شکوهِ سرخِ یک پرچم؛ عهدی که با خون امضا شد
✍️معصومه جمشیدیروز قدس، خیابانها تنها عرصه قدمهای استوار نبود، بلکه آوردگاهِ تجلی غیرت و میعادگاهِ خون و حماسه شد. در میانِ موج خروشان جمعیت و رقصِ غرورآفرینِ پرچمهای سه رنگ، کینهی کور و شقاوتبارِ دشمن، سینهی آسمان را شکافت تا جانِ پاکِ شیرزنی از تبارِ ایستادگی را بگیرد. او که با ایمانی به استواری کوهها و قدمهایی از جنس نور به میدان آمده بود، آماج ترکشهای موشکِ خصم قرار گرفت و غریبانه، اما سرافرازانه به آسمان پرکشید.اما در دلِ این سوگِ جانکاه، حماسهای بینظیر خلق شد. به پرچمی که در دستانِ پرصلابتش جا مانده بود نگاه کنید؛ نوارِ سرخِ پرچمِ مقدسِ ایران، امروز نه با رنگ، که با خونِ گرم و جوشانِ این بانوی شهید، جانی دوباره و قداستی صدچندان گرفت. این خونِ پاک که بر تار و پودِ پرچم نشست، تنها یک نشان بر پارچه نیست؛ این خون، شناسنامهی بیداری یک ملت، گواهِ حقانیتِ ما و سندِ رسواییِ دشمنی است که از حضورِ حماسیِ زنانِ سلحشورِ ما نیز در هراس است. دشمنِ زبون گمان میبرد با آتش و آهن میتواند ارادهی پولادین این مردم را به زانو درآورد، اما تاریخ گواه است که از دل خون شهید، طوفان برمیخیزد! خواهرِ آسمانیام! پرچمِ خونینِ تو هرگز بر زمین نخواهد ماند. از دلِ هر قطرهی خونت که بر این پرچم چکید، هزاران سروِ آزاد و هزاران مشتِ گرهکرده خواهد رویید. ما پرچمِ متبرک به خونت را چونان جانِ شیرین بر روی چشمانمان میگذاریم و دوشادوش یکدیگر، آن را بر بلندترین قلههای افتخار به اهتزاز درمیآوریم. به قداستِ خونِ سرخت قسم، که تا پایِ جان پایِ این عَلم ایستادهایم و خروشِ حقطلبیات را تا فتحِ نهایی، در گوشِ جهان فریاد خواهیم زد.
01:39 - 24 اسفند 1404