علمِ خونینِ وفا؛ نگینِ‌انگشتریِ تاریخِ‌مقاومت

✍️حسین سلطان محمدیگاه، تاریخ در سکوتِ تلخِ ستم، به انتظارِ یک شعله می‌نشیند؛ شعله‌ای که از جنسِ خونِ سرخ و ایمانِ ناب باشد. در ظلمتِ شب، آن‌گاه که استکبار، چون دیوی غول‌پیکر، سایه‌ی هول‌انگیز خود را بر سرِ خلق افکنده و فریادِ دادخواهی در گلوها خفه می‌ماند، ناگهان، از قله‌های افتخار، بانگِ حق‌طلبی برمی‌خیزد. این صدا، نه از جنسِ باد است که بوزد و برود، بلکه طوفانی است که ریشه‌های ظلم را از جا می‌کند؛ آذرخشی است که تاریکی را می‌شکافد و راه را بر دل‌های جوشانِ آزادی‌خواهان می‌گشاید. این، روایتِ مردی است که در اوجِ عطش و آتش، با دستانی بریده، اما روحی بی‌کران، اعلام کرد که پیمانِ وفایش، از جنسِ گوشت و پوست نیست؛ از جنسِ ایثار و ابدیت است. بنگر! در آن صحرایِ محشرِ نبرد، قامتِ علمدارِ عشق، ابوالفضلِ وفادار، چونان کوهی سر به فلک کشیده، چونان درفشی برافراشته. شمشیرها در نیامِ تنش فرود می‌آمدند، اما روحِ مقاومت او، چونان آتشفشانی خروشان، لبریز از فورانِ ایمان بود.هرگاه که نگاهِ پلیدِ دشمن، قصدِ خاموش کردنِ نورِ حق را داشت، او با دستانی که تقدیرِ خونینش را بر بازوان داشت، اما دلی که آسمان را در بغل گرفته بود، فریاد زد: «آه! والله اگر دست‌هایم را قطع کردید، من باز هم از دینِ محمد (ص)، از حرمتِ ولایت، تا آخرین نفسِ هستی‌ام، دفاع خواهم کرد!»
این، تنها یک رجز نیست؛ این، شریانِ جاریِ مقاومت در رگ‌های زمان است. این، پیامِ کوبنده‌ای است به استکبارِ جهانی، به آن گرگِ هارِ آمریکا که گمان کرده دورانِ یزیدیانِ نوظهور است. بگذار فریاد بزنند، بگذار با زر و زور و تزویر، بخواهند بر ملت‌های آزاده، مُهرِ بندگی زنند؛ ما همان نسلیم که از مکتبِ ابوالفضل (ع) آموختیم: تن دادن به ذلت، مرگِ سرخ‌تر از هر مرگی است.امروز، نه تنها شامِ غریبانِ کربلا، که سراسرِ گیتی، کربلایِ ماست. استکبار، چونان سپاهِ کفر، اطرافِ آرمان‌هایمان حلقه زده است. اما در دلِ هر ایرانی، در سینه‌ی هر جوانِ آزاده، شعله‌ای از غیرتِ علمدار (ع) زبانه می‌کشد. ما با دستِ خالی، اما با سلاحِ ایمان و اراده، در برابرِ هر ظلمی که بر ملت‌ها روا داشته شود، خواهیم ایستاد. قطعِ دستِ دشمن، نه پایانِ مقاومت، که آغازِ حماسه‌ای دیگر است.آن فریادِ تاریخ‌ساز، دیگر تنها پژواکی از گذشته نیست؛ بمبارانِ صوتیِ عصرِ ماست علیه هر آن‌کس که گمانِ تسلط بر سرنوشتِ بشر را در سر دارد. پیامِ ابوالفضل (ع)، چونان سیلیِ آتشین بر چهره‌ی هر ظالم، و چونان نوری مبین در شبِ سرگردانیِ مستضعفان است.ای وارثانِ غیرت! برخیزید! آمریکا و هر اژدهایِ هفت‌سرِ دیگر، در برابرِ اراده‌ی پولادینِ ملتی که راهش را از خونِ حسین (ع) و عباس (ع) آموخته، خُرد و خاکشیر خواهد شد. نگذارید شعله‌ی مقاومت فرو نشیند. با هر تپشِ قلبتان، فریاد بزنید: «ما تا آخرین نفس، پایِ آرمانمان ایستاده‌ایم!» این، وعده‌ی ما به تاریخ است؛ وعده‌ای که با خون نوشته شده و با ایمان، جاودانه خواهد ماند.
07:08 - 28 اسفند 1404
حماسه و مقاومت
آمریکا و اروپا
روایت‌های مردمی

3 بازنشر7 واکنش
79٫8k بازدید