اسناد ویکی لیکس درباره سینما رکس چه میگوید؟
سعید مستغاثی گفت: وقتی سینما رکس در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ آتش گرفت از ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه تا حدود ساعت ۴ الی ۴:۳۰ دقیقه صبح میسوخت؛ فاصله کلانتری و شهربانی تا محل حادثه حدود ۱۰ دقیقه بود و فاصله آتشنشانی حدود ۱۰۰ متر؛ اما آتشنشانی بعد از ۱ الی ۱/۵ ساعت به محل میرسد و وقتی در محل حاضر شد آب و وسایل اطفای حریق نداشت.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی-بهنام علیپور؛ سینماسوزی پیش از انقلاب به عنوان اعتراض رایج بود؛ اعتراض به سبکِ زندگیِ پیشنهادیِ رژیم که در آثار سینمایی روی پرده نقرهای میرفت؛ اما حادثه سینما رکس با نسخههای اعتراضی پیشین، تفاوتی اساسی داشت؛ از این رو با سعید مستغاثی، مستندساز، نویسنده، منتقد و مدرس سینما به گفتوگو نشستیم که در ادامه از نظر میگذرد.آیا آتش زدن سینما به عنوان یک اقدام اعتراضی، اساساً قابل توجیه است؟ این عمل توسط کدام گروههای مبارز به کار گرفته میشد؟باید ببینیم که آنچه که به نام «سینما» عرضه میشد ماهیتاً و ماهوی «سینما» و فرهنگ را نمایندگی میکرد یا خیر؟! به عبارتی دیگر سینما در آن زمان چه شرایطی داشت.خب؛ رژیم شاه، اربابان شاه و استعمار به جز تسخیر کشور و غارت منابعش، در چند جبهه با مردم ایران، تاریخ این مردم و هویت آنها میجنگیدند؛ یک جبهه جنگ، جبهه اقتصادی بود که بانکها عاملش بودند، مسائل اجتماعی جبهه دیگر بود که با مشروبفروشیها و کابارهها مورد هجمه واقع شد و وجه فرهنگی از طریق تلویزیون و سینما مورد حمله بود. سینما از ابتدا ورود به مملکت برای تفریح، سرگرمی و هنر نبود؛ سینما توسط کسانی و به قصدی مشخص وارد شد که هویت و ریشههای تاریخی-فرهنگی این مردم را بزند، یعنی هویت ایرانی ـ اسلامی را از معنا تهی کند. برای همین سینما همواره یک وجه ضد اخلاقی و ضد فرهنگی داشت.
این گزاره فقط حرف ما نیست؛ منتقدانی که در آن زمان بودند، همچون «مرحوم طغرل افشار»، «حسن شیروانی» و حتی نمایندگان مجلس سنای شاه، کسانی مثل «دریابد رسائی» و یا افرادی که در سخنرانیها اذعان میکردند که سینمای بهخصوص فیلم فارسی، مظهر فساد و فحشا است.چنانکه خود حضرت امام هم در اولین سخنرانی در بهشتزهرا قبل از اینکه بگویند «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم»، این جمله را گفتند که «سینمای ما مرکز فحشا است».خب، یک چنین سینمایی مثل مشروبفروشیها، مثل بانکها، مثل کابارهها مورد هجوم و خشم مردم قرار میگرفت و این اقدام یک اقدام اعتراض به حساب میآمد، چون سینمای بِما هُو سینما و هنر بِما هُو هنر نبود؛ در چنین شرایطی سینما مظهر ضد فرهنگ و مظهر ضد هنر میشود و در کنار مشروبفروشیها و کابارهها و بانکها مورد خشم مردم قرار میگرفت.البته حضرت امام بارها تکرار کرده بودند که هیچوقت هوادارانمان را توصیه به خشونت یا حمله به جایی نمیکنیم؛ بهطور کلی حضرت امام با هرگونه اقدام خشونتآمیزی مخالف بودند به استنادِ اسناد ساواک حتی یاران ایشان هم به مدارا و رفتار خوش معروف بودند تا جایی که عوامل رژیم شاه به ایشان میپیوستند و ساواک از این بابت ابراز نگرانی میکرد.
