دغدغه‌های اصلی او در عرصه عدالت، ساده‌زیستی، خودباوری ملی و صیانت از هویت فرهنگی به حاشیه رانده شود، در واقع با «یاد» او مواجه نیستیم، بلکه با تصویری کم‌جان و تشریفاتی از او روبه‌رو هستیم. بزرگداشت حقیقی، نه در تکرار نام‌ها، بلکه در زنده‌نگه‌داشتن معناهاست.از منظر فرهنگی، امام خمینی(ره) در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ ایران، اعتمادبه‌نفس جمعی را احیا کرد. جامعه‌ای که سال‌ها زیر فشار سلطه سیاسی و فرهنگی، دچار نوعی خودکم‌بینی تاریخی شده بود، در سخن و سیره او بار دیگر به این باور رسید که می‌توان مستقل ایستاد، می‌توان بر توان مردم تکیه کرد و می‌توان بدون انحلال در الگوهای مسلط جهانی، راهی بومی و مبتنی بر هویت خود برگزید. این وجه از میراث امام، امروز نیز برای نسل جدید واجد اهمیت است؛ نسلی که در معرض انبوهی از روایت‌های متعارض، بیش از هر زمان دیگر به بازتعریف نسبت خود با هویت، امید و آینده نیاز دارد.البته بازخوانی میراث امام، تنها زمانی معتبر و مؤثر خواهد بود که با صداقت و جامع‌نگری همراه شود. شخصیت‌های تاریخی بزرگ را نه باید به اسطوره‌هایی دور از دسترس تبدیل کرد و نه باید آنان را از زمینه تاریخی‌شان جدا ساخت. امام خمینی(ره) نیز باید در متن زمانه خود، در نسبت با نیازهای جامعه و در چارچوب آثار و کنش سیاسی و فرهنگی‌اش فهم شود. چنین مواجهه‌ای، هم امکان شناخت منصفانه‌تر را فراهم می‌کند و هم راه را بر بهره‌برداری‌های سطحی و موسمی می‌بندد.
سالگرد رحلت امام، در این معنا، فرصتی برای تأمل دوباره است: تأمل در اینکه یک ملت چگونه می‌تواند حول یک افق مشترک گرد آید؛ چگونه رهبری دینی می‌تواند در متن تحولات اجتماعی اثرگذار شود؛ و چگونه یک اندیشه، اگر با مردم، صداقت و اراده تاریخی پیوند بخورد، از مرز زمان عبور می‌کند. امام خمینی(ره) برای ایران معاصر، فقط یک نام در گذشته نیست؛ بخشی از مسئله امروز ما و بخشی از پرسش آینده ماست.شاید مهم‌ترین راه پاسداشت یاد او نیز همین باشد که به جای توقف در سوگ، به سوی فهم مسئولانه میراثش حرکت کنیم. سوگ، اگر به آگاهی نینجامد، در حد احساس باقی می‌ماند؛ اما هنگامی که به بازاندیشی در مسیر، آرمان و مسئولیت جمعی منتهی شود، می‌تواند به نیرویی برای تداوم تاریخی بدل گردد. رحلت امام خمینی(ره) از این حیث، نه فقط یادآور فقدان یک شخصیت بزرگ، بلکه یادآور ضرورت حفظ راهی است که با ایمان مردم، آگاهی تاریخی و مطالبه کرامت انسانی گره خورده بود.در غیاب آن صدا، هنوز این راه است که سخن می‌گوید؛ راهی که ماندگاری‌اش، نه در تکرار گذشته، بلکه در توان آن برای پاسخ‌دادن به نیازهای امروز و فردای جامعه معنا پیدا می‌کند.
10:59 - 14 خرداد 1405
جامعه
امام و رهبری
تحلیل و نظر

1 واکنش
14٫4k بازدید