وقتی صندوق نجات مردم خود به کمک نیاز دارد!

سال‌هاست دولت‌ها با وعده اصلاح ساختار تأمین اجتماعی، از کنار انباشت بدهی‌ها عبور کرده‌اند و هم‌زمان، بدون تأمین منابع مالی پایدار، بار تعهدات جدید را بر دوش این سازمان گذاشته‌اند.
خبرگزاری ایسنا در یک گزارش تحلیلی،انتقادی نوشته است که سازمان تامین اجتماعی برای ادامه حیاتش و بازپرداخت تعهدات بیمه‌ای و درمانی خود ماهیانه ۶۰همت کسری بودجه دارد. در این فرصت به کالبدشکافی مختصر این موضوع می‌پردازیم.زنگ خطر برای سازمان تأمین اجتماعی دیگر یک هشدار کارشناسی نیست؛ این بار سخن از کسری ماهانه ۶۰ هزار میلیارد تومان است؛ رقمی که اگر درست باشد، تنها یک عدد در ترازنامه نیست، بلکه نشانه بحرانی است که می‌تواند امنیت معیشتی میلیون‌ها بازنشسته، بیمه‌ شده و خانواده‌های آنان را به مخاطره بیندازد. نهادی که قرار بود پشتوانه روزهای سخت کارگران و بازنشستگان باشد، امروز خود با چالشی روبرو شده که اگر علاج نشود، فردا هزینه آن را کل جامعه خواهد پرداخت.سال‌هاست دولت‌ها با وعده اصلاح ساختار تأمین اجتماعی، از کنار انباشت بدهی‌ها عبور کرده‌اند و هم‌زمان، بدون تأمین منابع مالی پایدار، بار تعهدات جدید را بر دوش این سازمان گذاشته‌اند. نتیجه چنین رویکردی چیزی جز تضعیف صندوقی نبوده که سرمایه آن نه متعلق به دولت، بلکه حاصل حق بیمه میلیون‌ها کارگر و کارفرماست. تأمین اجتماعی خزانه دوم دولت نیست که هر زمان کمبودی پیش آمد، از منابع آن هزینه شود و هنگام بازپرداخت، تنها وعده و تعویق نصیبش گردد.اگر امروز درآمدهای ماهانه پاسخگوی هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر نیست، این بحران یک‌ شبه ایجاد نشده است. سال‌ها بی‌انضباطی مالی، تأخیر در پرداخت بدهی‌های دولت، تصمیمات غیرکارشناسی و تحمیل تکالیف بدون پشتوانه، صندوقی را که باید نماد ثبات اقتصادی و اجتماعی باشد، در معرض فرسایش قرار داده است. ادامه این روند نه ‌تنها کیفیت خدمات درمانی و پرداخت مستمری‌ها را تهدید می‌کند، بلکه اعتماد عمومی به یکی از مهم‌ترین
نهادهای بیمه‌ای کشور را نیز خدشه‌دار خواهد کرد و در واقع کرده است.جامعه کارگری و بازنشستگان حق دارند بپرسند چرا صندوقی که با سرمایه آنان اداره می‌شود، باید تاوان سیاست‌گذاری‌های نادرست و بی‌توجهی‌های چندین ساله را بپردازد؟ چرا مطالبات انباشته این سازمان به اولویت نخست سیاست‌گذاران تبدیل نشده است؟ آیا مسئولان منتظرند بحران به نقطه‌ای برسد که دیگر هیچ راهکاری جز تصمیمات پرهزینه و دردناک باقی نماند؟امروز بیش از هر زمان دیگری، پرداخت بدهی‌های دولت به تأمین اجتماعی، جلوگیری از تحمیل تعهدات بدون منبع مالی و اصلاح ساختار اقتصادی این سازمان، یک انتخاب نیست؛ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. هر روز تأخیر در این مسیر، فاصله میان درآمد و هزینه را بیشتر و آینده میلیون‌ها ایرانی را مبهم‌تر می‌کند. اگر قرار است از فروپاشی تدریجی یکی از بزرگ‌ترین صندوق‌های بیمه‌ای کشور جلوگیری شود، زمان تصمیم‌های سخت و مسئولانه همین امروز است؛ زیرا فردا شاید دیگر برای جبران دیر باشد. فرهاد خادمی
07:30 - 6 تیر 1405

9980 بازدید