اینکه گروه مبارزی بخواهد حمله به سینماها و آتش زدن را بر عهده بگیرد، چنین چیزی نبود. البته همیشه هم آتش زدن سینما نوعِ و زبانِ اعتراض نبود، گاهی حمله میکردند و شیشه میشکاندند؛ غیر از ماجرای سینما رکس که با بقیه فرق داشت، بیشتر اعتراضها در حد شیشه شکستن بود. حادثه سینما رکس زمانی اتفاق افتاد که سینماهای ایران ورشکسته شده بودند و در سالهای ۵۷ و ۵۶ به آن صورت فیلمی اکران نمیشد. هیچ گروه مبارزی، بهخصوص سالهای ۵۵ تا ۵۷ که بسیاری از گروههای مسلح هوادار امام به میدان آمدند - مثل گروه منصورون، صف، موحدین - به هیچ سینمایی حمله نکردند و اصلا جزو برنامهها و اهداف و طرحهایشان نبود.سال ۵۰ یا ۵۱ گروهی به سرکردگی مهدی رضایی، سینما «دروازه طلایی» قم را منفجر کردند که یک عمل خودجوش بود و آن موقع با مجاهدین خلق چندان ارتباط نداشت.سینما رکس آبادان توسط چه کسانی و با چه انگیزهای به آتش کشیده شد؟یکسری روایتهای رسمی و جعلی وجود دارد، یکسری شواهدی و اسنادی هم وجود دارد؛ به نظر من برای نتیجهگیری نمیشود به یکی از این روایتها تکیه کرد؛ یعنی باید مجموع اینها مورد استفاده محقق و پژوهشگر باشد و برای ارزیابی از آن بهره بگیرد.خب؛ وقتی سینما رکس در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ آتش گرفت از ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه تا حدود ساعت ۴ الی ۴:۳۰ دقیقه صبح میسوخت. همان موقع رژیم شاه گروههای هوادار امام را محکوم کرد و گفت که اینها سینماها را آتش میزنند.در مورد سابقه آتش زدن سینماها دورهای هست در سال ۴۸ که یکسری از رؤسا و برخی صاحبان سینما به قصد گرفتن پول از بیمه، ملک خود را آتش میزدند تا منفعتی کسب کنند.
در سال ۵۷ که اوج انقلاب و نهضت بود، سینمای «آتلانتیک» که الان آفریقا نام دارد را آتش زدند، اما از فروردین ۵۷ تا ۲۸ مرداد همان سال تعداد سینماهایی که آتش گرفت چندان زیاد نبود.فقط تعداد زیادی سینما در چهارده آبان ۵۷ یک روز بعد از حادثه ۱۳ آبان آتش گرفت که خیلی ماجرای مشکوکی بود. بر اساس اسنادی که از لانه جاسوسی و ساواک هست، شبهه آتیش زدن سینماها و مراکزی که توسط مأموران ساواک مطرح است؛ این را سفیر انگلیس هم در کتاب خاطراتش گفته است؛ حتی در خاطرات ارتشبد قرهباغی هم هست که وقتی سینما آتش میگرفت، به مأمورین، نیروی حکومت نظامی و فرمانده نظامی میگفتند که چرا آتش را خاموش نمیکنید؟ چرا برخورد نمیکنید؟ مأمورین پاسخ میدادند که ساواک به ما گفته دخالت نکنید. یعنی در همان ۱۴ آبان هم یکسری از این آتشسوزیها و چند جای دیگر به همین صورت بود.اما در مورد سینما رکس، خب؛ رژیم شاه هواداران امام متهم کرد و از طرف دیگر مردم شاه و ساواک را مقصر میدانستند و محکوم میکردند، و هنگام خاکسپاری جانباختگان علیه فرمانداری نظامی آبادان و فرمانده ژاندارمریاش، شعار میدادند.از طرف دیگر اسنادی وجود دارد که بعدا منتشر شد و شبهات را بیشتر کرد؛ وقتی ساعت ۹:۳۰ دقیقه سینما رکس آتش گرفت، فاصله کلانتری و شهربانی تا محل حادثه حدود ۱۰ دقیقه بود و فاصله آتشنشانی حدود ۱۰۰ متر یا برعکس - الان دقیقا خاطرم نیست -، اما آتشنشانی بعد از ۱ الی ۱/۵ ساعت به محل میرسد و وقتی در محل حاضر شد آب و وسایل اطفای حریق نداشت، از طرفی همچنین شیر آتشنشانی جلوی سینما خراب بود، این چیزی هست که در روزنامههای آن زمان منتشر شد.
