"پیروزی در میدان، آزمون در حکمرانی"
✍️افسانه حاجیلوتحولات سالهای اخیر در منطقه نشان میدهد که معادلات قدرت در غرب آسیا دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. در بسیاری از تحلیلهای راهبردی، از افزایش نقش و اثرگذاری جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای سخن گفته میشود؛ وضعیتی که بیانگر نوعی تثبیت اقتدار در برخی حوزههای امنیتی و سیاسی است. با این حال پرسش مهمی که در فضای کارشناسی مطرح میشود این است که چگونه میتوان این دستاوردهای میدانی و سیاسی را به ظرفیتهای پایدار در عرصه حکمرانی تبدیل کرد.تجربه تاریخی کشورها نشان میدهد که پیروزی در میدان، اگر به اصلاح ساختارهای اقتصادی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای کارآمدی حکمرانی منجر نشود، نمیتواند به تنهایی ضامن ثبات و پیشرفت بلندمدت باشد. در واقع اقتدار زمانی به سرمایه ملی تبدیل میشود که آثار آن در زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعه نیز قابل مشاهده باشد.به بیان دیگر، چالش اصلی در مرحله کنونی صرفاً حفظ دستاوردهای راهبردی نیست، بلکه تبدیل این دستاوردها به سازوکارهایی است که بتوانند در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و نهادی کشور اثرگذار باشند. اگر این تبدیل بهدرستی انجام نشود، حتی مهمترین موفقیتهای راهبردی نیز ممکن است در سطح دستاوردهای مقطعی باقی بمانند.شکاف میان اقتدار و حکمرانیدر بسیاری از تجربههای جهانی، فاصلهای میان موفقیتهای امنیتی و کیفیت حکمرانی دیده میشود. این فاصله زمانی کاهش مییابد که نظام سیاستگذاری بتواند دستاوردهای راهبردی را به فرصتهای اقتصادی، اجتماعی و نهادی تبدیل کند.
در ایران نیز بخشی از چالشهای موجود را میتوان در همین نقطه جستوجو کرد. جامعه زمانی آثار واقعی اقتدار ملی را احساس میکند که این اقتدار در قالب ثبات اقتصادی، امید اجتماعی، کارآمدی نهادی و بهبود کیفیت زندگی مردم بازتاب پیدا کند.در غیر این صورت، فاصله میان «اقتدار در سطح کلان» و «تجربه روزمره جامعه» میتواند به یک مسئله مهم در حکمرانی تبدیل شود؛ مسئلهای که نیازمند نگاه راهبردی در سیاستگذاری است.پیوند امنیت، اقتصاد و سرمایه اجتماعییکی از نکات مهم در تحلیل تجربههای موفق توسعه این است که امنیت، اقتصاد و سرمایه اجتماعی سه مؤلفه بههمپیوسته هستند. تقویت هر یک از این حوزهها بدون توجه به دو حوزه دیگر نمیتواند به ثبات پایدار منجر شود.اقتدار امنیتی زمانی به سرمایه ملی تبدیل میشود که بتواند زمینههای رشد اقتصادی و افزایش اعتماد اجتماعی را نیز فراهم کند. از سوی دیگر، اقتصاد پویا و جامعه منسجم نیز خود به تقویت قدرت ملی کمک میکنند.از این منظر، سیاستگذاری مؤثر نیازمند نگاهی یکپارچه به این سه حوزه است؛ نگاهی که بتواند میان دستاوردهای امنیتی، سیاستهای اقتصادی و ظرفیتهای اجتماعی ارتباطی معنادار ایجاد کند.سرمایه اجتماعی؛ ظرفیت راهبردی جامعه ایرانییکی از مهمترین ویژگیهای جامعه ایرانی در بزنگاههای تاریخی، حضور فعال مردم در عرصههای مختلف بوده است. تجربههای گوناگون نشان داده است که جامعه ایرانی در شرایط دشوار توانایی قابل توجهی برای همبستگی اجتماعی و مشارکت جمعی دارد.
