شکست «دور باطل فریب»: عبور تهران از الگوی «مذاکره-جنگ»
✍️دکتر مرتضی امیری نژادتکرار کلیدواژه «مذاکره» از سوی کاخ سفید در بحبوحه آتشافروزی، یک تناقض در سیاست خارجی آمریکا نیست؛ بلکه خود استراتژی است. برای واشنگتن، دوگانه «مذاکره-جنگ» و «آتشبس-جنگ» ابزاری برای مدیریت بحران، خرید زمان و فرسایش راهبردی حریف است، نه مسیری برای رسیدن به راهحل. جمهوری اسلامی ایران پس از یک سال آزمودن این چرخه، اکنون آن را به طور کامل رمزگشایی کرده و مصمم است که به جای بازی در این زمین طراحیشده، کل میز بازی را واژگون کند. ۱. رمزگشایی از تله فریب: تهران به درستی دریافته است که سیگنالهای متناقض آمریکا (ادعای دیپلماسی همزمان با اعزام نیروی زمینی) یک استراتژی یکپارچه فریب است. هدف از این تله، نه یک حمله تمامعیار، بلکه ایجاد یک خطای محاسباتی در تهران و کشاندن ایران به یک توافق موقت و شکننده است. هوشیاری کامل و رصد دقیق تحرکات دشمن در منطقه، این تله را پیش از آنکه فعال شود، خنثی کرده و ابتکار عمل را در دستان ایران نگه داشته است. ۲. از بازدارندگی موقت به تثبیت راهبردی: ایران از مرحله «پاسخ به بحران» عبور کرده است. تجربه جنگ اخیر، توانمندی اثباتشده در «تنهایی استراتژیک» و سرمایه اجتماعی بیبدیل در دفاع از تمامیت ارضی، این اعتماد به نفس را به تهران داده که دیگر به دنبال آتش بسهای تاکتیکی یا توافقهای موقت نباشد. هدف کنونی، رسیدن به یک «بازدارندگی پایدار» و تغییر دائمی در محاسبات استراتژیک دشمن است. تهران به دنبال توقف جنگ نیست، بلکه به دنبال «پایان دادن به تفکر جنگ» در ذهن دشمن است.
نتیجهگیری راهبردی: رویکرد ایران، نه یک لجاجت دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت برای امنیت ملی و منطقهای است. تداوم چرخه فرسایشی آمریکا، کل منطقه را بیثبات نگه میدارد. بنابراین، اصرار تهران بر «تحمیل یک یادگیری استراتژیک بر دشمن»، تنها راه رسیدن به یک ثبات پایدار است. تا زمانی که هزینه ماجراجویی برای آمریکا به شکلی غیرقابل تحمل بالا نرود، این دور باطل ادامه خواهد داشت. ایران دریافته است که صلح واقعی نه از طریق مذاکره در سایه تهدید، بلکه از طریق تثبیت قدرتی به دست میآید که گزینه تهدید را برای همیشه از روی میز دشمن حذف کند.
10:27 - 11 فروردین 1405