هنر کتاب نخواندن
✍️امیرحسناوصالیاز قول بیهقی نقل کردهاند که: "هیچ چیز نیست که به خواندن نیرزد"، حال آنکه این قول از مشهورات بیاساس است. همهی ما به تجربه دریافتهایم که بسیاری از کتابها به یکبار خواندن نمیارزند و بسیاری از آنها نیز ارزش تورق جدی هم ندارند. و برعکس بعضی کتابها هستند که مادامالعمر میتوان و میباید آنها را خواند و از طراوتشان جان را لطافت بخشید. متاسفانه امروزه با پدیدهای به نام "انفجار مطبوعات" مواجه هستیم که با تولید انبوه کتابهای زرد، صورتی و قرمز! ذائقهی مخاطب را دگرگون و تیر "تجمّل" به ذهن او میزنند و آن را از "معنا" دور میکنند.این واقعیتی مشهود است که وقتی "پرخوانها" و "مترجمها" خود مؤلف میشوند و ساز قلم بهدست میگیرند، نه از سر درایت که از سر ارادت به کتابت است و کتابخوانی!، که طاقت خواص را نیز دچار عجز و ناتوانی میکنند؛ و کارشان فقط تصریع و موزائیکسازی از اقوال و آثار نوازندگان دیگر است که با قلمشان طنازیها کردهاند.این اشخاص خود منتقد میشوند و منتقدین را بیسواد قلمداد کرده و گاهی از تیغ تکفیر سیستم نیز میگذرانند!این نه فقط در ادبیات و رمان بلکه در فلسفه و دین نیز کاملا مشهود است؛ و چه کاغذ و مرکّبها که اسراف این شهوت نوشتنها شدهاند و برخی قلمها در بسط مصلحتاندیشی شکسته و در خانهی دل محبوس شدند. آثار گذشتگان گاهی ذکری بود که انسان را متذکر میکرد و حالا وردخوانیِ ما بیشتر لقلقهی زبان شده و "تجملسرایی" از کتابها!
قدیمیها کم و خوب میخوانده و مینوشتند و ما اکنون بد میخوانیم و بسیار. لطفا نگویید فلان کتاب را نتوانستم بخوانم، بلکه بگویید فلان کتاب نتوانست خوانده بشود چون هنر خواندگی نداشت و موزائیکسازی بود از کتابت گذشتگان.کاش هنر کتاب نخواندن را در معیت هنر خوب خواندن قرار بدهیم و ذهن را از کثرت الفاظ دور و به سمت دریای "معنا" نزدیک بکنیم، که نور معنا از علم بنفع میماند و بس. پس در این دریای کتابتها باید مرواریدسنج داشت تا کتابِ خوب و بد را تمییز و تشخیص داد و خود را مشغول امر بیهوده نکرد.
22:29 - 5 خرداد 1405