قُقنوسِ در آتش؛ لبخندِ فتح بر لبانِ سوگ

✍️امیر عطاراناگرچه تماشایِ تازیانه‌های ظلم بر پیکره‌ مجروحِ وطنم، بغضی از درد بر حنجره‌ فریادم آوار می‌کند، اما آنگاه که خروشِ غرورآفرین و فریاد ظلم ستیزی مردمان مقاوم وطنم را به نظاره می‌نشینم، غبارِ غم از دل می‌شویم و لبخندی از سرِ امید بر لبانم می‌نشیند. و اینگونه غیرت و همتِ این مردم مقتدر، مرهمی می شود بر زخم‌هایِ عمیقِ جانم.آری، این روزها ایرانِ عزیز در سوگِ سترگِ از دست دادنِ رهبرِ فرزانه و سربازانِ جان‌برکف و فرزندانِ خویش سیاه‌پوش است؛ اما در میانه همه این رنج‌ها گویی اعجازی شگرف در جریان است. رستاخیزی از قیامِ مردمان که استوار و متحد، زیرِ سایه‌ پرچمِی مقدس گرد آمده‌اند که گویی همگی برای فتحی بزرگ هم‌پیمان شده‌اند و این اتحادِ پولادین، چنان لرزه‌ای بر اندامِ مستکبرانِ صهیونیست و آمریکایی انداخته که در هراسی سخت، خواب از چشمانشان افتاده است.و یقین داریم در میانه‌ این آتشِ سوگ، قُقنوسِ سرزمینم بار دیگر از آتشی که به دامان افتاده برخواهد خاست و شعله‌هایِ ایمان و امید را خواهد فروخت آنچنانکه خیمه‌ مکر و فریبِ دشمنان را به تلی از خاکستر بدل کند. و بی گمان آن روز دور نخواهد بود که پرچمِ پیروزیِ این ملت در سرتاسرِ گیتی برافراشته شود و جهانیان در برابرِ عظمت،ایستادگی و مقاومت مردمان سرزمبنم که در برابر زورگویان‌ و قلدران عالم قد علم کرده اند،به نشانه‌ احترام و شگفتی،سر تعظیم فرود آورند.آری سرانجام ما از غم این سوگ، فاتحانه و سربلند برخواهیم خاست؛چراکه ایمان داریم سحرِ پیروزی نزدیک است.🇮🇷تقدیم به استوار مردان و زنان وطنم ایران
15:19 - 9 فروردین 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
روایت‌های مردمی

1 بازنشر4 واکنش
84٫6k بازدید