فرق صفویه و جمهوری اسلامی!

✍️حامدودر روزهایی که هنوز جهان در بهت خبر شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای قدس سره فرو رفته، پرسشی بنیادین کماکان ذهن‌ها را به خود مشغول کرده‌است: چگونه ممکن است رهبری با آن همه تجربه و درایت، مراتب امنیّتی را فروگذارد و راهی را برگزیند که به شهادت انجامید؟ پاسخ را امّا باید در ژرفای تاریخ و درک مصلحتی بالاتر از حفظ نفس جستجو کرد.در طول تاریخ، هرگاه فتنه چنان اوج گرفته که تشخیص حق از باطل دشوار شده، خون امامی بر زمین ریخته است تا پرده از چهره فتنه بردارد. از خون سیدالشهدا علیه‌السلام تا خون سیدعلی خامنه‌ای، این قاعده جاری است که فتنه را جز خون شهید رسوا نمی‌کند. این بار امّا دشمن با ترکیبی از جنگ نرم و فشار حداکثری اقتصادی، غباری چنان غلیظ برافروخته بود که برخی در داخل باور کردند مسئولان نظام، دین را برای حکومت می‌خواهند و به هر قیمتی در پی بقای خویش‌اند!خط نفوذ آرام آرام ذهن‌ها را به سمت تشبیه جمهوری اسلامی به دوران انحطاط صفویه سوق می‌داد؛ جایی که دین ابزار حکومت بود و در نهایت، بستر نابودی حکومت صفویه و تجزیه ایران را فراهم آورد. در چنین شرایطی، سیدعلی خامنه‌ای مصلحتی بالاتر از حفظ جان خویش دید. او ایران و جبهه مقاومت را برای نبرد نهایی با اسرائیل آماده کرده بود و وعده "جنگ منطقه‌ای" را از تریبون‌ها فریاد زده بود، اما اراده‌ها در داخل و حتی کل جبهه مقاومت چنان که باید جزم نبود.
رخوتی که بر تن برخی از مردم افتاده بود، دشمن را حریص کرده بود تا با شروع جنگ کشور را تصاحب کند. اینجا بود که رهبر حکیم با انتخاب آگاهانه شهادت، نه تنها خود را فدای ملت کرد، بلکه تمام توان کشور و جبهه مقاومت را پشت این جهاد بزرگ قرار داد. او نشان داد که مسئولان این نظام سپر مردم‌اند، نه برعکس؛ و دین برای آنان هرگز ابزار حکومت نبوده، بلکه حکومت را همواره پاسدار دین می‌خواستند.نتایج این ایثار در خیابان‌ها آشکار شد. خشم‌های شبانه مردم و خروش روز قدس، انسجامی انقلابی پدید آورد که شغال‌های وطن‌فروش نیز جرأت جولان نیافتند. از مردم کوچه و بازار تا مراجع عظام، حزب‌الله، مقاومت عراق و... همه پای کار دفاع از ایران و اسلام آمدند. نارضایتی و بی‌اعتمادیِ شبیه به دوران صفویه، جای خود را به اعتماد و ایستادگی داد و چه زیبا فرمودند رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی خامنه‌ای حفظه‌الله که اگر آن نعمت عظمیٰ از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونه‌ی ملّت ایران به این نظام اعطا گشت.
اسرائیل و حامیانش گمان کردند سیدعلی را شکار کرده‌اند، اما غافل از آنکه او با شهادتش، آخرین میخ را بر تابوت رژیم غاصب کوبید. همانطور که خون حسین ع، بنی‌امیه را در سیلاب خود شست، خون شهید خامنه‌ای پایه‌های اسرائیل را به لرزه درآورد و مسیر ظهور را روشن‌تر از همیشه کرد. شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای قدس سره، باور خود را به بهترین شکل برای جهانیان اثبات کرد و نشان داد از شهادت نمی‌ترسد، مثل همهٔ مردم زندگی می‌کند و حاضر نیست به هر قیمتی حکومت کند و در این راه، مثل مولایش حتی خانواده خویش را فدا کرد. نه تنها ایشان، بلکه بسیاری از مسئولین درجه اول بخش‌های مختلف نظامی، سیاسی، امنیتی و... نیز شهادت را به جان خریدند تا دین و جان مومنین را حفظ کنند. حقیقتاً نظام جمهوری اسلامی در این امتحان روسفید شد و به یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازها برای نابودی اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه رنگ عینیّت بخشید.پیروزی نهایی اما قطعی‌ست و لازمه آن، اتّحاد، هوشیاری و مقاومت ماست. اکنون که رهبر معظم با خون خود صحنه را برای نبردی تعیین‌کننده آماده کرده، وظیفه ما پشتیبانی از رهبر جدید، نا امید نشدن در هر شرایط و انجام ادامهٔ وظایف قبلی اعم از حضور در خیابان، فضای مجازی و... می‌باشد. این آخرین پیام آن بزرگوار بود که با مشت گره‌کرده آن را مخابره کرد؛ راه روشن است و آینده از آن مجاهدان؛ والسّلام علی من اتّبع الهدی
12:01 - 25 مارس 2026
امام و رهبری
آمریکا و اروپا
روایت‌های مردمی

2 واکنش
64٫2k بازدید