رئیس آتشنشانی و معاونش هم به آنجا نرفتند که وقتی از معاون رئیس آتشنشانی میپرسند که چرا نرفتی آنجا؟ پاسخ میدهد که «رئیس به من گفت که نرو، نباید در این کار دخالت کنی»اما دو تا سند خیلی مهم وجود دارد که به نظر من بر همه اسناد قبلی میچربد. یکی مصاحبه «هنری پِرکِت»، مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا با «چارلی استوارت کندی» در سال ۲۰۰۰ بود که مارس سال ۲۰۰۱ در «فارن افرز» منتشر شد. پرکت در سالهای ملتهب ۷۷، ۷۸، ۸۰ و ۸۱ هم در سفارت سِمت داشت و جزو مأمورین ارشد بود. او میگفت که در همان زمان (زمان حادثه سینما رکس) سازمان سیا به ما گزارشی داد که از یکی از عواملش در ساواک گرفته بود؛ در آن گزارش اشاره شده بود که ساواک در آتشسوزی سینما رکس دست داشته است. این چیزی هست که هنری پرکت گفته و منتشر هم شد.سند دیگری، متنی است که مرداد ۱۴۰۰ من در اسناد ویکیلیکس دیدم ولی تاریخ سند برای ۲۲ اوت ۱۹۷۸، یعنی چند روز بعد از آتشسوزی سینما رکس است؛ سند در مورد گزارش «چارلز ناس»، کاردار سفارت آمریکاست که به نقل از یک منبع آگاه در میان اپوزیسیونهای نفوذی داشتند روایت شده - در میان اصطلاحا اپوزیسیون مسلح - چارلز ناس در آن گزارش نوشته بود که حکومت ایران به طور ضمنی اجازه چنین کاری را داده بود. این عین جمله چارلز ناس، کاردار سفارت آمریکاست؛ هر دو سندی که ذکر شد خیلی مهم است.
یک مورد دیگر هم هست که باید توضیح دهم، موردی که به اصطلاح «پرچم دروغین» معروف شده است؛ مثال امروزی آن، حمله اسرائیل به عمان با پهپاد است که به پای ایران نوشته میشود. مثال دیروزی هم مربوط به ترور دکتر آیت است، وقتی دکتر آیت در ۱۴ مرداد یک ۱۳۶۰ ترور شد - درست هنگامی که منافقین مشغول ترور گسترده بودند - عدهای گفتند که کار منافقین است و خیلی سریع ترور را به گردن منافقین انداختند در حالی که میدانیم یکسری تسویهحسابهایی بود. او قرار بود که برای افشا یکسری اسنادی در مورد «میرحسین موسوی» به مجلس برود و همان روز جلسه رای اعتماد به موسوی برای حضور در کابینه باهنر در مجلس جریان داشت.اینها در واقع یک وقایعی هستند که به عنوان پرچم دروغین مطرح میشوند؛ در فیلم «جی. اف. کی» اثر «الیور استون»، «جیم گریسون» یک وکیل از «نیواورلئان» است که روی پرونده قتل کندی کار میکند که آیا «اسوالد» عامل قتل است یا نه؟ در آخر تحقیقاتش به مأموران سیا میرسد و به افراد فراری کوبایی، یک مأمور سیا در واشنگتن با او ملاقات میکند، این مأمور سیا به جیم گریسون میگوید که «آقا! تو ببین اولاً چه کسی توانش را داشته که کندی را بکشد؟ ثانیا کشتن کندی به نفع چه کسی بوده است؟»؛ شما این سوال را میتوانید در مورد بسیاری از اتفاقات، مثل ۱۱ سپتامبر، ماجرای «ندا آقاسلطان» و در مورد خیلی از وقایع مطرح کنید.در آن زمان که به سینماها، مشروبفروشیها یا بانکها حمله میشد روال این بود که مطمئن شوند که کسی در آنجا نیست؛ البته دستگاه تبلیغاتی شاه میگفت که «ببینید! کار مذهبیهاست».
