اسلامیت و جمهوریت؛ همزیستی دو منطق در یک نظام سیاسی
✍️قدرت الله غلمانی 🔸یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال جذابترین جنبههای نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، تلاش برای ایجاد همزیستی میان دو منطق به ظاهر متفاوت اما در عمل مکمل «اسلامیت» و «جمهوریت» است. 🔸چگونه میتوان نظامی سیاسی طراحی کرد که هم برآمده از ارزشها و مبانی دینی باشد و هم پاسخگوی اراده و خواست مردم؟ این یادداشت به بررسی این همزیستی از منظر قرآن و با در نظر گرفتن مخاطبان بینالمللی میپردازد.
🔸قرآن کریم، به عنوان کتاب هدایت مسلمانان، چارچوبهایی را برای اداره جامعه ارائه میدهد که میتواند مبنای تلفیق اسلامیت و جمهوریت باشد.1. عدالت به عنوان هدف غایی. قرآن بارها بر لزوم برپایی «عدالت» تأکید کرده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید: ۲۵). عدالت در اسلام، مفهومی جامع است که هم شامل عدالت فردی و هم عدالت اجتماعی و سیاسی میشود. جمهوریت، با تأکید بر حقوق شهروندان و امکان مشارکت آنها در تعیین سرنوشت، میتواند بستری برای تحقق عدالت اجتماعی فراهم آورد.2. مشورت (شوری) به عنوان اصل حکومتی.آیه «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» (شوری: ۳۸) بر اهمیت مشورت در تصمیمگیریهای جمعی دلالت دارد. این اصل، روح جمهوریت را در خود دارد و نشان میدهد که حکومت دینی، نباید استبدادی باشد، بلکه باید بر پایه مشورت و همفکری با مردم استوار گردد.3. کرامت و ارزش انسانی. قرآن، انسان را «کَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (اسراء: ۷۰) گرامی داشته است. این کرامت ذاتی، مبنایی برای احترام به حقوق فردی و سیاسی انسانها در نظام اسلامی است. جمهوریت، با تأکید بر حق رأی، آزادی بیان و حقوق شهروندی، این کرامت را در عرصه سیاسی بازتاب میدهد.
🔸جمهوری اسلامی ایران، با الهام از این مبانی قرآنی، تلاش کرده است تا نظامی را بنا نهد که در آن، اسلامیت و جمهوریت نه در تقابل، بلکه در همزیستی باشند. الف.اسلامیت، از طریق تأکید بر مبانی و ارزشهای اسلامی در قانون اساسی، نقش رهبری دینی (ولایت فقیه) در تعیین سیاستهای کلی و نظارت بر اجرای آنها، و نیز در نظر گرفتن معیارهای اسلامی برای قوانین و مقررات.ب.جمهوریت، از طریق سازوکارهای دموکراتیک مانند انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر، که به مردم امکان مشارکت مستقیم در تعیین نمایندگان و مسئولان خود را میدهد. همچنین، اصل آزادی بیان، مطبوعات و تشکلها، تا جایی که مغایر با اصول اسلامی نباشد، به رسمیت شناخته شده است.🔸تلفیق این دو منطق، همواره با چالشهایی روبرو بوده است. درک جهانی از این مدل، اغلب تحت تأثیر کلیشههایی قرار دارد که یا اسلام را مترادف با استبداد میدانند، یا جمهوریت را صرفاً یک مفهوم غربی که قابل پیوند با دین نیست.🔸برخی با نگاه سوء تفاهم، نقش رهبری دینی را با حکومت تئوکراتیک (دینسالار) غربی مقایسه میکنند و نگران محدود شدن آزادیها هستند. در حالی که مدافعان این مدل، بر نقش «مشورت» و «انتخاب مردمی» تأکید دارند و ولایت فقیه را نه حاکمیت مطلق، بلکه هدایتگری در چارچوب موازین دینی و با در نظر گرفتن اراده مردم میدانند.
🔸نقطه مقابل تفکر بالا به پویایی و تکامل در نظام جمهوری اسلامی اشاره دارد،این دیدگاه قائل است که جمهوری اسلامی در طول حیات خود، همواره در حال آزمون و خطا برای یافتن توازن بهینه میان اسلامیت و جمهوریت بوده است. چالشهایی مانند تعریف حدود آزادی بیان، حدود دخالت دین در قوانین، و نحوه اجرای دقیق انتخابات، همگی نشاندهنده پویایی این نظام در تلاش برای تحقق عملی این همزیستی است.🔸در نهایت، همزیستی اسلامیت و جمهوریت در ایران، تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که آیا میتوان نظامی سیاسی داشت که هم ریشه در وحی و ارزشهای الهی داشته باشد و هم پاسخگوی خواست و اراده مردم، با تأکید بر کرامت و حقوق انسانی آنها باشد. این مدل،نمایانگر تلاشی مستمر برای یافتن راهی نو در حکومتداری، با الهام از مبانی دینی و در بستر اراده مردمی است.
13:13 - 3 فروردین 1405