آموزش زندگي سالم فراموش شده است
خبرگزاري فارس: مدير گروه پزشكي اجتماعي دانشگاه علوم پزشكي ايران ميگويد: مردم براي دريافت اطلاعات لازم براي سالم زندگيكردن و پيشگيري از بيماريهاي احتمالي در آينده نياز به كلينيكهاي سلامت و متخصصان پزشكي اجتماعي دارند كه كشور با كمبود هر دو مواجه است.
به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان فارس، هدف پيشگيري در سطح اوليه جلوگيري از بيمارشدن انسانهاي سالم است. اينكه هر فرد متناسب با سن، شغل و سبك زندگي كه دارد ممكن است در آينده نزديك و دور به چه بيماريهايي دچار شوند و راهكارهاي لازم براي جلوگيري از ابتلا به آنها چيست ميتوان گفت از مهمترين موضوعاتي است كه به نوعي در كشور مورد غفلت قرار گرفته است.
در حال حاضر در كشور درمانگاهها، بيمارستانها و ساير مراكز درماني بيشتر وقتي به درد ميخورند كه فردي بيمار شده است اما آيا تخصص و جايي هم وجود دارد كه اطلاعات لازم براي داشتن و ادامهدادن يك زندگي سالم را به مردم بدهد و آنها را از بيماريهاي احتمالي پيشرو آگاه كند؟ اطلاعات و آموزشهايي از قبيل نحوه تغذيه، چگونگي پيشگيري از آسيبهاي مكانيكي و قلبي و عروقي و .... .
براي بررسي بيشتر اين موضوع به سراغ مرضيه نجومي، مدير گروه و دانشيار پزشكي اجتماعي دانشگاه علوم پزشكي ايران رفتيم. او نيز معتقد است: براي داشتن زندگي سالم نبايد فقط به بيمارستانها و مراكز درماني اكتفا كرد كه مراجعان به آنها بيشتر افراد بيمار هستند و به ندرت در اين مراكز به نحوه زندگي فرد و عوامل خطرزاي موجود در سبك زندگيش پرداخته ميشود. لذا كشور به كلينيكهاي سلامت و متخصصان پزشكي اجتماعي كه در 3 سطح فرد، خانواده و اجتماع ميپردازد نياز دارد.
فارس: پزشكي اجتماعي چه حيطهاي را در بر ميگيرد؟
نجومي: تاريخچه اين رشته و اولين متخصصان پزشكي اجتماعي در ايران به دو دهه پيش برميگردد. در واقع پزشكي اجتماعي هم يك نگرش است هم يك تخصص. تخصص آن را متخصصان ميگيرند اما نگرش آن را بايد همه پزشكان داشته باشند به همين علت در دستورالعمل جديد وزارت بهداشت، حضور متخصصان پزشكي اجتماعي در كلينيكهاي پيشگيري و ارتقاي سلامت ضروري شده است.
نگرش پزشكي اجتماعي كه بايد همه پزشكان داشته باشند بايد به گونهاي است كه فردي كه الان مبتلا به يك بيماري شده است آيا اين عارضه قابل پيشگيري است؟ ممكن است بيماري واگيردار باشد و آموزش خانواده بتواند از ابتلاهاي بعدي جلوگيري كند. اما در حال حاضر بيمار وارد مطب ميشود دارو ميگيرد و درمان ميشود. مثلاً فردي كه گواتر ميگيرد فقط درمان ميشود اما بايد سؤال كرد كه كجا زندگي ميكند؟ نكند آن منطقه گواتر خيز است؟
پزشكي اجتماعي براي سلامت اجتماعي فرد برنامهريزي ميكند متأسفانه برنامههاي بهداشت و سلامت در بين مردم ناشناخته است الان اگر يك بيماري اپيدمي شود همه به دنبال آن ميافتند كه آن را درمان و كنتر كنند. اما اينكه به مردم بگوييم كه شما در معرض خطر بيماري هستيد هنوز جا نيافتاده است. اين عادت مردم است كه بگويند كه "حالا كه بيمار نشدهايم".
در حال حاضر دستيار پزشكي اجتماعي براي برنامهريزي جهت پيشگيري براي فرد، جامعه و جمعيتها تربيت ميشود. نحوه ورود به آن به اين شكل است كه ابتدا بايد پزشك عمومي شد و پس از آن در امتحان دستياري شركت و وارد اين رشته تخصصي شد اين رشته يك دوره سه ساله است كه قرار است 4 ساله شود.
فارس: در كلينيكهاي ارتقاي سلامت چه خدماتي ارائه ميشود؟
نجومي: اين كلينيكها درمانگاهي هستند براي پيشگيري و ارتقاي سلامت. البته افرادي كه فارغالتحصيل شدند كمتر به اين كلينيكها ميروند. در اين كلينيكها مراجعان، افراد سالم هستند كه ممكن است عوامل خطر بيماريهايي را داشته باشند. به عنوان مثال در اين كلينيكها برنامههاي آموزشي براي مردم اجرا ميشود تا افراد بدانند متناسب با سن، شغل و سبك زندگيشان ممكن است در معرض خطر چه بيماريهايي باشند؟
در اين كلينيكها در هر 3 سطح پيشگيري اوليه، ثانويه و ثالثيه كار ميكنيم. براي پيشگيري اوليه كه فرد به اين كلينيك مراجعه ميكند مشخص ميشود با چه ريسك فاكتورهايي بر حسب گروههاي سني و جنسي درگير است. براي هر فرد پرونده پيشگيري ايجاد ميشود و ريسك فاكتورهاي وي نيز در پرونده ثبت ميشود. اين عوامل خطر گاهي محدود به فرد است و گاهي مربوط به اجتماع.