این ظرفیت اجتماعی اگر به صورت نهادمند در فرآیند حکمرانی مورد توجه قرار گیرد، میتواند به یکی از مهمترین منابع قدرت ملی تبدیل شود. بسیاری از کشورها توانستهاند از طریق سازماندهی مشارکتهای مردمی، بخشی از مسائل اقتصادی و اجتماعی خود را با هزینه کمتر و کارآمدی بیشتر مدیریت کنند.در ایران نیز شبکههای مردمی، فعالیتهای داوطلبانه و گروههای جهادی نمونههایی از این ظرفیت اجتماعی هستند که در صورت طراحی سازوکارهای مناسب میتوانند نقش مؤثری در حل مسائل مختلف ایفا کنند.اقتصاد تابآور؛ ضرورتی برای ثبات ملیاقتصاد مقاوم در برابر شوکهای بیرونی یکی از عناصر مهم امنیت ملی در جهان امروز به شمار میرود. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که فشارهای خارجی در برخی موارد به فرصتی برای بازسازی ساختارهای اقتصادی و تقویت توان داخلی تبدیل شدهاند.برای ایران نیز شرایط موجود میتواند زمینهای برای بازنگری در برخی وابستگیهای اقتصادی و تقویت زنجیره تولید داخلی فراهم کند. توسعه فناوریهای بومی، تقویت صنایع داخلی و افزایش بهرهوری از جمله اقداماتی است که میتواند به افزایش تابآوری اقتصاد ملی کمک کند.اقتصادی که توانایی سازگاری با فشارهای بیرونی را داشته باشد، نه تنها در برابر بحرانها آسیبپذیر نیست، بلکه میتواند از همین شرایط برای رشد و نوآوری نیز بهره بگیرد.فرهنگ اقتصادی و نقش جامعهدر کنار اصلاحات ساختاری در اقتصاد، توجه به فرهنگ اقتصادی جامعه نیز اهمیت زیادی دارد. تجربههای مختلف نشان داده است که موفقیت بسیاری از سیاستهای اقتصادی به میزان مشارکت و همراهی مردم وابسته است.
اصلاح الگوی مصرف، توجه به بهرهوری منابع و تقویت روحیه مسئولیت اجتماعی از جمله عواملی هستند که میتوانند به افزایش توان اقتصادی کشور کمک کنند. در بسیاری از کشورها، پویشهای اجتماعی نقش مهمی در مدیریت بحرانهای اقتصادی ایفا کردهاند.چنین تجربههایی نشان میدهد که سیاستگذاری اقتصادی تنها به تصمیمهای دولتی محدود نمیشود و نیازمند مشارکت فعال جامعه است.بازدارندگی هوشمند در معادلات منطقهایدر دنیای امروز مفهوم بازدارندگی تنها به قدرت نظامی محدود نمیشود. بازدارندگی مؤثر ترکیبی از ابزارهای اقتصادی، سیاسی و حقوقی است که میتواند هزینه اقدامات خصمانه را برای رقبا افزایش دهد.در این چارچوب، مدیریت هوشمند ظرفیتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی کشور میتواند به تقویت جایگاه ایران در معادلات منطقهای کمک کند. استفاده از این ظرفیتها برای شکلدهی به قواعد جدید همکاری و تعامل در منطقه، یکی از ابزارهای مهم حکمرانی در جهان معاصر محسوب میشود.چنین رویکردی میتواند همزمان امنیت ملی را تقویت کرده و فرصتهای اقتصادی تازهای برای کشور ایجاد کند.ضرورت نگاه راهبردی در سیاستگذارییکی از چالشهای مهم در نظامهای مدیریتی، غلبه نگاه کوتاهمدت بر تصمیمگیریهاست. در حالی که بسیاری از مسائل کلان نیازمند برنامهریزی بلندمدت و هماهنگی میان بخشهای مختلف حکمرانی هستند.اگر دستگاههای اجرایی صرفاً به مدیریت روزمره مسائل بپردازند، فرصت تبدیل دستاوردهای مهم به ساختارهای پایدار از دست خواهد رفت. از این رو ضروری است نگاه راهبردی در فرآیند تصمیمگیری تقویت شود و هماهنگی بیشتری میان حوزههای مختلف سیاستگذاری شکل گیرد.
جمعبندیایران امروز در مرحلهای قرار گرفته که میتوان آن را یکی از مقاطع مهم در مسیر تحولات راهبردی کشور دانست. در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه سیاستگذاری آن است که دستاوردهای امنیتی و سیاسی را به ظرفیتهای پایدار در حوزه حکمرانی تبدیل کند.این هدف زمانی محقق میشود که میان سه حوزه اساسی پیوندی مؤثر برقرار شود: اقتدار امنیتی، پیشرفت اقتصادی و انسجام اجتماعی.اگر چنین پیوندی شکل گیرد، دستاوردهای امروز میتواند به پایههای ثبات و پیشرفت آینده کشور تبدیل شود؛ در غیر این صورت حتی مهمترین موفقیتهای راهبردی نیز ممکن است به فرصتهایی از دسترفته بدل شوند.
19:49 - 3 خرداد 1405