شكوفه آقاي وزير حضور در جشن دبستان خود را ترجيح داد

خبرگزاري فارس: يك ميليون و 100 هزار كلاس اولي از امروز راه زيباي تعليم و تربيت را آغاز كردند و در اين ميان گروهي از شكوفه‌هاي بوستان مدرسه، نخستين روز حضور خود در مدرسه را با شخص اول وزارت آموزش و پرورش تجربه كردند.
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، هر سال روز 31 شهريور حال و هواي ديگري دارد كه عطر و بوي معصوميت، نشاط و اميد را در جان‌ها مي‌نشاند؛ اين عطر دل‌انگيز همان نسيم حضور كلاس‌ اولي‌ها در جشن شكوفه‌هاست. مراسم نمادين جشن شكوفه‌ها امروز با حضور وزير و معاونان آموزش و پرورش در دبستان دخترانه شهداي منطقه 5 تهران برگزار شد. * عشق و شور شكوفه‌ها همراه با «عمو پورنگ» ساعت از 9 صبح گذشته است و كلاس‌ اولي‌هايي كه از حدود ساعت 7،30 دقيقه به همراه خانواده‌هاي خود جشن آغاز بهار تعليم و تربيت خود را شروع كرده‌اند، منتظر از راه رسيدن حميدرضا حاجي‌بابايي وزير آموزش و پرورش هستند. صندلي‌هاي كوچك و ظريفي در رديف‌هاي منظم در وسط حياط مدرسه قرار دارند و دور تا دور آنها پدران و مادراني نظاره‌گر آينده غنچه‌هاي خود هستند؛ شاخه‌هاي گل لاله و پرچم‌هاي سه رنگ وطن در دست كلاس اولي‌ها خودنمايي مي‌كند و در مقابل آنها يادمان كوچك و خاكي از شهداي دفاع مقدس كه به واقع شاگردهاي ممتاز كلاس عشق‌اند، قرار دارد. انگار گرماي آخر شهريور و آفتابي كه كم‌كم به ميانه آسمان رسيده، نتوانسته است نوآموزان را چندان خسته كند؛ نوگلان كه نخستين روز سال تحصيلي را تجربه مي‌كنند به شخصه هيجان دارند و اين هيجان با شور و حرارتي كه عموپورنگ ايجاد كرده، همه چيز و حتي احتمالاً آمدن مديران ارشد آموزش و پرورش را از ياد گل‌ها برده است.
صداي آهنگ‌هاي شاد «بوي ماه مهر» و شور گرفتن عموپورنگ كه البته اين بار «اميرمحمد» همراه او نيست و خبرنگاران و تصويربرداراني كه دنبال شكار سوژه‌ها و لحظه‌ها هستند، صحنه‌هاي جالبي را ايجاد كرده است تا اينكه وزير آموزش و پرورش از راه مي‌رسد و نمايي ديگر از جشن شكوفه‌ها آغاز مي‌شود؛ انگار هيجان و شوق كودكي وصف‌ناپذير و تمام نشدني است، حتي با آمدن يك مقام رسمي. * صداي دينگ دينگ زنگ مدرسه پس از تلاوت قرآن و اجراي سرود جمهوري اسلامي،‌گروه‌ سرود دانش‌آموزان كلاس پنجم دبستان اين مدرسه در جايگاه قرار مي‌گيرند تا لحظاتي به سهم خود شور و هيجان خواهرهاي كوچك خود را كه ميهمانان امروز و آينده آنها هستند، بيشتر كنند و در نهايت نوبت به مدير دبستان مي‌رسد تا او نيز خيرمقدمي به وزير و همراهان و تبريكي به خانواده‌هاي بچه‌ها بگويد. پس از اين مقدمه چيني‌ها، وزير همراه با مرتضي تمدن استاندار تهران و حسن غفوري‌فرد نماينده مردم تهران در خانه ملت و جمعي ديگر در جايگاه حاضر مي‌شود تا چكش مدرسه را بر زنگ بكوبد و با صداي «دينگ دينگ» آن شور و حال و فريادهاي شور و شادي گل‌هاي بوستان تعليم و تربيت به آسمان بلند شود و باز هم فرياد و تشويق و شور و حرارت و البته گم شدن وزير و همراهانش در هجوم سيل عكاسان و تصويربرداران رسانه‌ها كه باعث مي‌شود تا صاحبان جشن شكوفه‌ها فقط صداي زنگ را بشنوند؛ البته باز هم نقش عموپورنگ براي بچه‌ها برجسته‌تر و مؤثرتر است؛ حتي از همان دينگ‌دينگ زنگ مدرسه كه وزير به صدا درآورده است.
