جایگاه واقعی ایران در اقتصاد جهانی؛ فاصله میان ظرفیت و عملکرد

آمارهای بین‌المللی یک پیام روشن دارند: ایران از نظر اندازه اقتصاد، کشوری کوچک نیست؛ بلکه یکی از اقتصادهای مهم جهان و منطقه است. اما فاصله میان «ظرفیت» و «عملکرد» همچنان زیاد است.
در بخش نخست که منتشر گردید؛ نشان دادیم که ایران از منظر منابع طبیعی، موقعیت ژئوپلیتیکی، سرمایه انسانی و بازار داخلی، از ظرفیت‌های کم‌نظیری برای حضور در اقتصاد جهانی برخوردار است. واکنون در بخش دوم؛ این پرسش مطرح می‌شود که این ظرفیت‌ها در عمل چه جایگاهی برای ایران در اقتصاد جهان ایجاد کرده‌اند؟ آیا ایران امروز یک اقتصاد حاشیه‌ای است یا همچنان در شمار اقتصادهای بزرگ دنیا قرار دارد؟پاسخ این پرسش، نیازمند تفکیک میان اندازه اقتصاد و کیفیت اقتصاد است.۱. ایران از نظر اندازه اقتصاد، همچنان در میان اقتصادهای بزرگ جهان قرار داردبر اساس تازه‌ترین برآوردهای صندوق بین‌المللی پول (IMF) در سال ۲۰۲۶، اقتصاد ایران از نظر تولید ناخالص داخلی بر مبنای برابری قدرت خرید (PPP) حدود ۱.۷۸ تریلیون دلار برآورد شده و در حدود رتبه ۲۶ جهان قرار دارد. این بدان معناست که ایران از نظر ظرفیت تولید واقعی، هنوز در میان اقتصادهای بزرگ جهان جای دارد. این آمار یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: تحریم‌ها توانسته‌اند سرعت رشد اقتصاد ایران را کاهش دهند، اما نتوانسته‌اند اندازه و ظرفیت بنیادین اقتصاد ایران را از میان ببرند.۲. اما در شاخص GDP اسمی، تصویر متفاوت استدر اقتصاد بین‌الملل، شاخص GDP اسمی (Nominal GDP) نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا قدرت خرید خارجی، جذب سرمایه و اعتبار مالی کشورها را بهتر نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های IMF، تولید ناخالص داخلی اسمی ایران در سال ۲۰۲۶ حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. این رقم، فاصله قابل توجهی با ظرفیت واقعی اقتصاد ایران دارد و یکی از مهم‌ترین دلایل آن، کاهش ارزش پول ملی، تورم بالا و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌هاست. به بیان دیگر، اقتصاد ایران در داخل کشور بسیار بزرگ‌تر از آن
چیزی است که در محاسبات دلاری دیده می‌شود.۳. چرا بینGDP اسمی و GDP بر پایه PPP این فاصله وجود دارد؟این اختلاف، از مهم‌ترین ویژگی‌های اقتصاد ایران است. اقتصاد ایران کالاها و خدمات فراوانی تولید می‌کند که در داخل کشور مصرف می‌شوند و به دلیل تفاوت سطح قیمت‌ها، ارزش آن‌ها در شاخص PPP بیشتر از ارزش دلاری اسمی است.از سوی دیگر: 1.کاهش ارزش ریال؛ 2. محدودیت مبادلات ارزی؛ 3.تورم مزمن؛ 4. و دشواری دسترسی به بازارهای مالی بین‌المللی باعث شده‌اند که اقتصاد ایران در شاخص اسمی کوچک‌تر از ظرفیت واقعی خود دیده شود. ۴. سهم ایران در اقتصاد جهانیطبق داده‌های IMF، ایران حدود ۰٫۸ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان بر مبنای PPP را در اختیار دارد. ممکن است این عدد در نگاه نخست کوچک به نظر برسد، اما در مقیاس جهانی، سهم نزدیک به یک درصد برای کشوری که دهه‌ها تحت شدیدترین تحریم‌های مالی و تجاری بوده، همچنان قابل توجه است. این امر نشان می‌دهد که اقتصاد ایران حذف‌شدنی نیست، اما ظرفیت آن نیز هنوز به‌طور کامل بالفعل نشده است.