عبدی عظیم در ری!

✍️سونیا سجادیتاریخ، حقایق پنهانی را در آغوش خود کشیده‌است که بی‌شک برای روشن شدن نیاز به تورق، تأمل و تدبر در منابع دقیق علمی دارد. زندگانی حضرت عبدالعظیم حسنی، خصوصا در دوران خفقان عباسی، رمز و رازهایی به همراه دارد که خط به خط‌اش، می‌تواند مشق ولایت‌مداری باشد و تولّایی که درونش لبریز از تبرّی است.در تاریخ آمده، برخی از سادات حسنی اختلافاتی با اهل‌بیت حسینی داشتند. مانند حسن بن زید که ادعای امامت نداشت؛ اما در مقابل امام باقر مدعی میراث نبوی بود. به صراحت بیان می‌کرد: «من از فرزندان حسنم و از شما به میراث پیامبر سزاوارتر! از لحاظ نسب، فرزند بزرگ‌تر هستم و باید میراث پیامبر را با من تقسیم کنى و سهم مرا بدهى!» و بعد از مخالفت امام، بارها از حضرت به قاضی شکایت می‌کرد. (الخرائج و الجرائح قطب‌الدین راوندي، ج۲، ص۶۰۰)و یا عبدالله محض، به امام صادق ان‌قلت وارد می‌کرد که چرا قیام نمی‌کنید، و در برهه‌ای دیگر ادعا کرد پسرش محمد، مهدی موعود و امام بعدی است...؛(ارشاد شيخ المفيد، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲) اما اهل‌بیت به احترام سن و سال و قرابت (حسنی بودنشان)، برخی موارد را نادیده می‌گرفتند و می‌گذشتند.و اما جناب عبدالعظیم حسنی! پیرمردی حدودا هشتاد ساله‌، بزرگ طایفه‌، عالم و مرجع تقلیدی مطرح (مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۳۲۱)، می‌آمدند زانو می‌زدند محضر امام هادی، جوانی چهل ساله، و بی‌هیچ منیّتی، عقائدشان را از توحید، معاد، نبوت و خاصه امامت، محضر ایشان عرضه می‌کردند که آقا ما شما خاندان حسینی را امام خود می‌دانیم [و به اصطلاح در این زمینه هیچ ادعایی نداریم!](منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل شيخ عباس القمي، ج۲، ص۵۱۳)
در شرایط خفقان حکومت عباسی، ایشان می‌توانست با کوبیدن بر طبل اختلاف و فاصله گرفتن از سادات حسینی، جاه و مقام خود را حفظ کند و سوار بر مرکب شهرت بتازد؛ اما به گواه تاریخ، به تبعیت از پدر و جد خود که در زندان‌های حکومت جور به شهادت رسیدند، (سرالسلسله العلويه البخاري، ج۱، ص۲۲) لباس تقوا بر تن کرد و ردا بر دوش به میدان مبارزه تاخت.نقل شده است وقتی عباسی، امام هادی را تحت نظر گرفته و مانع ارتباط آن حضرت با مردم بود، سیدالکریم به سختی خود را محضر امام می‌رساند. سرآخر، متوکل از واقعه آگاه شد و دستور دستگیری‌اش را صادر کرد. در این زمان بود که ایشان، به امر امام از سامرا به ری هجرت کرد.(رجال نجاشی، ص۲۴۸)از مدینه تا ری، فرسنگ‌ها رفت و بی‌هیچ لغزشی، همچنان سنگ فرزندان رسول خدا را بر سینه زد!او از سادات حسنیِ مطیع محض اهل بیت علیهم‌السلام ( و به قول شیخ عباس قمی، فی غایه الانقطاع إلیهما و توسل بهما) بودند، همانطور که دهمین امام، خطاب به ایشان فرمودند: «أنْتَ وَلِيُّنَا حَقّاً»(أمالی شیخ صدوق، ج۲، ص۳۳۹)و شاید به مثابه دانستن زیارت ایشان و زیارت ابی‌عبدالله الحسین از زبان امام هادی، تکریم و پاداشی باشد در مقابل سال‌ها ولایت‌مداری این سید حسنی در زمان حیات‌اش... و اینکه او از خاندان حسین‌بن‌علی جدا نیست و مدال افتخار حسینی‌ترین امام‌زاده‌ را بر سینه‌ی مبارک او زدند!لو زُرْت قبر عبدالعظيم عندكم لكُنتَ كمن زار الحسين عليه‌السلام.(كامل الزيارات، ابن قولويه القمی، ج۱، ص۳۳۸)پی‌نوشت: به گواه تاریخ، بسیاری از سادات حسنی، پیروی کامل از اهل‌بیت داشتند و نباید این‌طور تصور کرد که تمام ایشان در برابر سادات حسینی و اهل‌بیت جبهه‌ می‌گرفتند و با ایشان مخالف بودند.
17:42 - 17 فروردین 1405
تاریخ
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

1 بازنشر5 واکنش
147٫6k بازدید



1 پاسخ

@user170910045674326531517 فروردین 1405
در پاسخ به
کشورهای عربی درگیر جنگ که زمین و امکانات در اختیار دشمن قرار دادن بعد جنگ باید به ما غرامت بدن. هر کدوم 500 میلیارد دلار عربستان, امارات, کویت, بحرین, قطر و اردن جمعا 3 تریلیون دلارو تا زمانی تمام پایگاه‌های‌آمریکایی‌در خاکشون رو تعطیل نکند و غرامت ندن به ایران حق تردد کشتی در تنگه هرمز رو ندارن.