خشکاندن ریشه
از همین روزهای آغازین شروع مذاکرات یکی از خواستههای اصلی ایران می تواند تعیین تکلیف برای تحریمهای 10 ساله باشد که در پایان 2026 انقضای آن اعلام و نیازمند تمدید کنگره و رئیس جمهور آمریکاست. ترامپ و هیات حاکمه آمریکا باید به صورت رسمی و جهانی پایان این تحریمها و تمدید نشدن آن را اعلام دارند چرا که ماندن این قانون یعنی ماندن تمامی تحریمها.
بر اساس آنچه از سوی مقامات ایران و آمریکا و نیز کشورهای میانجی همچون پاکستان و قطر مطرح شده تفاهم نامه میان دو کشور، جمعه در سوئیس امضا خواهد شد. البته تکرار ادعاهای واهی و نمایش پیروزی یک جانبه از سوی ترامپ در کنار نقض آتش بسهای مکرر از سوی رژیم صهیونیستی در سایه سکوت آمریکا و جامعه جهانی ابهاماتی را در روند و آینده مذاکرات ایجاد کرده است. در کنار هر انچه در باب توافق مذکور و روند آتی آن مطرح می شود یک اصل مهم وجود دارد و آن مسئله تعهد آمریکا به لغو تحریمهاست. هر چند لغو محاصره دریایی و برخی شرایط برای فروش نفت و... مطرح شده است اما به نظر می رسد آمریکاییها همچنان در تصور کارآمدی تحریمها برای اعمال و امتیازگیری هستند چنانکه ترامپ در دیدار با السیسی رئیس جمهور مصر در حاشیه نشست گروه 7 نیز مدعی شده که تحریمها و فشار حداکثری ایران را پای میز آورده است و در صورت اجرایی نشدن خواستههای آمریکا می تواند گزینه نظامی اجرا گردد. نکتهای که در باب لغو تحریمها باید در نظر داشت امری فراتر از نوشتارهای رو کاغذ توافق و یا تعهدات کلامی آمریکا می باشد چرا که در گذشته نیز این وضعیت بویژه در دوره اوباما و همزمان با امضا و اجرای برجام صورت گرفته است که در نهایت نیز دستاوردی برای ایران نداشته و عملا تحریمها در جای خود باقی مانده و یا اگر هم از تعلیق سخنی گفته شده است بر اساس اختیارات ریاست جمهوری 90 تا 180 روزه بوده که به شرطی شدن بازار، بی اعتمادی جهانی برای سرمایه گذاری در ایران منجر شده بود. هر چند که اوباها همچنان می خواهد که خود را ناجی صلح و توافقی متوازن با ایران معرفی نماید اما او را میتوان بزرگ ترین خیانتکار به تعهدات و توافق برجام دانست که جرم او کمتر از ترامپ و خروجش
از برجام نمیباشد. از نظر تاریخی قانون تحریمهای ایران اولین بار در سال 1996 و در زمان دولت بیل کلینتون با هدف جلوگیری از سرمایهگذاری کلان خارجی در بخش نفت و گاز ایران تصویب شد و از آن زمان یک بار در سال 2006 تمدید شد. این تحریمها به عنوان ریشه تمامی تحریمهاست که تعهدات کلامی و حتی روی کاغذ آمریکاییها وسایر کشورهای متحد آن را زیر سوال می برد چرا که با وجود چنین تحریمها عملا لغو تحریم کارآمدی لازم را نداشته است. اوباما در سال 2016 در حالی با ادعای صلح جویی، برجام را از افتخارات خود مینامد که در همان سال به رغم تعهدات برجامی در باب تحریمها، او برای دوره 10 ساله بار دیگر آن تحریمها را تمدید کرد که عملا تا سال 2026 ادامه میباید. نکته مهم آن است که بر اساس قوانین و رویه امریکایی ترامپ در پایان سال 2026 باید تکلیف این تحریمها را برای دورهای 10 ساله مشخص نماید. در صورت امضای این تحریمها توسط ترامپ و تایید آن توسط کنگره عملا تا سال 2036 هیچ تحریمی برداشته نشده و به جای لغو در نهایت تعلیق بر اساس اختیارات ریاست جمهوری صورت می گیرد که در ظاهر تعهد به توافقنامه اسلام آباد خواهد بود اما در عمل دستاوردی برای ایران ندارد چرا که هم بازار ایران شرطی می شود و هم سرمایه گذار خارجی به دلیل نداشتن ثبات و امنیت از تمدید دوباره وارد بازار ایران نخواهد شد. در این شرایط به نظر می رسد که از همین روزهای آغازین شروع مذاکرات یکی از خواستههای اصلی ایران می تواند تعیین تکلیف برای تحریمهای 10 ساله باشد که در پایان 2026 انقضای آن اعلام و نیازمند تمدید کنگره و رئیس جمهور آمریکاست. ترامپ و هیات حاکمه آمریکا باید به صورت رسمی و جهانی پایان این تحریمها و تمدید نشدن آن را اعلام دارند چرا که
ماندن این قانون یعنی ماندن تمامی تحریمها. بر این اساس لازمه اقدام پیش دستانه در برابر فریبکاری که یک بار اوباما در قبال برجام و لغو تحریمها انجام داده، یک ضرورت است تا ضمن جلوگیری از خسارتهای احتمالی بتوان به اهداف اقتصادی از توافق اسلام آباد دست یافت. به هر تقدیر دستگاه دیپلماسی با تکیه بر میدان و خیابان نشان داده است که برای تحقق حقوق ملت ایران از هیچ تلاشی فروگذار نبوده و اکنون نیز در نبرد دیپلماتیک برای ادامه این مسیر تلاش میکند که توجه به درسهای گذشته برای خشاندن ریشه تحریمها و پیش گیری از فریبکاری آمریکا از جمله در حوزه تحریمی می تواند نتیجه بخش تلاشهای دستگاه دیپلماسی در نبرد مذاکراتی باشد. قاسم غفوری
07:30 - 29 خرداد 1405