عطر بهار نارنج
✍️خاطره پیرویچون ستارهای در شب میدرخشیدی، نگاه سبزت طراوتبخش هر اندوهی بود و سخنت جانی دوباره در دلها زنده میکرد. تمام زیباییهای جهان، شکوفههای گیلاس، عطر بهار نارنج، گلهای یاس و سنبل، آسمان آبی، مهتاب شب و ستارگان نورانی، در خاطر تو خلاصه میشدند.هرگاه نگاهم به قاب عکست در کنج اتاق میافتد، با تمام وجودم جای خالیات را احساس میکنم. تلخی زندگی بدون تو در جانم میپیچد. در وصف بزرگی تو کلمهای نیافتم... تو را همچون پدر، نه، بلکه فراتر از پدر دوست میداشتم.آن شنبهی خونین، هرگز از یاد و خاطرم نمیرود.خاکستر آن واقعه، همیشه در دلم باقی خواهد ماند و رخسارهی آسمانیات از یادم نخواهد رفت.به ستایش عزیز از دست رفتهام، پدر شهیدم، رهبر شهیدم، این کلمات را تقدیم میکنم. یاد تو تا ابد در قلبم زنده است.
13:40 - 16 اردیبهشت 1405