انسجام به‌مثابه سوخت میدان

✍️سعید سپاهیدر روزهای اوج تقابل، میدان فقط محل درگیری سخت نیست؛ روایت، ادراک و انسجام خود میدان‌اند. آنچه در این مقطع دیده می‌شود، هم‌ترازی نسبی میان سه لایه است: لایه گفتار رسمی، لایه کنش میدانی، و لایه واکنش اجتماعی. این هم‌زمانی، تصادفی نیست؛ نشانه ورود منازعه به فاز جنگ ترکیبی تمام‌سطح است.در لایه اول، پیام‌های صادرشده از سطوح عالی تصمیم‌سازی، کارکرد بازدارنده دارند؛ نه صرفاً با محتوا، بلکه با «زمان‌بندی» و «هم‌صدایی». در چنین شرایطی، حتی اختلافات جزئی در بیان، اگر به شکاف روایی تبدیل نشوند، قابل مدیریت‌اند. خطر از جایی آغاز می‌شود که خطای تاکتیکی، به اختلاف راهبردی ترجمه شود.در لایه دوم، کنش عملی نیروهای دفاعی، پیام اصلی را منتقل می‌کند: پایداری اراده. این کنش‌ها، وقتی با روایت هم‌راستا همراه می‌شوند، چرخه تصمیم‌گیری طرف مقابل را دچار اختلال می‌کنند و او را به واکنش‌های شتاب‌زده می‌کشانند؛ واکنش‌هایی که بیش از آنکه قدرت‌نمایی باشد، نشانه فرسایش است.لایه سوم، و شاید تعیین‌کننده‌ترین، حضور اجتماعی است. جامعه‌ای که در لحظه بحران، از حالت تماشاگر خارج می‌شود و به بازیگر تبدیل می‌گردد، عملاً هزینه تقابل را برای دشمن تصاعدی می‌کند. در این نقطه، انسجام ملی دیگر یک شعار نیست؛ یک متغیر عملیاتی است.در چنین فضایی، حمله به ساختارها یا تضعیف نهادهای تثبیت‌شده حتی با نیت اصلاح عملاً هم‌راستا با پروژه شکاف‌سازی عمل می‌کند. تجربه نشان داده است: در جنگ، می‌توان خطا را اصلاح کرد؛ اما شکاف فعال‌شده، خود جنگ است.
07:10 - 25 اسفند 1404
جامعه
سیاست
تحلیل و نظر

2 واکنش
35٫1k بازدید