۵. چرا ایران هنوز به بازیگر اصلی اقتصاد جهانی تبدیل نشده است؟پاسخ را باید در دو دسته عوامل جست‌وجو کرد:الف) عوامل خارجی: 1.تحریم‌های بانکی؛ 2.محدودیت انتقال ارز؛ 3.کاهش سرمایه‌گذاری خارجی؛ 4. دشواری انتقال فناوری؛ 5.محدودیت حضور شرکت‌های چندملیتی. این عوامل هزینه تعامل با اقتصاد ایران را برای بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی افزایش داده‌اند.ب) عوامل داخلی: اما واقع‌بینانه آن است که همه مشکلات را به تحریم نسبت ندهیم. برخی موانع ریشه در داخل دارند، از جمله: 1.ناپایداری برخی سیاست‌های اقتصادی؛ 2. پیچیدگی مقررات؛ 3. طولانی بودن فرآیندهای اداری؛ 4.ضعف پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد؛ 5. تورم
بالا؛ 6.نوسانات نرخ ارز؛ 7. پایین بودن بهره‌وری در برخی بخش‌ها. ازاین‌رو، حتی اگر تحریم‌ها کاهش یابد، بدون اصلاحات داخلی، امکان بهره‌برداری کامل از فرصت‌ها محدود خواهد بود.۶. آیا کاهش موقت تحریم‌ها می‌تواند ایران را به مرکز سرمایه‌گذاری منطقه تبدیل کند؟پاسخ، مشروط است. اگر این گشایش موقت به ثبات و تداوم برسد، ایران از معدود کشورهای منطقه خواهد بود که هم‌زمان دارای: 1.منابع عظیم انرژی؛ 2. بازار بزرگ داخلی؛ 3. نیروی انسانی متخصص؛ 4. موقعیت ممتاز ترانزیتی؛ 5. ظرفیت صنعتی قابل توجه است. در چنین شرایطی، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، مؤسسات مالی، صنایع انرژی، خودروسازی، فناوری اطلاعات، پتروشیمی، حمل‌ونقل و گردشگری می‌توانند از نخستین حوزه‌های جذب سرمایه خارجی باشند.اما سرمایه‌گذار خارجی پیش از هر چیز به سه شاخص نگاه می‌کند: ۱. امنیت سرمایه؛ ۲. ثبات قوانین؛ ۳. امکان انتقال سود و سرمایه. هرچه این سه شاخص تقویت شوند، هزینه ریسک کاهش می‌یابد و ورود سرمایه تسهیل می‌شود.۷. آیا تجارت سنتی پایان می‌یابد؟پایان تجارت سنتی به معنای حذف کامل آن نیست، بلکه به معنای تغییر قواعد بازی است. در اقتصاد آینده، موفقیت بنگاه‌ها بر پایه این مؤلفه‌ها خواهد بود: 1.دانش و فناوری؛ 2.برند و اعتبار؛ 3.کیفیت و استاندارد؛ نوآوری؛ 4. خدمات پس از فروش؛ 5.بهره‌وری؛ 6. و حضور در زنجیره ارزش جهانی. به همین دلیل، اقتصاد ایران اگر وارد مرحله جدید تعاملات جهانی شود، بیش از هر زمان دیگر به اقتصاد دانش‌بنیان و رقابت‌پذیری نیاز خواهد داشت.
پیام روشن آمارهای بین‌المللی آمارهای بین‌المللی یک پیام روشن دارند: ایران از نظر اندازه اقتصاد، کشوری کوچک نیست؛ بلکه یکی از اقتصادهای مهم جهان و منطقه است. اما فاصله میان «ظرفیت» و «عملکرد» همچنان زیاد است. این فاصله نه صرفاً محصول تحریم‌ها، بلکه نتیجه هم‌زمان فشارهای خارجی و چالش‌های ساختاری داخلی است. از این رو، کاهش موقت تحریم‌ها را باید یک فرصت دانست، نه ضمانت موفقیت. اگر این فرصت با اصلاحات نهادی، بهبود محیط کسب‌وکار، ثبات سیاست‌گذاری و افزایش بهره‌وری همراه شود، ایران می‌تواند جایگاهی متناسب با ظرفیت‌های تاریخی و جغرافیایی خود در اقتصاد جهانی به دست آورد. در غیر این صورت، حتی با گشایش‌های مقطعی، بخشی از این ظرفیت همچنان بلااستفاده خواهد ماند. اسدالله افشار
08:28 - 9 تیر 1405

6356 بازدید