یک چیز دیگر را باید اضافه کنم به اسناد آتشسوزی سینما رکس، خاطرات «رفیعزاده» که رئیس شعبه ساواک در آمریکا بود؛ او هم روی دست داشتن ساواک تأکید کرده است؛ «عبدالمجید مجیدی»، وزیر اقتصاد شاه و یکی از سران فرهنگی رژیم که سالها در فعالیتهای داوری جشنواره بینالمللی فیلم تهران نیز حضور داشت بر همین باور بود و تأکید داشت که ساواک سینما را آتش زده.اقدام به سینماسوزیهای اعتراضی، پیش از حادثه سینما رکس نیز انجام میشد، اما خیلی مورد توجه جراید واقع نشد و افکار مردم را به خود معطوف نکرد، آیا این تصور که نقشه آتشسوزی به گونهای طراحی شده بود که به تلفات انسانی گسترده منجر شود، برای سر و صدا کردن در جراید و تحت تاثیر قراردادن افکار عمومی، قابل قبول است؟ آیا میتوان گفت که عمدی در کار بود؟به نظرم سینماسوزیهای قبلی، خیلیهایشان اعتراضی نبوده است. عرض کردم، سال ۴۸ یکسری سینما سوخته شد که توطئه بوده و از سوی خود سینماگران برای گرفتن پول بیمه یا تسویهحساب انجام میشد؛ در خیلی از موارد هم بر اثر سرایت یک آتشسوزی تصادفی بود.
خب؛ رژیم شاه، اربابان شاه و استعمار به جز تسخیر کشور و غارت منابعش، در چند جبهه با مردم ایران، تاریخ این مردم و هویت آنها میجنگیدند؛ یک جبهه جنگ، جبهه اقتصادی بود که بانکها عاملش بودند، مسائل اجتماعی جبهه دیگر بود که با مشروبفروشیها و کابارهها مورد هجمه واقع شد و وجه فرهنگی از طریق تلویزیون و سینما مورد حمله بود. سینما از ابتدا ورود به مملکت برای تفریح، سرگرمی و هنر نبود؛ سینما توسط کسانی و به قصدی مشخص وارد شد که هویت و ریشههای تاریخی-فرهنگی این مردم را بزند، یعنی هویت ایرانی ـ اسلامی را از معنا تهی کند. برای همین سینما همواره یک وجه ضد اخلاقی و ضد فرهنگی داشت.البته حضرت امام بارها تکرار کرده بودند که هیچوقت هوادارانمان را توصیه به خشونت یا حمله به جایی نمیکنیم؛ بهطور کلی حضرت امام با هرگونه اقدام خشونتآمیزی مخالف بودند به استنادِ اسناد ساواک حتی یاران ایشان هم به مدارا و رفتار خوش معروف بودند تا جایی که عوامل رژیم شاه به ایشان میپیوستند و ساواک از این بابت ابراز نگرانی میکرد. اینکه گروه مبارزی بخواهد حمله به سینماها و آتش زدن را بر عهده بگیرد، چنین چیزی نبود. البته همیشه هم آتش زدن سینما نوعِ و زبانِ اعتراض نبود، گاهی حمله میکردند و شیشه میشکاندند؛ غیر از ماجرای سینما رکس که با بقیه فرق داشت، بیشتر اعتراضها در حد شیشه شکستن بود. حادثه سینما رکس زمانی اتفاق افتاد که سینماهای ایران ورشکسته شده بودند و در سالهای ۵۷ و ۵۶ به آن صورت فیلمی اکران نمیشد. هیچ گروه مبارزی، بهخصوص سالهای ۵۵ تا ۵۷ که بسیاری از گروههای مسلح هوادار امام به میدان آمدند - مثل گروه منصورون، صف، موحدین - به هیچ سینمایی حمله نکردند و اصلا جزو برنامهها و اهداف و طرحهایشان نبود.
