ولایت فقیه؛ تداوم مردم‌سالاری دینی در بستر انقلاب اسلامی

✍️قدرت الله غلمانی 🔸مفهوم «ولایت فقیه»، به عنوان ستون فقرات نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، همواره در کانون توجه و بحث‌های سیاسی-فرهنگی، به ویژه در سطح بین‌الملل، قرار داشته است. این مفهوم، که ریشه در تفاسیر شیعی از حکومت دینی دارد، ادعا می‌کند که چارچوبی برای «مردم‌سالاری دینی» فراهم می‌آورد؛ نظمی که در آن، مقبولیت مردمی با هدایت دینی درهم می‌آمیزد. اما چگونه این تلاقی، در بستر انقلاب اسلامی ایران شکل گرفته و چه پیامدهایی برای درک جهانی از این مدل داشته است؟🔸قرآن کریم، اصول بنیادینی را برای اداره جامعه انسانی بنا نهاده است که می‌تواند مبنایی برای درک مردم‌سالاری دینی باشد. تأکید بر «شوری» (مشورت) در آیه «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» (شوری: ۳۸)، نشان‌دهنده اهمیت مشارکت و همفکری در تصمیم‌گیری‌های جمعی است. همچنین، آیاتی که بر لزوم عدالت در میان حاکمان تأکید دارند، مانند آیه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ» (نساء: ۵۸)، معیاری روشن برای ارزیابی رهبران ارائه می‌دهد.
🔸در این میان، مفهوم «ولایت» نیز که در قرآن به کار رفته، در تفاسیر شیعی، به ویژه توسط امام خمینی (ره)، بسط یافته است. بر این اساس، در غیبت امام معصوم (عليه‌السلام)، فقیهی که واجد شرایطی چون عدالت، فقاهت، شجاعت و بصیرت باشد، وظیفه هدایت جامعه را بر عهده دارد. این «ولایت»، نه یک حکومت استبدادی، بلکه «ولایت بر توده مردم» است که هدف آن، تأمین منافع دنیوی و اخروی آن‌هاست. «مردم‌سالاری دینی»، برآمده از این ایده است که حکومت، هم باید مشروعیت خود را از مردم بگیرد (از طریق انتخابات و پذیرش عمومی) و هم باید در چارچوب موازین دینی و توسط رهبری عالم و عادل هدایت شود.🔸انقلاب اسلامی ایران، بستری برای تحقق عملی این ایده فراهم آورد. نظام جمهوری اسلامی، بر پایه «ولایت فقیه» بنا شد، اما در کنار آن، سازوکارهایی برای مشارکت مردم پیش‌بینی شد:1. انتخابات در سطوح مختلف (ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، خبرگان رهبری و شوراهای شهر)، به مردم این امکان را می‌دهد که در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند. این امر، جنبه «مردم‌سالاری» را در نظام تضمین می‌کند.2. ولی فقیه، به عنوان رأس هرم نظام، وظیفه تعیین سیاست‌های کلی، نظارت بر حسن اجرای آن‌ها و هدایت جامعه به سمت اهداف اسلامی را بر عهده دارد. این نقش، اگرچه انتصابی است، اما بر پایه پذیرش تاریخی و شرعی استوار است و در عمل، نیازمند حمایت و همراهی مردم نیز می‌باشد.3. نظام جمهوری اسلامی، تلاش می‌کند تا میان «اسلامیت» (تأکید بر مبانی دینی و هدایت فقیه) و «جمهوریت» (تأکید بر آرای مردم و مشارکت آن‌ها) توازن برقرار کند. این توازن، هسته اصلی «مردم‌سالاری دینی» را تشکیل می‌دهد.
🔸 بسیاری، به ویژه در غرب، «ولایت فقیه» را با مفهوم «حکومت دینی» قرون وسطایی یا استبداد روحانیون مقایسه می‌کنند و نگران تمرکز قدرت در دست یک فرد هستند. همچنین، تفسیرهای مختلف از «عدالت» و «مصلحت» در اسلام و غرب، موجب سوءتفاهم‌های فراوانی شده است.با این حال، مدافعان این مدل، معتقدند که «ولایت فقیه»، پاسخی بومی به نیازهای جامعه ایران، با ریشه‌های عمیق دینی و تاریخی آن است. این مدل، تلاش می‌کند تا حکومت، نه تنها پاسخگوی مردم، بلکه متعهد به ارزش‌های اخلاقی و معنوی باشد و از انحراف به سمت سکولاریسم صرف یا استبداد جلوگیری کند. «تداوم مردم‌سالاری دینی» در بستر انقلاب اسلامی، به معنای تلاش برای حفظ این تعادل میان هدایت الهی و اراده مردمی است، روندی که همچنان در حال تکامل و مواجهه با چالش‌های داخلی و خارجی است.
20:10 - 25 اسفند 1404
امام و رهبری
قرآن و فعالیت‌های دینی
تحلیل و نظر

2 واکنش
66٫6k بازدید