هندسه نصرت؛ تلاقی «جنود غیب» و «فتوت مردم» در معرکه تاریخ
✍️حسین انجدانیدر میانه تلاطمهای سخت و جنگهای اراده، همواره یک پرسش بنیادین وجود دارد: تکیهگاه استوار ولیّ خدا در برابر هجمه سنگین کفر کجاست؟ پاسخ را نباید در معادلات مرسوم قدرت جستوجو کرد. بر اساس آیه شریفه «هُوَ الَّذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنین»، نصرت الهی جریانی دوگانه و در عین حال یگانه است؛ منظومهای که در آن «اراده قدسی حق» با «ایمان آبدیده خلق» گره میخورد تا بنبستهای مادی را در هم بشکند. نخستین پایه این تأیید، «بِنَصْرِهِ» است؛ یعنی همان نصرتهای ناب و بیواسطهای که از ساحت غیب نازل میشود. این نصرت، از جنس «سکینه» است که بر دلهای مؤمنین فرود میآید تا در تندباد حوادث، لرزه بر زانوانشان نیفتد. در سوی دیگر، این نصرت به شکل «رُعب» در قلب دشمن تجلی میکند؛ ترسی که ریشه در ابزار نظامی ندارد، بلکه یک تصرف تکوینی است که محاسبات دشمن را فلج و هیمنه پوشالیاش را از درون تهی میکند. اینها قوای باطنی عالماند که به فرماندهی ولیّ خدا، آرایش جنگی میگیرند.
اما رکن دوم که به همان اندازه حیاتی است، «بِالْمُؤْمِنین» است. اینجا سخن از یک توده عادی یا یک جمعیت اتفاقی نیست. این مؤمنین، محصول یک فرآیند رشد الهیاند. نکته شگرف آیه در تعبیر «وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ» نهفته است. قرآن کریم به صراحت میفرماید که اگر تمام ثروت و امکانات زمین را خرج میکردی، نمیتوانستی چنین پیوند عمیقی میان قلوب ایجاد کنی.«وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ». این «اُلفت»، یک فناوری الهی است؛ پیوندی که نه بر اساس منافع لرزان مادی، بلکه بر مدار حقیقتی فراتر از زمان و مکان شکل گرفته است. پیمانهای مادی در روزهای سخت و در آستانه قیامت به دشمنی بدل میشوند، اما این الفت الهی، در کوران حوادث صیقل میخورد و محکمتر میشود.
شرط لازم برای ورود به این ساحت نصرتبخش، «عبور از دنیا» است. ملتی میتواند بازوی یاریگر ولیّ خدا باشد که قد و قوارهاش از دنیا بزرگتر شده باشد. انسانی که هنوز در بند تعلقات ناچیز و سفرههای رنگین مادی است، در لحظه حساس «یُریدوا اَن یَخدَعوک»، تاب ایستادگی ندارد. نصرت الهی بر ملتی نازل میشود که فهمیدهاند این دنیای فانی، نه قرارگاه، بلکه ابزاری برای معامله با حقیقت باقی است. در این شبهای سرنوشتساز، اگر با چشمی تیزبین به لایههای عمیق جامعه و جریان جاری در خیابانها بنگریم، بوی این «عبور» به مشام میرسد. ما شاهد شکلگیری جریانی هستیم که از حیات خموده دنیایی فاصله گرفته است؛ مردمی که آگاهانه از سر سفره دنیا برخاستهاند تا در رکاب ولیّ خدا، مشق عزت کنند. این حضور، صرفاً یک غلیان احساسی نیست؛ بلکه ایمانی است که به مرحله «عقلانیت میدانی» رسیده است. وقتی ملتی از دنیا بزرگتر شد، خدای «عزیز و حکیم» او را به عنوان ابزار نصرت خویش برمیگزیند.در نگاه الهیاتی، پیروزی نه در اتاقهای تاریک دیپلماسی، بلکه در تلاقی این دو جریان رقم میخورد: جبههای از مؤمنین که به برکت الفت خدادادی، ید واحده شدهاند و نصرتی غیبی که از پس این استقامت، آسمان را به زمین میدوزد. این طراحی دقیقِ حق است که در آن، خدا برای ولیاش کافی است (فَاِنَّ حَسبَکَ الله) و این کفایت را از مجرای نصرت غیب و مجاهدت مردمِ ازدنیاگذشته محقق میسازد. امروز، ما در میانه این طراحی ایستادهایم.
07:05 - 13 اردیبهشت 1405