بن‌بست تهاجم در برابر اراده ملی

✍️علیرضا احمدی قره زاغ در تحلیل‌های نظامی کلاسیک، معمولاً برتری در میدان نبرد با شاخص‌هایی مانند توان تسلیحاتی، فناوری نظامی، تعداد نیرو و قدرت اقتصادی سنجیده می‌شود. اما تجربه بسیاری از درگیری‌های معاصر نشان داده است که این شاخص‌ها تنها بخشی از معادله هستند. در جنگ‌های امروز، به‌ویژه در چارچوب جنگ نامتقارن، عنصر «جامعه» و میزان حضور و همراهی مردم می‌تواند سرنوشت یک درگیری را تغییر دهد. در چنین شرایطی، کشوری که مورد تهاجم قرار می‌گیرد اگر از پشتوانه اجتماعی قوی، وحدت ملی و روحیه مقاومت برخوردار باشد، می‌تواند نقاط ضعف مهمی را در برابر مهاجم ایجاد کند.یکی از نخستین ضعف‌های نیروی متخاصم آمریکایی- صهیونی، کمبود مشروعیت اجتماعی است. مهاجم در نگاه مردم ایران اسلامی به‌عنوان نیرویی بیگانه و اشغالگر تلقی می‌شود. همین نگاه سبب می‌شود که جامعه ایرانی نه‌ تنها از او حمایت نکند، بلکه در برابر حضورش موضعی منفی اتخاذ کند. در مقابل، هرچه اعتماد عمومی به نهادهای ملی و مسئولان داخلی بیشتر باشد، انسجام اجتماعی تقویت می‌شود و مردم با احساس مسئولیت بیشتری در حمایت از کشور خود وارد میدان می‌شوند.دومین چالش مهم برای نیروی متخاصم آمریکایی- صهیونی ، محیط اجتماعی خصمانه است. در شرایطی که مردم ایران عزیز در برابر تهدید خارجی همدل هستند، همکاری‌های روزمره با نیروهای متخاصم به حداقل می‌رسد. در چنین فضایی، جامعه عملاً به سدی اجتماعی در برابر نفوذ و تثبیت حضور دشمن تبدیل می‌شود. این در حالی است که اتحاد، همبستگی و اعتماد متقابل میان مردم و ساختارهای ملی، به ایران سر افراز امکان می‌دهد شبکه‌ای از حمایت اجتماعی و همکاری داخلی ایجاد کند.
برتری اطلاعاتی جامعه ایرانی نیز از دیگر نقاط ضعف مهاجمان در چنین شرایطی است. مردم هر منطقه از جغرافیا، مسیرها، ظرفیت‌ها و ویژگی‌های اجتماعی محیط خود آگاهی بیشتری دارند. این شناخت محلی در بسیاری از موارد به یک مزیت مهم تبدیل می‌شود. در مقابل، اتکا به سرمایه اجتماعی، همکاری عمومی و اعتماد متقابل میان مردم و نهادهای رسمی می‌تواند به تقویت این مزیت کمک کند و امکان مدیریت بهتر شرایط بحرانی را فراهم آورد.از منظر عملیاتی نیز، هزینه بالای کنترل جمعیت یکی از دشوارترین چالش‌ها برای نیروهای مهاجم است. اداره و کنترل شهرها و مناطق گسترده در برابر جامعه‌ای فعال و هوشیار نیازمند منابع عظیم انسانی، مالی و لجستیکی است. هرچه حضور اجتماعی مردم بیشتر باشد، هزینه این کنترل افزایش می‌یابد و فرسایش نیروی مهاجم سرعت می‌گیرد. در مقابل، مشارکت اجتماعی، روحیه همکاری و اعتماد به مدیریت داخلی می‌تواند توان یک کشور برای عبور از شرایط دشوار را افزایش دهد.عامل مهم دیگر، تقویت روحیه مقاومت در میان مردم است. امروز بیش از هر زمان دیگری مردم ایران اسلامی احساس می کنند در دفاع از سرزمین، هویت و آینده خود نقش دارند، فلذا انگیزه و اراده جمعی مردم افزایش چشمگیرداشته و محیر العقول است. در چنین فضایی، تلاش‌های روانی و تبلیغاتی دشمن برای ایجاد ناامیدی یا شکاف اجتماعی کمتر اثرگذار خواهد بود. ایمان، امید و همبستگی اجتماعی در اینجا نقشی تعیین‌کننده پیدا می‌کند و به جامعه توان ایستادگی می‌دهد.
