جلو زدن یا عقب ماندن از ولایت؛ دو روی یک خطای راهبردی

✍️ دکتر علیرضا ابوالفتحی🔰 در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز تاریخ انقلاب اسلامی، پس از نبرد مستقیم و سنگین اخیر میان جبهه مقاومت و رژیم استکبار و غده سرطانی آن یعنی صهیونیسم جنایتکار، وقت آن است که بار دیگر با نگاهی عمیق و واقع‌بینانه به تجربه‌های تاریخی بنگریم و از آن‌ها برای استقامت در مسیر آینده بهره گیریم. از کربلا تا امروز، در همه آزمون‌های سخت، «ولایت» نقطه کانونی حق و باطل بوده و هست و درست در همین‌جا، خطرناک‌ترین لغزش‌ها نه از سوی دشمن، بلکه از درون و به‌دست کسانی رخ داده که یا از ولی جلو زدند، یا از او عقب ماندند. هر دو گروه، به یک اندازه در پدیدآوردن انحرافات تاریخی سهیم‌اند.👌 سلیمان بن صرد خزاعی که در ظاهر، شیعه و همراه بود، در بزنگاه‌ها یا عقب ماند (جنگ جمل)، یا جلو افتاد (جریان صلح امام حسن علیه‌السلام). او نمونه‌ای است از ولایتمداران ناقص، که خلوص نداشتند و همین نداشتن خلوص، مانع شد در صف یاران عاشورا قرار بگیرند. آنان که به جای تبعیت، تصور می‌کردند می‌توانند با اجتهاد شخصی راه ولی را تغییر دهند، نتیجه‌ای جز انزوا و شکست نگرفتند.
📌 در نقطه مقابل، گروهی بودند که از قافله ولایت عقب افتادند. کوفیانی که در ابتدا مشتاقانه امام حسین علیه‌السلام را دعوت کردند، اما هنگام خطر، به‌راحتی فریب زر و زور عبیدالله بن زیاد را خوردند. ترس، دنیاطلبی و محاسبه‌گری مادی، آنان را از یاری فرزند پیامبر بازداشت و آن شد که امروز در کتب تاریخ می‌خوانیم. همین تجربه، بار دیگر در دوره امام حسن مجتبی علیه‌السلام تکرار شد. وقتی حضرت فرمود اگر خدا را می‌خواهید در رکاب من بجنگید، اما اگر دنیا را می‌خواهید صلح را بپذیرید، صدای سپاه از یک‌سو بلند شد: «دنیا، دنیا!». این فریاد، نه فقط امام را تنها گذاشت، بلکه دروازه‌های نفوذ دشمن را بر جامعه گشود.❇️ امروز نیز با طرح‌ریزی دشمن غدار در میدان جنگ سخت و نرم، برخی اوقات ردپایی از همین دو دسته را در عرصه سیاسی، اعتقادی ایران می‌توان دید. آنانی که مدعی ولایتمداری‌اند اما در عمل و نحوه کنشگری می‌خواهند از ولی فقیه جلو بزنند، و با افراط‌گرایی، رادیکالیسم و توهم راهبری مستقل، جبهه داخلی را درگیر تنش‌های زائد کنند؛ و همچنین آنانی که با عقب‌نشینی‌های مصلحت‌اندیشانه و بی‌تحرکی استراتژیک، عملاً جبهه دشمن را تقویت می‌کنند. هردو، به خطا رفته‌اند.🤌 آنان که با عناوینی چون «واقع‌گرایی» یا «مصلحت‌سنجی» از عمل انقلابی ولی فقیه فاصله می‌گیرند، درست مانند کوفیان، خطر عبیدالله زمان را نادیده می‌گیرند. و آنان که بدون رعایت لوازم حکمت عملی و سیره ولایت، از مرزهای تکلیف فراتر می‌روند، تکرار تلخ سلیمان‌ها هستند؛ ولایتمداران ظاهری با محاسبات نارس.
اما راه درست، همان است که اصحاب عاشورا پیمودند. کسانی چون حبیب بن مظاهر، میثم تمار، مسلم بن عوسجه، مالک اشتر و عمار یاسر. آنان نه جلو زدند، نه عقب ماندند؛ بلکه با درک عمیق از ولایت، تا آخرین نفس پای کار امام ماندند. اگر ۴۰۰۰ نفر در کوفه به گرد سلیمان جمع شدند اما از عاشورا جا ماندند، تنها به دلیل آن بود که «شیعه بودن» به معنای امروزی‌اش در آنان نهادینه نشده بود. از همین‌رو بود که قیام‌هایی چون توابین، مختار و زید نیز به ثمر ننشست؛ چراکه یا رهبریِ معصوم نداشتند، یا بدنه‌شان خالص و متحد نبود.📌 امروز، پس از تجربه نبرد تمام‌عیار با استکبارجهانی و نماینده آن در منطقه یعنی رژیم غاصب صهیونیستی، شبکه‌های اجتماعی و جنگ روانی، دنبال همان هدفی هستند که معاویه با جریان مرجئه آغاز کرد. دشمن در پی آن است که «حریت» و «ظلم‌ستیزی» را از نهضت انقلاب اسلامی بزداید و آن را به دعوایی قومی و قبیله‌ای و حزبی و جناحی و برپایه طرفداری از اشخاص تقلیل دهد. آنچه امروز دشمن می‌خواهد، نه فقط خاک و نفت و تمامیت ایران اسلامی، بلکه مهم‌تر از آن، ایمان و تاریخ و هویت ماست. زیرا اگر اعتقاد به ولایت فقیه برود، ملت مقاوم ایران دیگر فرقی با سایر ملت‌ها ندارد.
🏮بنابراین درس راهبردی عاشورا و تجربه معاصر انقلاب اسلامی روشن است: پیروزی نه در قدرت نظامی صرف، بلکه در «تبعیت دقیق از ولایت» است. امام حسین علیه‌السلام نه برای بیعت، بلکه برای احیای دین قیام کرد. حتی اگر هیچ‌کس هم با او همراه نمی‌شد، باز بر اساس وظیفه الهی قیام می‌کرد. پس امروز نیز هیچ حرکت سیاسی و اجتماعی‌ای مشروع و موثر نیست مگر آنکه بر محور ولی فقیه و در تبعیت حکیمانه از او باشد. و اگر قرار است عاشورا تکرار نشود، باید هم‌زمان هم از عقب‌ماندگی اشعث‌ها برحذر بود، هم از پیش‌افتادگی سلیمان‌ها تا در میدان «بی‌سابقه‌ترین جنگ ترکیبی» که هم سنگ دارد، هم نیرنگ، هم موشک، نظام اسلامی را از هر حمله‌ای با سپر بصیرت ولایی محافظت کرد.
16:27 - 9 فروردین 1405

1 التفاعل
92٫1k من المشاهدات