متخصصان پزشكي اجتماعي در سطح مديريتي ميتوانند اين ريسك فاكتورها را براي جمعيتها بررسي كنند و پس از آن عوامل خطر را شناسايي كنند. سپس مداخله لازم را صورت دهند كه البته مداخله نياز به همكاريهاي بين بخشي دارد.
در حال حاضر به دليل اينكه كلينيكها مستقل نيستند و در بيمارستانها مستقرند در همين حد فعاليت دارد اما ميتواند به عنوان آزمايشگاه جمعيت عمل كند كه جمعيت تحت پوشش منطقه را شناسايي كنند و در همان جمعيت، عوامل خطر را شناسايي كنند و مداخله لازم را صورت دهند.
در حال حاضر كلينيكهاي پيشگيري و ارتقاي سلامت نوپا هستند. در سطح كشور دانشگاههايي كه تربيت دستيار پزشكي اجتماعي دارند اين كلينيكها را راهاندازي كردهاند.
فارس: برنامهريزي براي سلامت جامعه و جمعيت چگونه انجام ميگيرد؟
نجومي: در ابتدا بايد بگويم علت اصلي اينكه برنامهريزيهاي سلامت در جوامع دير جواب ميدهد نوع نگرش مردم به سلامت است. هر چه كشورها به سمت پيشرفتهترشدن ميروند مردم به سلامت خود حساستر ميشوند. اگر امروز براي كاهش مرگ و مير مادران برنامهريزي كنيم 10 تا 15 سال ديگر آمارها آن قدر پائين ميآيد كه مشخص شود برنامه جواب داده است.اگر امروز بيمار به پزشك مراجعه كند فوري درمان ميشود و ميرود و اثر آن را زود ميبيند يعني مردم بيشتر به دنبال نتيجهگيري زودهنگام هستند.
بر اساس آمارها تا سال 1990 بيماريهاي شايع، بيماريهاي عفوني و اسهالي بود الان قلبي و عروقي است. اگر همان موقع برنامهريزي ميكردند براي بيماريهاي قلبي و عروقي الان شاهد اين وضع نبوديم. اما در مثلث سلامت فرد، جامعه، جمعيت، متخصصان پزشكي اجتماعي نقش مهمي را ايفا ميكنند. جامعه ممكن است گروههاي شغلي خاص يا دانش آموزان يك مدرسه باشند و از آنجا ميتوان براي جمعيت برنامهريزي كرد.
فارس: آيا وزارت بهداشت به اين رشته اهميت ميدهد؟
نجومي: سلامتي وقتي در خطر ميافتد كه فاكتورهاي زيادي دخيل است. عوامل مختلفي مانند آسيب هاي اجتماعي روي سلامت تاثير ميگذارد كه معمولاً از نظر مغفول ميماند و نميتوان آنها را به وزارت بهداشت مستقيماً ربط داد. اما مداخلات در اين زمينه همكاريهاي بين بخشي ميخواهد يعني ممكن است متخصصان اين رشته ريشهيابي كنند كه چه عواملي در سلامت اين گروه تاثير گذاشته است يعني تمام معضلاتي كه ميتواند روي سلامت تاثير گذار باشد در حيطه فعاليت متخصصان اجتماعي است اما مداخله براي بهبود وضع گروه نياز به ورود سازمانهاي ديگر هم دارد. در حال حاضر در وزارت بهداشت دفتري در اين زمينه وجود دارد.
متأسفانه مشكلات كشور در بخش سلامت به سمت بيماريهاي مزمن رفته است. چون زندگي ماشيني شده است، سبك زندگي مردم، كمتحركي، رفتارهاي پرخطر و نحوه تغذيه به سمت ماشينيشدن رفته است كه رشد سرطانها را در كشور مشاهده ميكنيم. به همين علت كه ريسك فاكتورها در كشور افزايش يافته است رشد اين بيماريها را شاهد هستيم.
فارس: براي مشكل اعتياد در كشور چه پيشنهادي داريد؟
نجومي: بيماريهايي داريم كه واكسن و درمان ندارند و بايد پيشگيري شوند. براي حل اين بيماريها كه اعتياد هم از جمله آنهاست راه حل در درجه اول آموزش است. البته آموزش، ساده به زبان ميآيد. هر وقت از آموزش صحبت ميشود همه فكر ميكنند با چند تا بروشور و فيلم ميتوان موضوع را حل كرد اما آموزش بايد مداوم با شناسايي سن و مخاطب باشد.
بسياري از كشورها آموزشها را به سمت دبستان بردهاند. اعتياد از مقولههايي است كه به آموزش نياز دارد مردم بايد عوارض، راههاي ابتلا به آن و انواع مواد مخدر را بشناسند سپس بايد احساس خطر كنند. تا زماني كه اين احساس خطر ايجاد نشود باور و نگرش ايجاد نميشود. آموزش به تنهايي تغيير رفتار ايجاد نميكند بايد تبديل به نگرش شود كه نگرش را احساس خطر ايجاد ميكند. اگر آموزش مداوم باشد و تبليغ شود ميتواند احساس خطر ايجاد كند.
گفتوگو از مسعود ملكي
انتهاي پيام/ش
09:19 - 15 اردیبهشت 1389