*‌ شكوفه آقاي وزير حضور در جشن دبستان خود را ترجيح مي‌دهد عقربه‌هاي ساعت به 10 صبح نزديك مي‌شود كه حاجي‌بابايي در پشت تريبون قرار مي‌گيرد اما اين بار بر خلاف دفعات قبل صحبت‌هايش بسيار كوتاه است؛ هر چه باشد، آفتاب داغ است و وزير، معاون و كلاس اولي‌ نمي‌شناسد. حاجي‌بابايي در بين صحبت‌هايش در حالي كه عموپورنگ را مخاطب قرار داده است، از دختر خردسالش ياد مي‌كند كه او نيز امروز به عنوان يك شكوفه كلاس اولي در مدرسه حاضر شده است و به هيچ قيمتي حتي به قيمت حضور در برنامه پدر و ديدار عموپورنگ، حاضر نشده است حضور در دبستان خود و در ميان معلم و دوستانش را از دست بدهد. *‌ لحظاتي پاي صحبت همسالان دختر آقاي وزير دانش‌آموزان منظم و در بعضي جاها تا حدودي نامنظم راهي كلاس‌هاي درس مي‌شوند و همزمان با آنها وزير آموزش و پرورش نيز به همراه استاندار و معاونان وزارتخانه و نيز مدير و معلمان دبستان راهي نمازخانه تازه تأسيس دبستان مي‌شوند تا لحظاتي نيز در آنجا سخن بگويند و سخن بشنوند. شايد دور از انتظار نباشد كه در ميان اين شلوغي‌ها و دنبال اين و آن دويدن‌ها‌،‌ كم‌كم كلاس‌ اولي‌ها در حاشيه و سخنرا‌ني‌ها و مصاحبه گرفتن‌ها در متن قرار گيرد.
پس از نشست كوتاه وزير با اولياء مدرسه، حاجي‌بابايي تصميم مي‌گيرد تا سري به يكي از كلاس‌ها بزند و لحظاتي پاي صحبت همسالان دختر خردسالش بنشيند اما شلوغي و ازدحام جمعيتي كه اصرار دارند وزير را در رفتن به كلاس‌ها همراهي كنند، شرايط خاصي را ايجاد كرده است؛ انگار همه چيز مورد توجه است اما حفظ آرامش گل‌هايي كه روز اول شكوفايي خود را پشت سر مي‌ گذارند، كمتر. معاونان وزير، معلمان، خبرنگاران، تيم حفاظت وزير و خانواده‌ها هر كدام در اين شلوغي‌ها سهمي دارند و بالاخره اين صفحه جشن شكوفه‌ها نيز با هر زور و زحمتي است، ورق مي‌خورد تا حاجي‌بابايي پس از لحظاتي صحبت با مسافران جديد قافله علم، برگ آخر اين بازديد را ورق بزند. كم‌كم حال و هواي رسمي ناشي از حضور مقامات خوابيده است و كلاس اولي‌ها در كلاس‌هاي خود با معلمان گرم گرفته‌اند كه وزير آموزش و پرورش در همان حياطي كه خانواده‌ها در انتظار گل‌هاي خود ايستاده‌اند، در جمع خبرنگاران حاضر مي‌شود. * «خانم شميم» وزير را وزير كرد ! حميدرضا بابايي از دبيرستان شهيد مطهري و رفع مشكل آن گرفته تا تشكيل مجتمع‌هاي آموزشي روستايي سخن مي‌گويد و البته در بين صحبت‌هايش و در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران، از آموزگار اول دبستان خود ياد مي‌كند. وي از «خانم شميم» به عنوان معلم كلاس اول دبستان خود ياد مي‌كند و اينكه «اگر امروز وزير آموزش و پرورش هستم، ايشان در اين موفقيت تأثيرگذار بوده است». * اعتراض‌هاي معصومانه و بي‌ريا به وزير
پس از رهايي از دست خبرنگاران،‌ وزير آموزش و پرورش با چند دانش‌آموز دختر دبستاني كه اخيراً در آزمون استعدادهاي درخشان (تيزهوشان) قبول شده‌اند، روبرو مي‌شود كه با اعتراض‌هاي معصومانه به خاطر عدم گرفتن هداياي خود از وزير، گله و شكايت مي‌كنند. يكي از آنها به حاجي‌بابايي مي‌گويد «از صبح به احترام شما و با دعوت مدير مدرسه در زير آفتاب منتظر بوديم تا به خاطر موفقيت در آزمون تيزهوشان، تقدير كوچكي از ما شود و نشد؛ حتي دوستم ديشب با قطار از اهواز آمده است براي همين مراسم، آيا اين درست است؟!» و وزير نيز پاسخ مي‌دهد «به روي چشم! من مي‌ايستم و با شماها عكس يادگاري هم مي‌گيرم اما تقصير من نيست و برنامه شلوغ است». و شايد همين لبخند پدرانه براي اين بچه‌ها تا مدتي كافي باشد و پس از آن بايد فكري اساسي براي پرورش آنها كرد. ساعت از 11،30 گذشته است و هم وزير رفته و هم عموپورنگ و هم كلاس‌ اولي‌ها كه كم كم از كلاس‌ها بيرون آمده‌اند تا خاطرات اين روز خود را براي هميشه مرور كنند و اين‌گونه يك روز گرم آخر تابستان با طنين زنگ شكوفه‌هايي كه قرار است عطر علم و ايمان آنها فضاي ميهن را عطرآگين كند، تمام مي‌شود و هزاران هزار اميد و آرزوي پدران و مادراني كه دست گل‌هاي خود را گرفته‌اند و به آينده آنها مي‌انديشند، باقي مي‌ماند. گزارش از حامد حسين عسكري انتهاي پيام/ط
18:08 - 31 شهریور 1389

0 بازدید




1 پاسخ