چرا جمعیت کم، بحران محسوب میشود؟
✍️فاطمه تقیزاده حقیقی در تمام جهان به طور طبیعی از سرعت غیرمنطقی و غیرمعقول کاهش جمعیت یا تهدید نسل به عنوان بحران نام میبرند. چراکه نیروی انسانی همچنان در جهان کنونی سنگ بنای توسعه تمدن است. پیشرفت در ذات خودش وابسته به قدرت جمعیتی است. پیری جمعیت و کاهش نیروی جوان مخاطرات امنیتی را هم، در پی دارد. البته قطعا الزاماتی برای بالفعل شدن این قدرت نیاز است مثل آموزش یا ایجاد زمینههای اقتصادی.باید توجه داشته باشیم که برای رسیدن به توسعه تمدنی و پیشرفت، وقتی سرعت تحدید نسل و کاهش جمعیت غیرمنطقی میشود و شیب به شدت نزولی پیدا میکند، طبیعی است که از واژه بحران، برای توصیف آن استفاده کنیم. طی جنگ جهانی دوم که غریزه جنسی و عشق و زاد و ولد رو به خاموشی رفته بود، با کاهش جمعیت روبهرو شد. در ادبیات روانشناسی میگوییم نیازها تغییر پیدا میکنند و اولویت انسانها از توسعه، عشق، زایایی به مراقبت از خویش، امنیت و محافظت از جان تحول مییابد. طبیعی است که وقتی جنگ جهانی دوم پایان یافت، فضای جهان و عشق دوباره به جای خودش برگشت و میل به زایایی، نهتنها تعداد کشتههای جنگ را جبران کرد، بلکه جمعیت در تمام دنیا رو به فزونی نهاد و پس از این دوره، بر اثر فعل و انفعالات فرهنگی، به تدریج جمعیت جهان رو به کاهش گذاشت و با یک توقفی مواجه بودیم که جمعیت یک حالت تحدیدی به معنای کاهشی پیدا کرد.چه شد که ما در شدیدترین وضعیت جنگی خودمان یعنی هشت سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، در کشور با بیشترین رشد و نمو جمعیت یعنی متولدین دهه ۶۰ مواجه شدیم؟
بنابراین جنگ ما یعنی آن جنگ سخت، در عمل موجب همبستگی، همدلی، یکسان بودن، برقراری سطوحی از عدالت و برقراری نسبت معقول و میزان بین ساختار و جامعه یعنی حاکمیت و جامعه شد. و جنگ به عنوان یک عنصر خارجی نتوانست جلوی زایایی، عشق و شکوفایی غریزه جنسی را بگیرد.چه شد که ما بعد از فراغت از جنگ، روند برعکسی را طی کردیم؟ مسئله جنگ اصلی است که در ساحت نابرابری، تبعیض و عدم شناخت تحولات رخ داده است. درست است که بخشی از این از سوی غرب به ما تحمیل شد، اما برای بخش اعظمی از آن پیکان به سمت ساختار، کج فهمی ساختار و ناکارآمدی ساختار است. نابرابری اقتصادی امروز حول اقتصاد و عدم فهم فرهنگی اتفاق افتاده است که نمودار جمعیت را به سمت واژه بحران، تحدید و تهدید کرده است.
17:47 - 31 اردیبهشت 1405