سال ۵۰ یا ۵۱ گروهی به سرکردگی مهدی رضایی، سینما «دروازه طلایی» قم را منفجر کردند که یک عمل خودجوش بود و آن موقع با مجاهدین خلق چندان ارتباط نداشت.سینما رکس آبادان توسط چه کسانی و با چه انگیزهای به آتش کشیده شد؟یکسری روایتهای رسمی و جعلی وجود دارد، یکسری شواهدی و اسنادی هم وجود دارد؛ به نظر من برای نتیجهگیری نمیشود به یکی از این روایتها تکیه کرد؛ یعنی باید مجموع اینها مورد استفاده محقق و پژوهشگر باشد و برای ارزیابی از آن بهره بگیرد.خب؛ وقتی سینما رکس در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ آتش گرفت از ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه تا حدود ساعت ۴ الی ۴:۳۰ دقیقه صبح میسوخت. همان موقع رژیم شاه گروههای هوادار امام را محکوم کرد و گفت که اینها سینماها را آتش میزنند.در مورد سابقه آتش زدن سینماها دورهای هست در سال ۴۸ که یکسری از رؤسا و برخی صاحبان سینما به قصد گرفتن پول از بیمه، ملک خود را آتش میزدند تا منفعتی کسب کنند.در سال ۵۷ که اوج انقلاب و نهضت بود، سینمای «آتلانتیک» که الان آفریقا نام دارد را آتش زدند، اما از فروردین ۵۷ تا ۲۸ مرداد همان سال تعداد سینماهایی که آتش گرفت چندان زیاد نبود.فقط تعداد زیادی سینما در چهارده آبان ۵۷ یک روز بعد از حادثه ۱۳ آبان آتش گرفت که خیلی ماجرای مشکوکی بود. بر اساس اسنادی که از لانه جاسوسی و ساواک هست، شبهه آتیش زدن سینماها و مراکزی که توسط مأموران ساواک مطرح است؛ این را سفیر انگلیس هم در کتاب خاطراتش گفته است؛ حتی در خاطرات ارتشبد قرهباغی هم هست که وقتی سینما آتش میگرفت، به مأمورین، نیروی حکومت نظامی و فرمانده نظامی میگفتند که چرا آتش را خاموش نمیکنید؟ چرا برخورد نمیکنید؟ مأمورین پاسخ میدادند که ساواک به ما گفته دخالت نکنید.
یعنی در همان ۱۴ آبان هم یکسری از این آتشسوزیها و چند جای دیگر به همین صورت بود.
اما در مورد سینما رکس، خب؛ رژیم شاه هواداران امام متهم کرد و از طرف دیگر مردم شاه و ساواک را مقصر میدانستند و محکوم میکردند، و هنگام خاکسپاری جانباختگان علیه فرمانداری نظامی آبادان و فرمانده ژاندارمریاش، شعار میدادند.
از طرف دیگر اسنادی وجود دارد که بعدا منتشر شد و شبهات را بیشتر کرد؛ وقتی ساعت ۹:۳۰ دقیقه سینما رکس آتش گرفت، فاصله کلانتری و شهربانی تا محل حادثه حدود ۱۰ دقیقه بود و فاصله آتشنشانی حدود ۱۰۰ متر یا برعکس - الان دقیقا خاطرم نیست -، اما آتشنشانی بعد از ۱ الی ۱/۵ ساعت به محل میرسد و وقتی در محل حاضر شد آب و وسایل اطفای حریق نداشت، از طرفی همچنین شیر آتشنشانی جلوی سینما خراب بود، این چیزی هست که در روزنامههای آن زمان منتشر شد. رئیس آتشنشانی و معاونش هم به آنجا نرفتند که وقتی از معاون رئیس آتشنشانی میپرسند که چرا نرفتی آنجا؟ پاسخ میدهد که «رئیس به من گفت که نرو، نباید در این کار دخالت کنی».
