آدرس غلط در تحلیل اعتراضات
✍️دکتر زهرا باقریدر پی تلاطمهای اخیر که ردپای برخی رفتارهای ناهنجار در محیطهای دانشگاهی دیده شد، موجی از نقدها به سمت اساتید، سرفصلهای دروس و رؤسای دانشگاهها روانه گشت. اما این یک آدرس غلط در تحلیل است؛ چرا که بسیاری از کنشگران این وقایع، دانشجویان نو ورودی بودند که تنها چند هفته از حضورشان در دانشگاه میگذشت. این یعنی دانشگاه در اینجا صرفاً یک «ویترین» برای نمایشِ بذرهایی است که در دوران دوازدهسالهی مدرسه کاشته شدهاند و کنشگری در دانشگاه، عملاً محصول دوران دبیرستان است.این واقعیت که دبیرستان ریشه و پیشنیاز کنشگری در دانشگاه است، حامل یک هشدار راهبردی است: لزوم توجه ویژه به «دختران نوجوان». تنشهای بیسابقه در برخی دبیرستانهای دخترانه و تغییر لحن مطالبات به سمت مسائل هویتی، نشان داد که نوک پیکان حملات از دانشگاه به سمت «ادراک» دختران تغییر جهت داده است؛ چرا که تغییر در تصویر ذهنی دختر نوجوان در حساسترین سنین هویتیابی، به معنای تغییر در ریلگذاری آیندهی سبک زندگی ایران است.مشکل اساسی این است که دختران در فقدانِ «فضای گفتگو» در مدرسه، به اولین اهداف تغییر میدان درگیری تبدیل شدهاند. آنها برخلاف پسران که الگوهای کنشگریشان اغلب شناختهشدهتر است، در دوران دبیرستان با یک «خلاءِ تبیینی» بزرگ روبرو هستند. آنها از سویی حاملانِ اصلی فرهنگ و سبک زندگی در آیندهاند و لایهی راهبردی هویت ملی محسوب میشوند و از سوی دیگر، در مدرسه کمترین فرصت را برای «تمرین گفتگو» و «واکاوی ذهنی» پیدا میکنند.
نظام آموزشی ما، دختر نوجوان را در یک محیط یکطرفه رشد میدهد که در آن او فقط یک «شنوندهی منفعل» است. وقتی او در مدرسه هیچ فضایی برای «تمرینِ نقادی»، «پرسشگری» و «تخلیه فکری» نداشته باشد و ناگهان از محیط کنترلشدهی مدرسه به اقیانوس بیساحل دانشگاه پرتاب شود، طبیعتاً در برابر موجهای رسانهای که با زبان هیجان با او حرف میزنند، خلع سلاح میشود.در اینجاست که ضرورت «تریبونهای آزادِ دانشآموزی» به عنوان یک سازوکار پیشگیرانه مطرح میشود. اما این تریبونها چه تفاوتی با مدلهای دانشگاهی دارند؟ در دانشگاه، تریبون آزاد غالباً به فضایی برای «اعلام مواضع نهایی»، «مرزبندیهای جناحی» و گاهی «تخلیه هیجانات رسوبکرده» تبدیل میشود؛ یعنی زمانی که دانشجو از قبل به یک نتیجه رسیده و حالا فقط آن را فریاد میزند. اما در دبیرستان، تریبون باید یک «کارگاه تولید اندیشه» باشد.در تریبون مدرسهای، موضوع بحث نه کلانروایتهای سیاسی، بلکه «تحلیل نسبت خود با جهانِ جدید» است. اینجا جایی است که دختر نوجوان میآموزد چگونه تعارضهای ذهنیاش درباره «آزادی»، «حقوق اجتماعی» و «اقتدار ملی» را پیش از آنکه به خشم تبدیل شوند، در بوتهی نقد و استدلال بگذارد. تریبون مدرسه، «امنیت قبل از حادثه» است؛ یعنی نوجوان میآموزد که چگونه پشتِ پردهی روایتهای مجازی را ببیند تا فردا در صحن دانشگاه، به جای آنکه ابزاری برای پروژههای سیاسی دیگران شود، خود به یک «سوژهی آگاه» و کنشگر تبدیل گردد و به جای آنکه دانشجو در ۱۸ سالگی و در کف صحن دانشگاه با مفاهیم سیاسی برخورد کند، در ۱۵ سالگی و در محیط امن مدرسه، آدابِ نقد و تفکر نقادانه را تمرین کردهاست.
اگر به دنبال تحقق «الگوی سوم زن» هستیم، باید بدانیم زنی که قدرت تحلیل نداشته باشد، نمیتواند تمدنساز باشد. ایجاد این تریبونها در مدارس دخترانه، راهی برای رسمیتبخشیدن به شخصیت نوجوان و جسارتبخشی به ذهنهای جستوجوگر است. ما نیاز داریم که تریبون را به مدارس ببریم تا دخترِ ایرانی پیش از ورود به دانشگاه، «سواد کنشگری» را آموخته باشد. تحول، از سردرِ دانشگاه شروع نمیشود؛ آدرس درست، حیاطِ مدارس دخترانهی ما است.
18:42 - 8 خرداد 1405