«بعثتِ خون» در چلهی فراق
✍️یاسر زندی اکنون که در چهلمین روز فقدان و شهادت آیتالله العظمی الامام سید علی حسینی خامنهای قرار داریم، مرور میراث فکری و سیره عملی ایشان، تصویری جامع از رهبری دوراندیش و پایبند به اصول انقلاب اسلامی را بازتاب میدهد. ایشان شخصیتی بودند که با تسلط عمیق بر مبانی فقهی و اجتهاد، مسیر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) را با قاطعیت تداوم بخشیدند. در طول دههها، نگاه کلان و راهبردی ایشان در مدیریت کشور، همواره با صراحت در مواضع سیاسی و نفی هرگونه سلطهپذیری همراه بود؛ رویکردی استکبارستیزانه که با مدیریت هوشمندانه بحرانها، ثباتبخشی و عبور امن کشور از کوران فشارهای پیچیده بینالمللی را رقم زد.در عرصه داخلی، آنچه پیوند ایشان را با بدنه جامعه مستحکم میساخت، سادهزیستی، قناعت، عدالتخواهی و ارتباط صمیمانه و مستمر با مستضعفان و خانوادههای معزز شهدا بود. ایشان با طراحی و پیگیری مجدانه «اقتصاد مقاومتی»، همواره بر استقلال، قطع وابستگی و تکیه بر توانمندیهای داخلی در تمامی عرصهها تاکید داشتند. در این مسیر، اعتماد کمنظیری به جوانان و نخبگان داشتند که تبلور آن در «بیانیه گام دوم انقلاب» و حمایت مستمر از پیشرفتهای علمی، فناوری و خودکفایی آشکار است؛ رویکردی که هدف آن تامین اقتدار ملی به دست نسل جوان کشور بود که خروجی آن را در جنگ دوازده روزه و جنگ تحمیلی سوم به عینه شاهد بودیم.
فراتر از مرزهای جغرافیایی، نگاه تمدنی ایشان به اسلام با دعوت مستمر به وحدت جهان اسلام، تقریب مذاهب و دفاع قاطع و تغییرناپذیر از آرمان فلسطین و مقاومت پیوند خورده بود. در کنار این صلابت سیاسی، لطافت دغدغههای فرهنگی ایشان در حمایت از هنر متعهد، ترویج فرهنگ کتابخوانی، پاسداشت دقیق زبان و ادبیات فارسی و حتی توجه ویژه به حفظ محیط زیست و درختکاری نمایان میشد. ایشان همواره با تاکید بر «جهاد تبیین» تلاش میکردند تا بصیرت جامعه را در برابر پیچیدگیهای جنگ نرم دشمنان ارتقا دهند.شهادت او خود آیینۀ تمامنمای زندگی پرفراز و نشیبی بود که سراسر در میدان تلاش و ایمان گذشت؛ گویی پایان راه، چکیدۀ همه آن سالهای مجاهدت و باورهای عمیقش بود. در آن لحظه، حقیقتی از ایمان، ایثار و امید در سیمای سرنوشت او تجلی یافت؛ حقیقتی که از روح تعالیم اسلام ناب محمدی (ص) سرچشمه میگرفت.او در واپسین لحظات، در مظلومیتی که یادآور مهجوریت مولایش علیابنابیطالب (ع) بود، همچون سرورش اباعبدالله الحسین (ع)، مرگ را نه پایان که آغوش گشوده حقیقت دید. با عزیزان خویش در کنار خود، به استقبال سرنوشتی رفت که بوی فداکاری و آزادگی میداد؛ سرنوشتی که مصداق روایتهای جاودان ایثار در تاریخ تشیع است.و چنین بود که پایان زندگیاش، به جای خاموشی، به شکوهی خروشان و عارفانه بدل شد؛ گویی مزد سالها تلاش و باور خویش را در میانه میدان گرفت و با دلی عاشق، به افقی روشنتر قدم نهاد.
در اربعین این هجران، باید گفت آنچه از ایشان به یادگار مانده، یک مکتب جامع مدیریتی، فرهنگی و تمدنی است. تلفیق استکبارستیزی با تکیه بر ظرفیتهای درونی، و پیوند دادن فقه اسلامی با نیازهای روز جامعه و پیشرفتهای علمی، نقشه راهی روشن برای آینده ترسیم کرده است. میراث ایشان نشان میدهد که با حفظ استقلال، اعتماد به جوانان، پاسداشت فرهنگ اصیل و ایستادگی بر سر ارزشها، میتوان مسیر پیشرو را با صلابت پیمود و به سوی تحقق تمدن نوین اسلامی گام برداشت و زمینه ساز طلوع خورشید ولایت عظمی ارواحنا لتراب مقدمه الفدا شد.خدا را شاکریم که پس از او، ولیدم، ولی امر ما شد تا خامنهای دیگر علمدار این انقلاب مهدوی باشد تا بار دیگر جامعه با تمام وجود و از سویدای فهم تاریخی خویش فریاد برآورد که:ما همه سرباز توایم خامنهایگوش به فرمان توایم خامنهای...
23:43 - 24 فروردین 1405