گروههای شهربانی و کلانتری محل نیز حدود یک ساعت بعد میرسند و به حساب اینکه افراد آتیشزننده در خود سینما هستند، در سینما را چفت و قفل میکنند که باعث میشود مردم نتوانند فرار کنند، از طرفی شهربانی مانع آدمهایی شده بود که برای کمک جمع شده بودند و آنها را کتک میزد، ۴ نفر از همان مردم شهید شدند.این دو مورد خیلی مشکوک بود؛ فکر کنید آتش سوزی ساعت ۹ و نیم است و آمدن نیروهای آتش نشانی و شهربانی حدود یک ساعت بعد؛ وقتی هم که میآیند، ابراز میکنند که عامل این آتشسوزی به عراق فرار کرده است، اینها از طریق صدام آن فرد را را دستگیر میکنند و برمیگردانند، قرار میشود که او را محاکمه کنند ولی به هیچ جایی نمیرسد.در اسنادی که ساواک منتشر کرد و بعد از انقلاب با انتشار اسناد لانه جاسوسی، داستان اینگونه روایت میشد که شخصی به نام «تکبعلیزاده» و تعدادی از افراد معتاد به درون سینما رفته، بنزین ریختند و آتش زدند؛ دور تا دور سینما را نیز پر از بنزین و مواد مشتعلکننده کردند و به آتش کشیدند و درهای سینما را بستند.رضا خِدری، خبرنگار آبادانی روزنامه کیهان اولین کسی است که وارد سینما میشود، عکسهای داخل سینما هم اغلب کار اوست؛ خدری بحث دیگری را پیش کشید؛ او میگفت که انگار قبل از آتشسوزی همه با یک گازی بیهوش شده بودند، چرا که خیلیها روی صندلی خشک شده بودند یا پا روی پا انداخته بودند.اما دو تا سند خیلی مهم وجود دارد که به نظر من بر همه اسناد قبلی میچربد. یکی مصاحبه «هنری پِرکِت»، مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا با «چارلی استوارت کندی» در سال ۲۰۰۰ بود که مارس سال ۲۰۰۱ در «فارن افرز» منتشر شد.
پرکت در سالهای ملتهب ۷۷، ۷۸، ۸۰ و ۸۱ هم در سفارت سِمت داشت و جزو مأمورین ارشد بود. او میگفت که در همان زمان (زمان حادثه سینما رکس) سازمان سیا به ما گزارشی داد که از یکی از عواملش در ساواک گرفته بود؛ در آن گزارش اشاره شده بود که ساواک در آتشسوزی سینما رکس دست داشته است. این چیزی هست که هنری پرکت گفته و منتشر هم شد.سند دیگری، متنی است که مرداد ۱۴۰۰ من در اسناد ویکیلیکس دیدم ولی تاریخ سند برای ۲۲ اوت ۱۹۷۸، یعنی چند روز بعد از آتشسوزی سینما رکس است؛ سند در مورد گزارش «چارلز ناس»، کاردار سفارت آمریکاست که به نقل از یک منبع آگاه در میان اپوزیسیونهای نفوذی داشتند روایت شده - در میان اصطلاحا اپوزیسیون مسلح - چارلز ناس در آن گزارش نوشته بود که حکومت ایران به طور ضمنی اجازه چنین کاری را داده بود. این عین جمله چارلز ناس، کاردار سفارت آمریکاست؛ هر دو سندی که ذکر شد خیلی مهم است.
یک مورد دیگر هم هست که باید توضیح دهم، موردی که به اصطلاح «پرچم دروغین» معروف شده است؛ مثال امروزی آن، حمله اسرائیل به عمان با پهپاد است که به پای ایران نوشته میشود. مثال دیروزی هم مربوط به ترور دکتر آیت است، وقتی دکتر آیت در ۱۴ مرداد یک ۱۳۶۰ ترور شد - درست هنگامی که منافقین مشغول ترور گسترده بودند - عدهای گفتند که کار منافقین است و خیلی سریع ترور را به گردن منافقین انداختند در حالی که میدانیم یکسری تسویهحسابهایی بود. او قرار بود که برای افشا یکسری اسنادی در مورد «میرحسین موسوی» به مجلس برود و همان روز جلسه رای اعتماد به موسوی برای حضور در کابینه باهنر در مجلس جریان داشت.اینها در واقع یک وقایعی هستند که به عنوان پرچم دروغین مطرح میشوند؛ در فیلم «جی. اف. کی» اثر «الیور استون»، «جیم گریسون» یک وکیل از «نیواورلئان» است که روی پرونده قتل کندی کار میکند که آیا «اسوالد» عامل قتل است یا نه؟ در آخر تحقیقاتش به مأموران سیا میرسد و به افراد فراری کوبایی، یک مأمور سیا در واشنگتن با او ملاقات میکند، این مأمور سیا به جیم گریسون میگوید که «آقا! تو ببین اولاً چه کسی توانش را داشته که کندی را بکشد؟ ثانیا کشتن کندی به نفع چه کسی بوده است؟»؛ شما این سوال را میتوانید در مورد بسیاری از اتفاقات، مثل ۱۱ سپتامبر، ماجرای «ندا آقاسلطان» و در مورد خیلی از وقایع مطرح کنید.در آن زمان که به سینماها، مشروبفروشیها یا بانکها حمله میشد روال این بود که مطمئن شوند که کسی در آنجا نیست؛ البته دستگاه تبلیغاتی شاه میگفت که «ببینید! کار مذهبیهاست».
