از تشتِ هیرودیا تا تنورِ کربلا وتا خیابان کشوردوست. روایتی تطبیقی از سه شهادت الهی.
✍️دکتر محمد رستمی نجف آبادی تاریخ فقط جابهجایی قدرتها نیست؛ نبردِ اخلاق با بیاخلاقی است.آنگاه که کاروان عشق به سوی کربلا در حرکت بود، اباعبدالله الحسین علیه السلام در میانهی راه، سر بر یال اسب نهاد و در خوابی کوتاه، حقیقتی بزرگ بر او متجلی شد:«إِنَّ اللَّهَ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلاً»چون برخاست، با آهی جانسوز از پستیِ این دنیا سخن گفتند و بیآنکه خطاب به کسی باشد، مرثیهی حضرت یحیی علیه السلام را خواندند:«وَ مِن هَوانِ الدُّنیا اَنَّ رَأسَ یَحیَی بنِ زَکَرِیّا اُهدِیَ اِلی بَغِیٍّ مِن بَغایا بَنِی اِسرائیل»از پستیِ دنیا نزد خدا همین بس که سرِ یحیی بن زکریا به عنوان هدیه به سوی زنِ ناپاکی از ناپاکان بنیاسرائیل فرستاده شد.گویی در آن لحظاتِ تاریخساز، سیدالشهدا علیه السلام میخواست به همهی اعصار یادآوری کند که خونِ حق، بهایِ ایستادگی در برابر لجنزارهای فساد است؛ خونی که از محراب پیامبران تا گودال قتلگاه جاری شد تا پرده از چهرهی کریه شهوتپرستان تاریخ بردارد.و چه چهرهای زشتتر از صحنهای که سرِ یک پیغمبر خداوند در تشتی طلایی، هدیهی کامِ هوسِ یک زن بدکاره شود.همان جا که سرِ حضرت یحیی در تشت طلا قرار گرفت و حقیقت عریان شد. همان جا که یکتنه در برابر فساد جنسی و بدعت اخلاقی حاکم زمانه ایستاد. همان جایی که آن زن بدکاره (هیرودیا) هم شرط کام دادن به حاکم وقت، هیرودیس، را سرِ یحیی پیغمبر تعیین کرده بود؛ چرا که آن پیغمبرخدا آینهی دق فساد آن زن بدکاره بود.و این سنت زمانه است: هر جا پاکی باشد، ناپاکان برای بقای عیش خود، چارهای جز بریدن سر آن پاکی نمیبینند.
اگر در آن روزگار، هیرودیس و آن زن فاجره تابِ کلام حق یحیی را نداشتند، امروز نیز وارثان همان شجرهی خبیثه، در هیبت صهیونیسم خونآشام و تمدن اپستین، تاب شنیدن فریاد تقوا و پاکیِ رهبر شهید ما را نداشتند .جرم امام شهید ما هم مانند حضرت یحیی این بود که در دنیایِ «اپستینها» و «تِدیهای» مدرن، پرچم حیا، غیرت و معنویت را بالا برد. او سدی و فریادی بود در برابر هجوم اخلاقی کسانی که میخواستند تمام دنیا را به یک جزیرهی فاسد تبدیل کنند. صهیونیسم، که وارث کینهی هیرودیا است، سرِ رهبرِ الهی ما را هدف گرفت؛ چون او نیز بساط عیاشیِ جهانیِ جنایتکاران شهوتپرست را به لرزه درآورده بود.در تواریخ آمده است که پس از شهادت مظلومانه یحیی (ع)، خون او بر زمین قرار نگرفت و سالها جوشید و رسوایی ظالمان را در پی داشت . همچنین بیان شده است که سرِ امام حسین علیه السلام بر نیزهها خواند:«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ و الرقیم کانوا من ایاتنا عجبا.وظالمان را در آتش قهر الهی خاکستر کرد.و اگر این سنت الهیِ است که جوشش خونِ مظلوم تکرار میشودامروز نیز خونِ رهبر شهیدمان، امام خامنهای، در رگهای مردم جریان یافته و آنان را به قیامی علیه ظالمان فرا میخواند. خونی که جوشان تر از خون حضرت یحیی است و هر قطرهاش لشکری از اصحاب حق را در هر شهرو روستا و هر کوی و خیابان این کشور به میدان آورده است واین جوشش تا ویرانی کاخ هیرودیسهای زمانه، آرام نخواهد گرفت.شهادتِ امام علی خامنهای قدس الله نفسه الزکیه ، نه یک پایان، که «بعثتی دوباره» است.
ما رهروان ان امام شهید با او عهد بستهایم که از پستی این دنیای دون نهراسیم.اگر «إِنَّ اللَّهَ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلاً» تقدیرِ رهبر شهید ما بود،تقدیرِ ما نیز «إِنَّ اللَّهَ شَاءَ أَنْ يَرَانَا مُنْتَقِمِينَ» رقم خواهد خورد.همانطور که انتقامِ حضرت یحیی و امام حسین علیهما السلام گرفته شد،خونِ امام خامنهایِ شهید نیز ریشهی صهیونیسم و شهوتپرستان اپستینی را از بن خواهد کند. انشاءالله
00:26 - 31 اردیبهشت 1405