روایت‌های ملتهب در بحران، نشخوار فکری

✍️الهام قاجار♦️نشخوار در ادبیات افسردگی به تکرار مداوم و غیرسازنده افکار منفی درباره خود، گذشته و مشکلات گفته میشود. تمرکز بر "چرا من؟ چرا اینطور شد؟" بدون حرکت به سمت حل مساله و تفکر صحیح.🔸مطالعات نشان می‌داد رابطه نشخوار فکری و تحریف های شناختی ( الگوهای منظم و غیرمنطقی فکر مانند تعمیم افراطی، فاجعه سازی، خواندن ذهن، سفید و سیاه دیدن و.. که باعث میشود فرد واقعیات را منفی‌تر یا نادرست ادراک و تفسیر کند) عمدتا به شکل یک چرخه تقویتی است.🔸تحریف‌ها محتوای نشخوار فکری را میسازند و فرد نشخوارگر با تکرار همین افکار تحریف شده آنها را قابل باورتر و منسجم تر میکند و در نتیجه تحریف‌ها پایدارتر و فراگیرتر میشوند.سطح بالاتر نشخوار فکری با افزایش خلق منفی ، توجه انتخابی به اطلاعات منفی، یادآوری سوگیرانه خاطرات منفی و قضاوت های سطحی و کلی نگرانه را تسهیل میکند که دقیقا مکانیزم تولید تحریفهای شناختی است. ♦️در واقع فرد نشخوارگز پردازش های سطحی و کلی نگرانه دارد و بر جنبه‌های منفی حوادث تمرکز میکند و با فعال سازی خلق منفی مانند اضطراب و افسردگی زمینه برای فعال شدن تحریفهای شناختی مانند فاجعه سازی و بزرگنمایی و نادیده گرفتن فراهم میشود. بنابراین تحلیل های فرد دچار نشخوار فکری میتوانند با واقعیت فاصله معناداری داشته باشند و هرچقدر شرایط محیطی اضطراب بیشتری را به سیستم پردازشی او تحمیل کند فرایند تفکر و تحلیل با ضریب خطای بالاتری انجام میشود.
🔸برفرض مثال یک فرد دچار نشخوار فکری احساس حقارت را بصورت بیش از حد طی فرایند نشخوار تجربه میکند و در این زمینه ضعف دارد، اگر در حادثه‌ای احساس حقارت درونی اش تحریک شود ( مثلا در مساله آتش بس جنگ احساس کند ایران تحقیر شده و یا مذاکره کنندگان مردم را نامحرم دانستند یا به خواسته‌های آنها بی توجهی کردند) سریعا وارد چرخه تحریف شناختی و نشخوار میشود و نمیتواند جزئی نگرانه و عمیق و صحیح نسبت به آن موضوع تفکر کند.♦️از اینرو افراد باید نسبت به این مساله در خودشان بینش کافی داشته باشند و در صورتی که به این مشکل دچارند با استفاده از یادگیری مهارت‌های تفکر صحیح و حل مساله ایتدا به برطرف نمودن آن اقدام نمایند و باید بدانند که امکان پردازش های نادرست آنها از مسائل و حوادث بسیار بالاست.
08:14 - 18 اردیبهشت 1405

56k Views