بجز سینما رکس چه سینماهای دیگر در آتش سوخت که شما به یاد دارید؟در مورد آتشسوزی سینماها عرض کردم؛ از سالها قبل این آتشسوزیها وجود دارد از جمله همان سال ۴۸ که گفتم، شائبه عمدی بودنشان بود؛ به طوری که امیرعباس هویدا، نخستوزیر نامهای به نعمتالله نصیری، رئیس ساواک نوشت و خواستار رسیدگی به آن قضیه آتشسوزی پیاپی سینما شد که در گزارش ارسالی به دفتر وی تصریح شده بود که فساد مالی در واردات فیلمهای آمریکایی از شرکتهای مشخص، محرک بسیاری از این آتشسوزی بود و نوعی تسویه حساب در جریان بود.در واقع بعدها هم آتشسوزی سینماها همواره ادامه داشت؛ سینما «ایران» در خرمشهر و گرگان در سال ۴۸ میسوزد؛ باز سال ۴۸ سینما «اروپا» در خیابان جمهوری تهران، سینما «کریستال» کرمانشاه در سال ۴۹ و سال ۵۱ سینما «آتلانتیک» یا همان آفریقای امروزی و سینما «حافظ» اصفهان آتش گرفت، همچنین سینما «هما» در همان سال سوخت.سال ۵۲ سینما «مایاک» در همدان و در سال ۵۶ سینما «بلوار» و «نیاگارا» تهران که سینما جمهوری شد و برای مرحوم علی حاتمی و مرحوم فردین بود؛ سینما «مسعود» تهران هم سال ۵۶ سوخت، همچنین سوختن سینما «آزیتا» خرمآباد و «فانوس» بوشهر هم سال ۵۶ بود.۲ فروردین سال ۵۷ سینما «استیل» تهران سوخت، سینما «کسری» ۲۸ اردیبهشت، ۲۳ تیر سینما «شهاب»، ۱۳ مرداد سینما «آتلانتیک»، ۱۵ مرداد سینما «شهر فرنگ». البته این را من بعید میدانم، چون من دقیقاً یادم هست که در شهریور فیلم «استار وارز» را در سینما شهر فرنگ دیدم، به نظرم بعد از قضیه سینما رکس بود، اما در گزارشات هست که ۱۵ مرداد سینما شهر فرنگ سوخته است؛ شاید سوختگی جزئی داشته و خیلی زود تعمیر شده.
۷مرداد سینما «فرهنگ» که همین سینما «آزادی» امروز است، ۱۹ مرداد سینما «پارامونت» شیراز، ۲۰ مرداد سینما «کریستال»؛ یعنی قبل از سینما رکس حدود ۶ سینما سوخته بود. مجموع سینماهایی که در سال ۵۶ الی ۵۷ میسوزد ۳۰ الی ۳۱ عدد بود که ۵ الی ۶ سینما قبل از رکس سوخت.در واقع اصل سینما سوزی در همان چهارده آبان اتفاق افتاد؛ مثلاً سینما «کاپری» که همان بهمن کنونی است یا سینما «دیاموند» در میدان هفتتیر که بعداً بنیاد شهید شد و سینما «پاراموند»؛ عرض کنم، «رادیو سیتی» که به نظرم یک مدت داروخانه بنیاد شهید بود و الان هم کاملاً خوابیده. «اُودئون» که در خیابان سعدی بود.به هر صورت، گفته میشد که ۳۰ الی ۳۱ سینما سوخت که ما بعضی از اینها را خاطر داریم: «نپتون» که در خیابان دماوند بود و «پلازا» در جمهوری بود فکر کنم؛ «دیانا» که همین سینما سپیده امروزی در انقلاب است و «شهر قشنگ» در خیابان جمهوری نزدیک به جامی؛ «ریوولی» و «پاسیفیک» که سینما ایران امروزی است.بعد از انقلاب هم به دلایل مختلف، سوختن سینما داشتیم؛ مثلاً سینما «گلدیس» یا «گلریز» سال ۵۸ و همین سینما «آزادی» که اواخر دهه هفتاد سوخت.
22:23 - 29 مرداد 1405