قانونشکنی مرد بالاخره کار دستش داد
خبرگزاری فارس: زنی در دادگاه خانواده گفت: من و شوهرم برخلاف نظر خانواده او که ازدواج با دختری از شهر دیگر را مجاز نمیدانند، ازدواج کردیم اما دیگر نمیتوانم به این زندگی ادامه دهم.
به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست جدایی خود را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد. این زن در برابر قاضی با بیان اینکه از همان ابتدا در خانواده شوهرم جایی نداشتهام، اظهار داشت: خانواده او مخالف سرسختم بودند چون شوهرم قانونشکنی کرد و برخلاف رسوم شهر و خانوادهاش با یک دختر غریبه که از شهر خودشان نبود، ازدواج کرد. وی با اشاره به اینکه مجبور بودم تا امروز تمام سرکوفتها را تحمل کنم چون غیر از این، کار دیگری از من ساخته نبود، ادامه داد: به خاطر پسرم هم که شده بود، باید همه چیز را نادیده میگرفتم. میدانستم که اگر بخواهم در مقابلشان بایستم، از طریق فرزندم به من ضربه میزنند؛ واهمه داشتم که اگر اقدامی کنم، فرزندم را از من میگیرند و در همان قدم اول خلع سلاح میشوم. زن بار دیگر در برابر قاضی این پرونده در حالی که اشک از چشمانش سرازیر میشد، گفت: من و شوهرم با یکدیگر همکار بودیم و تمام اقوام من در تهران بودند و تمام اقوام او به غیر از عمهاش در شهرستان زندگی میکردند تا اینکه یک روز در شرکت از من خواستگاری کرد و برای صحبت با پدرم به منزلمان آمد. وی افزود: شوهرم همه چیز در رابطه با خانوادهاش را به من توضیح داده و گفته بود که ازدواجهای آنها، غیر از اعضای خانواده و حداقل شهر خودشان، با دیگران صورت نمیگیرد و من این موضوع را قبول کردم ولی به مرور نتوانستم سرکوفتهای آنان را تحمل کنم.
زن در حضور قاضی بیان کرد: شوهرم با دردسر در نهایت خانوادهاش را راضی به ازدواج با من کرد و آنها را تهدید کرد که اگر با من ازدواج نکند، هیچگاه برای دیدن خانوادهاش به شهرستان نخواهد رفت. وی عنوان کرد: دیگر تحمل مشکلات و سرکوفتها را نداشته و میخواهم هر چه سریعتر از شوهرم جدا شده و او حضانت فرزندم را به من بسپارد. زن با اشاره به اینکه تفاوت زیادی با شوهرم دارم، افزود: برای اینکه آزارم ندهند، مجبور بودم هر طور که میگویند، رفتار کنم اما من که اسیر آنها نبودم که مانند یک زندانی با من رفتار میکردند. از مدتها قبل تصمیم به این کار گرفته بودم و در نهایت امروز این دادخواست را ارائه دادم. وی ادامه داد: بدون فرزندم زندگی برایم پوچ است پس باید از شوهرم جدا شده و حضانت فرزندم را برعهده بگیرم. قاضی این شعبه بعد از شنیدن اظهارات زن حکمی صادر نکرد و رسیدگی به پرونده را به روزی دیگر موکول کرد. انتهای پیام/
13:12 - 17 اسفند 1390