آسیب‌شناسی جنگ شناختی چرا مسببین 18 و 19 دی را کمتر شناختیم؟

✍️مجید رحیمیروزهای دی‌ماه برای بسیاری از ما سخت و سیاه بود. جانکاه‌تر از هر چیز، پرپر شدن جوانانی بود که هر کدام دنیایی از امید و آینده بودند. ما محبّ مولایی هستیم که سخت‌ترین لحظه برای او هرس کردن علف‌های هرزی است که خود روزگاری به شکوفایی‌شان دل بسته بود؛ جوانانی که استعداد ‌های وافری داشتند، اما فریب خوردند.در آن روزهای سخت، بسیاری از ما تلاش کردیم بگوییم که این حجم از خباثت، از آغاز خونریزی با وحشیانه‌ترین شیوه‌ها تا انتشار آمارهای کذب و متناقض، از تباری برمی‌خیزد که در طول تاریخ سابقه داشته است، اسناد خودشان و تاریخ را با دقت بیشتری ورق بزنید؛ جمهوری اسلامی شاید نواقصی داشته باشد، اما این شجره طیبه آنقدر سیاه نشده که بر خون فرزندان خود حکمرانی ثبت کند. اگر در آن روزها مواجهه‌ای منطقی و معقول درپارادایم حفاظت از امنیت پس از ورود گروه‌های تروریستی برنامه‌ریزی شده صورت گرفت، با اطلاع‌رسانی قبلی به معترضان و تفکیک خط اعتراض از اغتشاش و آشوب بود و برای نگه داشتن درختی تنومند و حفظ آن از شرّ عناد، دشمنی و یا غفلت‌هایی که هرچند مستعد شکوفایی بودند، اما فریب خوردند.وقتی ذهن، میدان جنگ می‌شوداما چه کنیم با ابزارهای شناختی دشمن و رسانه‌ای که تاریخ را سد می‌کند و ذهن‌ها را وارونه می‌نشاند؟ حتی صاحبان بالاترین مدارج تحصیلی اسیر عمیق‌ترین مغالطه‌ها می‌شوند و این خود شگفتی‌آور است.برخی از ابزارهای دشمن در آن ایام غم‌بار عبارتنداز:- قاب‌بندی روایی — دشمن واقعیت را عوض نمی‌کند؛ قاب تفسیر آن را می‌سازد. همان رویداد، در قاب متفاوت، معنای متفاوت می‌یابد. وقتی رسانه‌ای هر مواجهه امنیتی را «کشتار» می‌نامد و هر اقدام مسلحانه را «اعتراض»، قاب را چرخانده، نه واقعیت را.
- سرایت هیجانی — هیجان‌ها مانند ویروس منتقل می‌شوند. رسانه‌های معاند با انتشار تصاویر و روایت‌های احساسی، پیش از آنکه مخاطب فرصت تحلیل داشته باشد، او را در موج عاطفی غرق می‌کنند. در این حالت، دستگاه تفکر انتقادی خاموش می‌شود و داوری جای خود را به واکنش می‌دهد، مصداق بارز آن را در کلیپ‌های متعدد تشییع جنازه شاهد بودیم.- اثر حقیقت وهمی — تکرار یک گزاره، صرف‌نظر از صحت آن، احتمال باور به آن را افزایش می‌دهد. همان منطق قدیمی «التکرار یعلّم الحمار» که امروز در پوشش رسانه‌ای به کار می‌رود: آمار کذب را آنقدر تکرار کن تا به واقعیت مشترک بدل شود.- اجماع مصنوعی — شبکه‌ای از صداهای هماهنگ، توهم «اکثریت معترض» می‌سازند. مخاطب می‌بیند که «همه» یک چیز می‌گویند و زیر فشار هنجار اجتماعی، تردیدش را پنهان می‌کند؛ نه از سر باور، که از سر تنهایی.- رضایت ساختگی — رسانه‌ها نه با دروغ آشکار، که با انتخاب هوشمندانه اینکه چه بگویند و چه نگویند، ذهن عمومی را شکل می‌دهند. سکوت درباره مسلح بودن آشوبگران، خود نوعی دروغ است؛ دروغی که نه با زبان، که با سکوت گفته می‌شود.- بهره‌برداری از ناهماهنگی شناختی — وقتی کسی عزیزی را از دست داده، در حالت آسیب‌پذیری شناختی است. دشمن در این لحظه، روایت آماده‌ای تزریق می‌کند که درد را توضیح دهد و مقصر معرفی کند. ذهن داغ‌دیده برای کاهش درد، این روایت را می‌پذیرد؛ نه چون درست است، که چون تسکین‌دهنده است.
اعتراف از درون طوفاناما خدای متعال تدبیرکننده‌ای که در لحظه مناسب پرده‌ها را کنار می‌زند.این روزها یکی از مسببین اصلی رویدادهای دی‌ماه، خود اعترافی کرده که برای هر جوینده حقیقتی قابل تأمل است. او صریح گفت که آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد کار «گارد جاویدان» او بود؛ و وظیفه این گارد نه تظاهرات خیابانی، که «ضربات هوشمندانه و مؤثر» است. این دیگر تحلیل ما نیست؛ اعتراف خود اوست. تاریخ گاهی با زبان دشمن، حقیقت را ثبت می‌کند.
20:52 - 25 اسفند 1404
جامعه
رسانه
تحلیل و نظر

1 بازنشر3 واکنش
74٫6k بازدید