حیات شجاعانه؛ زندگیِ روزمره به مثابه یک پاتکِ ضدِرسانهای
✍️معصومه جمشیدیاین روزها، پیش از آنکه صدای شلیکِ گلوله یا انفجاری به گوش برسد، این صدای آژیرِ اخبارِ دلهرهآور است که در گوشیهای موبایل، شبکههای اجتماعی و تیترِ رسانهها به صدا درمیآید. واقعیت این است که جنگهای مدرن، بیش از آنکه بر روی زمینِ خاکی درگیر شوند، در ذهنِ افکارِ عمومی جریان دارند. هدفِ اصلی از پمپاژِ بیوقفهٔ تهدیدها، سایهٔ جنگ و شایعاتِ ویرانگر، فلج کردنِ ارادهٔ عمومی است. در منطقِ طراحانِ این جنگِ روانی، دشمن نیازی ندارد تکتکِ زیرساختها را بمباران کند؛ کافی است بذرِ ناامیدی و هراس را در دلِ جامعه بکارد. آنها میخواهند پیش از آغازِ هر نبردی، کرکرهٔ مغازهها پایین کشیده شود، بازارها از رونق بیفتد، کلاسهای درس به حالتِ تعلیق درآید و نبضِ زندگیِ اجتماعی کُند شود. جامعهای که از ترسِ مرگ، دست از زندگی کشیده و در اضطرابِ فردا مچاله شده باشد، جامعهای است که پیش از شلیکِ اولین گلوله، شکست را پذیرفته است.اما در چنین اتمسفری، «مقاومت» چه شکلی پیدا میکند؟ آیا شجاعت تنها در خطِ مقدمِ جبهه و در دست گرفتنِ سلاح معنا دارد؟ پاسخِ جامعهشناسانه و راهبردی به این سؤال، منفی است. در روزگارِ سایه انداختنِ تهدیدها، «استمرارِ قدرتمندانهٔ زندگیِ عادی» خودش یک عملیاتِ بزرگِ ضدترور و یک پاتکِ روانشناختی است. نانوایی که صبحِ زود با آرامش تنور را روشن میکند تا بوی نانِ تازه در محله بپیچد، کارمندی که با دقت به کارِ اربابرجوع میرسد، معلمی که با انرژی سرِ کلاس حاضر میشود و خانوادهای که برنامهٔ دورهمیِ آخرِ هفتهاش را به خاطرِ تیترهای تهدیدآمیزِ رسانههای بیگانه لغو نمیکند، در واقع در حالِ خنثی کردنِ گرانترین بمبهای شناختیِ دشمن هستند.
قرآن کریم، قرنها پیش این تکنیکِ جنگِ روانی و راهِ خنثیسازیِ آن را با ظرافتِ یک تحلیلگرِ ارشدِ رسانه صورتبندی کرده است. آنجا که ماشینِ شایعهسازیِ دشمن به کار میافتد تا جامعه را مرعوب کند، واکنشِ انسانِ کنشمند و موحد، انفعال و فروپاشی نیست؛ بلکه تبدیلِ این فشار به موتورِ محرکِ انسجام است: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»**>(همان کسانی که عواملِ شایعهپراکن به ایشان گفتند: «دشمنان برای نابودی شما گرد آمدهاند، پس از آنها بترسید!» اما این سخن نه تنها نترساندشان، بلکه بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و او بهترین حامی است.») – آلعمران: ۱۷۳این آیه، قانون زندگیِ شجاعانه در دلِ بحران است. کلمهٔ کلیدی در اینجا «فَاخْشَوْهُمْ» (بترسید) است؛ یعنی دستورالعملِ مستقیمِ رسانههای دشمن برای تولیدِ هراس. اما خروجیِ این فشار روی جامعهٔ ایمانی، به جای تولیدِ ترس، «فَزَادَهُمْ إِيمَانًا» (افزایش قدرت و باور) است. پیامِ این رویکرد برای امروزِ ما بسیار روشن است: هرچه آنها بلندتر بر طبلِ وحشت میکوبند، ما باید محکمتر روی پاهایمان بایستیم و چرخِ زندگی را با نشاطِ بیشتری بچرخانیم. شجاعتِ امروزِ ما همیشه در کارهای خارقالعاده نیست؛ گاهی در حفظِ ریتمِ عادیِ زندگی با قلبی مطمئن است. وقتی ماشینِ جنگِ روانی فریاد میزند «بترسید و متوقف شوید!»، بزرگترین و دردناکترین دهنکجی به او، قدم زدن در خیابان با قامتی برافراشته، ساختنِ امروز و لبخند زدن به فرداست.*ما زنده به آنیم که آرام نگیریم**موجیم که آسودگیِ ما عدمِ ماست*
15:15 - 25 فوریه 2026