یکی دیگر از پیامدهای حضور فعال مردم، فرسایش طولانی‌مدت برای نیروی متخاصم آمریکایی- صهیونی است. حتی قدرت‌های بزرگ نیز در برابر جنگ‌های فرسایشی که با مقاومت اجتماعی همراه است با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شوند. طولانی شدن درگیری، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی را افزایش می‌دهد و گاه اراده ادامه حضور را برای مهاجم تضعیف می‌کند. در مقابل، امت امام حسین (ع) که از روحیه همبستگی، امید و اعتماد متقابل برخوردارند، توان بیشتری برای تحمل فشارها و عبور از دوره‌های سخت دارند.در نهایت، انزوای اخلاقی و رسانه‌ای نیز از دیگر چالش‌های نیروی متخاصم آمریکایی- صهیونی است. در دنیای امروز، افکار عمومی جهانی نسبت به رفتار با غیرنظامیان حساس است. هرگونه برخورد خشن با مردم می‌تواند بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیدا کند و فشار سیاسی و اخلاقی قابل‌توجهی بر مهاجم وارد آورد کما اینکه حمله به مدارس، دانشگاهها، زیر ساختها، هلال احمر، بیمارستانها، مساجد و ... آبرو و وجاهت دشمن حقیر و کودک کش ما را به خاک مالیده و بی حیثیت نموده است؛ در چنین فضایی، حضور آگاهانه مردم و روایت واقعیت‌های میدانی ، نقش مهمی در شکل‌دهی به افکار عمومی جهان ایفا می کند.در مجموع، تجربه‌های مختلف تاریخی نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، سرنوشت درگیری‌ها نه صرفاً در میدان‌های نظامی بلکه در دل جامعه رقم می‌خورد. جامعه‌ای که از وحدت، اعتماد، امید و ایمان برخوردار باشد و میان مردم و نهادهای مسئول پیوندی مستحکم شکل گرفته باشد، می‌تواند در برابر فشارهای بیرونی ایستادگی بیشتری نشان دهد. چنین جامعه‌ای با تکیه بر سرمایه اجتماعی خود، ضعف‌های هر دشمن مهاجمی را آشکارتر می‌کند و هزینه‌های ادامه تهاجم را برای او افزایش می‌دهد.
در نهایت، شاید مهم‌ترین درس جنگ‌های نامتقارن این باشد که قدرت واقعی یک کشور تنها در تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در پیوند میان مردم، اعتماد اجتماعی، باورهای مشترک ، رهبری الهی و اراده جمعی نهفته است. امروزباذن الله تعالی، این عناصر در کنار هم قرار گرفته اند و مردم در خیابان ها و حاضر در همه صحنه ها به مهم‌ترین پشتوانه امنیت و پایداری ایران اسلامی تبدیل شده است و در یک کلام می توان گفت: نیروی متخاصم آمریکایی- صهیونی به بن‌بست تهاجم در برابر اراده ملی ایران عزیر دچار شده اند؛ قدرتی که مردم در مرکز معادله جنگ قرار دارند و با حول و قوه الهی، با حمایت از نیروهای مسلح قهرمان و غیور ایران عزیز و جبهه مقاومت، برنامه دشمن را از هم ‌پاشید هاند و این نهضت و چهاد تا پیروزی نهایی ادامه دارد. وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ العَزيزِ الحَكيمِ
20:24 - 11 فروردین 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
تحلیل و نظر

91٫4k بازدید