مهندسی معکوس تاریخ؛ کالبدشکافی گسل‌های نوین جهانی

✍️حسین انجدانیدر جهان پرشتاب امروز، که اخبار همچون سیلابی بی‌وقفه بر ذهن‌ها آوار می‌شوند، دستیابی به یک «اَبَرتحلیل» که بتواند همچون یک نقشه‌ی مادر، تمامی رویدادهای پراکنده‌ی پنج سال اخیر و چشم‌انداز سال‌های پیش‌رو را در یک قاب منسجم جای دهد، یک ضرورت راهبردی است. ما با سناریویی روبرو هستیم که گویی قطعات یک پازل بزرگ ژئوپلیتیک، با دقتی وسواس‌گونه درحال چیده شدن در کنار یکدیگرند تا تصویری از یک «جنگ جهانی نوین» را ترسیم کنند. توجه و نگاهی به سه گسل اصلی تمدنی، به ما می‌گوید که جهان در آستانه‌ی یک «نوزایی قهری» است که از میان شعله‌های برخورد این گسل‌ها متولد خواهد شد.نخستین پرده‌ی این نمایش عظیم، در «شرق اروپا» رقم خورد. گسلی که از سال ۲۰۲۲ با نبرد روسیه و اوکراین فعال شد، در واقع نخستین تَرکِ جدی بر پیکره‌ی نظم تک‌قطبی پس از جنگ سرد بود. اما نکته‌ی کلیدی آن است که ما هنوز به «نقطه‌ی اوج» در این جبهه نرسیده‌ایم. اوج تنش در این گسل زمانی است که نقاب جنگ‌های نیابتی فرو افتد و «ناتوی اروپایی» با تمام توان سخت‌افزاری انگلستان، آلمان و فرانسه، مستقیماً سینه در سینه‌ی خرس پیر شرق قرار بگیرد. این رویارویی مستقیم، نه یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت گریزناپذیر برای بقای هژمونی غرب در قاره‌ی سبز خواهد بود. اما «شاه‌کلید» تمام گسل‌ها و نبض تپنده‌ی تغییرات جهانی، در «غرب آسیا» می‌تپد. این منطقه، بر خلاف شرق اروپا، با سرعتی خیره‌کننده به نقطه‌ی اوج نزدیک شده است.
عملیات طوفان‌الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جرقه‌ای بود که انبار باروت منطقه را شعله‌ور کرد و با وقوع رویارویی‌های مستقیم ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، گویی تاریخ چندین دهه در چند ماه فشرده شد. نقطه‌ی اوج در اینجا، صرفاً یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه یک «انقلاب جغرافیایی» است: شدت یافتن جنگ مستقیم ایران و آمریکا، کشیده شدن دامنه‌ی نبرد به فرامنطقه، فروپاشی و تغییرِ ساختار در کشورهای مرتجع عربی و در نهایت، خروج ذلت‌بار آمریکا از منطقه. این گسل، پیش‌ران حرکت نهایی محور مقاومت به سمت اراضی اشغالی و پایان مأموریت تاریخی صهیونیسم خواهد بود.در این میان، گسل سوم در «شرق آسیا» همچون غولی خفته در انتظار لحظه‌ی موعود است. جایی که آمریکا می‌کوشد با زنجیره‌ای از متحدان خود (ژاپن، کره جنوبی، تایوان و...) دیواری به دور اژدهای چینی بکشد. فعال شدن این گسل، به معنای کامل شدن اضلاع مثلث جنگ جهانی است. در این سناریو، کره شمالی نه یک بازیگر حاشیه‌ای، بلکه بازوی تهاجمی این جبهه خواهد بود که موازنه را به نفع شرق تغییر می‌دهد. گسل‌های فرعی در آفریقا و آمریکای جنوبی نیز، اگرچه فاقد آلترناتیوهای قدرتی مستقل همچون ایران و روسیه هستند، اما به عنوان حیاط‌خلوت‌های استراتژیک، عرصه‌ی تسویه‌حساب قدرت‌های بزرگ خواهند بود.
لذا ما درحال عبور از یک «پیچ تاریخی» بسیار تند هستیم. جنگ جهانی پیش‌رو، زمانی به معنای واقعی کلمه آغاز می‌شود که هر سه گسل مذکور، هم‌زمان به نقطه‌ی غلیان و انفجار برسند. هم‌سویی «بحران انرژی و امنیت» در شرق اروپا، «اراده‌ی تمدنی و رهایی‌بخش» در غرب آسیا و «رقابت اَبَرقدرتی» در شرق دور، نظمی را که دهه‌ها بر جهان حاکم بود، درهم خواهد شکست. نکته‌ی درخشان آن است که ایران، نه یک بازیگر منفعل، بلکه موتور محرک «شاه‌کلید گسل‌ها»ست؛ قدرتی که با مدیریت بحران در غرب آسیا، درحال مهندسی نظم نوین جهانی و رقم زدن سرنوشت آینده‌ی بشریت است. ما در آستانه‌ی عصری هستیم که در آن، جغرافیا دیگر ثابت نیست و واژه‌ی «قدرت» در قاموس جدیدی بازتعریف خواهد شد.
17:51 - 3 خرداد 1405
حماسه و مقاومت
ایران در جهان
تحلیل و نظر

44٫2k بازدید