الگوی اربیل در راه ابوظبی

✍️یاسرزندیپس از جنگ تحمیلی سوم و به‌رغم سکوت در صحنه نبرد نظامی، تغییر راهبردی در دکترین امنیتی ایران تثبیت شده است: دیگر از صبر راهبردی در برابر کانون‌های تهدید پیرامونی خبری نیست. پیش‌تر به اربیل و بغداد برای مهار گروه‌های تروریستی مستقر در اقلیم کردستان فرصت داده می‌شد، اما حملهٔ عمدی دشمن به زیرساخت‌های امنیتی غرب کشور برای گشودن مسیر این گروه‌ها ثابت کرد که تنها پاسخ ماندگار، حملهٔ مستقیم و مستمر به مبدأ تهدید است. امروز الگوی عملیاتی در شمال عراق چیزی جز تضعیف بی‌وقفهٔ تهدید پیش از بازآرایی آن نیست.همین منطق دارد مواجههٔ ایران با امارات را نیز شکل می‌دهد. تبدیل شهرهای امارات به لانهٔ عملیاتی موساد، سکوی حملات سایبری، و پایگاه فرماندهی افسران آمریکایی و اسرائیلی، نشان داد که ابوظبی از یک شریک منفعل عبور کرده است. پیش‌تر گفت‌وگوهای امنیتی و حفظ کانال‌های مالی به امید مدیریت رفتار آن‌ها دنبال می‌شد، اما این مماشات تنها گستاخی بیشتر آفرید. حمله به نفت‌کش‌های ایرانی و عقب‌نشینی شناورهای آمریکایی زیر ضربات متقابل، گواه آن است که بازدارندگی تنها هنگامی مؤثر می‌افتد که مستقیماً به کانون بحران ضربه وارد کند.
همزمان با مدیریت هوشمند تنگه هرمز؛ به نظر می‌رسد معادلهٔ امنیتی منطقه وارد مرحلهٔ تازه‌ای شده است: عملیات‌های پایدار در اربیل و سلیمانیه دیگر یک استثنا نیست، بلکه الگویی است که به دیگر گلوگاه‌های تهدید، از جمله دبی و ابوظبی، تسرّی می‌یابد. قائدتا راهبرد «انهدام تهدید در مبدأ» اکنون نه یک گزینه، که یک ضرورت قطعی است و این مسیر تا تحقق سیاست راهبردی ایران یعنی اخراج کامل آمریکا از منطقه تداوم خواهد یافت. بی‌تردید، پایان حضور نظامی ایالات متحده در غرب آسیا دیگر یک آرمان دور نیست، بلکه افق اجتناب‌ناپذیر این معادلهٔ جدید است.
18:06 - 20 اردیبهشت 1405
حماسه و مقاومت
ایران در جهان
تحلیل و نظر

2 بازنشر13 واکنش
48٫1k بازدید