درباره رانت
در سالهای اخیر، واژه «رانت» در فضای عمومی کشور یکی از پرکاربردترین واژگان بوده است. اما در غیاب یک تعریف دقیق، این واژه به ابزاری برای وارونهسازی حقیقت تبدیل شده است.
امروز به نام مبارزه با رانت، بزرگترین رانتها خلق میشوند؛ و به نام اصلاح ساختار، عمیقترین بیعدالتیها در ساختار توزیع ثروت نهادینه میگردند.رانت در معنا، امتیازی است که از محل منابع عمومی ـ یعنی دارایی مشترک ملت ـ به گروهی خاص اعطا میشود. اما در عمل، این مفهوم در ذهن جامعه و حتی میان تصمیمگیران به سطحیترین معنا فروکاسته شده است: هرجا دولت مداخله کند، آن را «رانت» مینامند، و هرجا بازار بیمهار شود، آن را «آزادی» میخوانند.نمونه بارز این وارونگی را در سیاستهای ارزی میتوان دید. گفته میشود که برای حذف رانت، باید نرخ ارز رسمی با نرخ بازار یکسانسازی شود. سال گذشته، برای nامین بار، با همین منطق، نرخ ارز رسمی از ۴۰ هزار تومان به ۷۰ هزار تومان افزایش یافت و سخنگوی دولت با افتخار اعلام کرد که با این اقدام، ۷۰۰ همت رانت از بین رفته است. اما آیا واقعاً چنین شد؟اگر رانت، امتیازی است که از منابع عمومی داده میشود، باید پرسید این افزایش نرخ چه منبعی را آزاد کرد و به کجا بازگشت؟ آیا با حذف رانت، ۷۰۰ همت به درآمد دولت اضافه شد؟پاسخ، خیر است! درآمد اضافی حاصل از این افزایش نه به خزانه عمومی وارد شد و نه به جیب مردم بازگشت. بلکه تنها گروهی خاص از صادرکنندگان و شرکتهای شبهدولتی که ارز در اختیار داشتند، توانستند ارز خود را ۳۰ هزار تومان گرانتر بفروشند. این یعنی رانت نه حذف، بلکه خلق شد. رانت جدیدی زاده شد از دل بیارزش کردن پول ملی، از دل کاهش توان خرید مردم، تا عدهای معدود بتوانند سود بیشتری به دست آورند.
در واقع، وقتی نرخ ارز بالا میرود بدون آنکه منافع آن به دارایی جمعی مردم بازگردد، این افزایش خود عین رانت است. چراکه ثروتی تازه تولید نشده، بلکه ارزش پولی که در دست ملت بود، کاسته شده تا ارزش دارایی صاحبان ارز افزایش یابد. این یعنی انتقال خاموش ثروت از مردم به الیگارشی؛ یعنی خصوصیسازی رانت در پوشش آزادسازی اقتصاد.گام بعدی که امسال برداشته شد، یعنی ایجاد «تالار دوم ارزی» با نرخ ۹۴ هزار تومانی برای گروهی از صادرکنندگان، ادامه همان مسیر است: باز هم به نام شفافیت و مبارزه با رانت، نوع تازهای از رانت توزیع میشود. اینجا مفاهیم وارونه شدهاند. «آزادی بازار» در واقع آزادی اقلیتی است که بر بازار سلطه دارند، و «مبارزه با رانت» به ابزاری برای مشروعیتبخشی به خلق رانتهای بزرگ تبدیل شده است.لذا راقم این سطور معتقد است کلاهبرداری اصلی نه در سیاستهای اقتصادی، بلکه در واژگان نهفته است. کانونهای قدرت و ثروت، مفاهیم را از معنا تهی میکنند تا حقیقت پنهان بماند. وقتی واژهها مسخ شدند، وجدان عمومی نیز دچار اختلال در ادراک میگردد. آنگاه ملت میپندارد که با حذف رانت، عدالت در حال تحقق است، در حالی که در واقعیت، به نام عدالت، رانت از جیب فقیر به حساب ثروتمند منتقل میشود.مسئله امروز اقتصادی ایران، پیش از هرچیز یک مسئله معرفتی است. تا زمانی که تعریف رانت، عدالت، آزادی و بازار از چنگ سربازان زبانی و فکری الیگارشی بازپس گرفته نشود، هیچ اصلاحی به معنای واقعی رخ نخواهد داد. نخستین گام در مبارزه با رانت، بازپسگیری معناست. به همین دلیل است که مهمترین کار امروز ما، تبلیغات و تعلیمات است...
17:54 - 10 آبان 1404