رقص بر لبه‌ ابدیت

✍️محمدجواد مقدسی🔻بزرگ‌ترین کابوس تمدنی که بر مدارِ «بسندگی به دنیا» بنا شده، واقعه‌ محتومِ مرگ است.مرگ، برای انسانِ مدرن، آن شَکِ سهمگین و لرزه‌ای است که بر اندامِ کاخِ لذت‌جویی‌اش می‌افتد؛ دیواری بلند که تمامِ سرخوشی‌های «اینجا و اکنون» در برابرش به بن‌بست می‌رسند.🔻در منطقِ تمدنِ مادی، فداکاری و جان‌فشانی یک «خطِ قرمز» قطعی دارد و آن، مرزِ حیات است. انسانِ سکولار شاید برای آرمان‌هایش هزینه دهد، اما تنها تا یک پله پیش از مرگ!وقتی پای جان به میان بیاید، تمامِ آن شعارهای آرمان‌گرایانه در پای غریزه «صیانت از نفس» ذبح می‌شوند.🔻بزرگ‌ترین واهمه‌ ابرقدرتی چون آمریکا در تمامیِ لشکرکشی‌هایش، نه هزینه مادی و ابزاری؛ بلکه دقیقاً همین «بوی مرگ» و بازگشتِ تابوت‌هاست.استراتژیِ آن‌ها بر مدارِ «بزدلیِ تمدنی» می‌چرخد! تنها زمانی ماشه را می‌چکانند که مطمئن باشند خونی از دماغِ سربازشان نمی‌چکد و همین ترسِ وجودی است که آن‌ها را وادار می‌کند کشته‌های خود را در پستوی کلمات پنهان کنند و با برچسبِ مبهمِ «ضربه مغزی»، بر لرزشِ ستون‌های امنیتِ مادی‌شان سرپوش بگذارند.🔻اما در ساحتِ اندیشه‌ اسلامی، مرگ نه یک پایانِ تلخ، که یک «آغاز» است.در این نگاه، مرگ دیگر آن دیواره‌ سرد و بن‌بستِ تمدنی نیست، بلکه دریچه‌ای است که رو به ساحتِ بی‌کرانِ ابدیت گشوده می‌شود.🔻اینجا واژه‌ای متولد می‌شود که تمامِ معادلاتِ قدرت را در جهان جابه‌جا می‌کند: «إحدی‌الحسنین». در این ترازوی الهی، باخت وجود ندارد؛ پیروزی یا در زمین است، یا پرواز در ملکوت. هر دو سوی این سکه، برای مجاهدِ راهِ حق، رستگاری است.
🔻و دقیقاً همین‌جاست که «خطای محاسباتی غرب» فاش می‌شود. تمدنِ مادی نه می‌خواهد و نه اساساً قادر است درک کند که در برابرش انسانی ایستاده که مرگ را نه یک تهدید، بلکه یک «رسالت» می‌بیند.آن‌ها نمی‌توانند بفهمند که ما برای پیروزی، از عبور از دروازه‌ خونینِ مرگ هراسی نداریم.🔻برای ما، زندگی در زیر سایه‌ ننگِ ذلت، خودِ مرگ است و مرگِ با عزت، عینِ زندگی.این همان نقطه‌ی کوری است که در آن، تمامِ تکنولوژی‌های نظامیِ غرب در برابر اراده‌ انسانی که برای ابدیت می‌جنگد، زمین‌گیر می‌شود.
21:42 - 9 اردیبهشت 1405

1 واکنش
68٫7k بازدید