پشيمانی باید اثبات شود

مقامات اتحادیه اروپا و برخی کشورهای غربی ادعاهایی را پیرامون رویکرد مذاکراتی با ایران مطرح کرده‌اند، همچنین بسیاری از مقامات اروپایی عنوان کرده‌اند که این جنگ جنگ آنها نیست و برای طرح‌های ترامپ درباره هرمز وارد درگیری با ایران نخواهند شد. این رویکردها و افزایش توجهات اروپا به مذاکره با ایران در حالی است که به نظر می‌رسد اروپا در کنار آنکه تاوان اشتباهات محاسباتی گذشته را می‌پردازد اما همچنان از رویکرد صادقانه به مذاکره با ایران خودداری می‌کند که بی تمایلی به محکوم کردن تجاوز آمریکایی - صهیونیستی و بسنده کردن به خواسته‌های اقتصادی ابهامات بسیاری را در صداقت اروپا ایجاد کرده است.کشورهای اروپایی در حالی فریاد مذاکره و پایان بحران در غرب آسیا را سر می‌دهند که صداقت، حلقه مفقوده این مواضع است. آنها صرفا از پایان جنگ می‌گویند در حالی که از یک سو از محکوم کردن جنایات آمریکایی صهیونیستی خودداری کرده و از سوی دیگر مواضع آنها زمانی شروع شد که ایران دست برتر جنگ را داشته و پس لرزه‌های اقتصادی جنگ گریبان اروپا را گرفته بود. این بی صداقتی رفتاری چنان است که رئیس کمیسیون اروپا به جای نگرانی از کشتار و جنایت علیه ایران مدعی می‌شود که وضعیت برای عرضه انرژی در جهان حیاتی است و ما همه اثرات آن را روی قیمت نفت و گاز، کسب و کارها و جوامعمان احساس می‌کنیم. این رویکردها نشان می‌دهد که درد اروپا نه بشریت و انسانیت بلکه اهداف اقتصادی است که ابهام در صداقت مذاکراتی آنها را آشکار می‌کند.
اروپایی‌ها در طول نزدیک به یک ماه جنگ امریکایی- صهیونیستی و مقاومت ایران در حالی با اقتصادی بحران زده مواجه است که به نظر می‌رسد این وضعیت ریشه در قرار گرفتن متعدد در طرف اشتباه تاریخ دارد که اعمال تحریم‌ها علیه تولید کنندگان انرژی همچون ایران، جنگ افروزی نیابتی به جای آمریکا در اوکراین و قطع رابطه انرژی با روسیه، سکوت در برابر فاجعه انسانی در غزه و منطقه با ادعای حمایت از رژیم صهیونیستی، وابستگی همه جانبه آمریکا که عملاً اقتصاد و سیاست اروپا را فلج کرده است که ریشه اصلی آن نیز وابستگی نظامی و امنیتی اروپا به آمریکاست که بخشهایی از این اشتباه محاسباتی است. نکته اساسی آن است که برخی اروپایی‌ها همچنان در توهمات دوران استعمار بوده و به دنبال کودتا در ایران برای سلطه بر منابع آن هستنئد که با بیداری ملت ایران با شکست‌های سنگین مواجه شده‌اند. با توجه به سابقه اروپایی‌ها این موضوع مهم مطرح می‌شود که رویکرد آنها در کنار نیازهای اقتصادی برگرفته از سیاست تکراری نجات امریکا و رژیم صهیونیستی جهت بازسازی توان نظامی آنها است. اروپا در سایر تحولات منطقه از جنگ غزه گرفته تا جنگ 12 روزه هر زمان که آنها با شکست مواجه شده‌اند کارت مذاکره را دست گرفته‌اند که نتیجه آن نیز تشدید جنایات بوده است. نمود عینی دروغ مذاکره را در جنگ اوکراین می‌توان مشاهده کرد که طی یک سال گذشته هر زمان جنگ افروزان در اوکراین ناکام بوده‌اند با ادعای مذاکره به دنبال کاهش حملات روسیه بوده‌اند.
اکنون نیز با توجه به عدم استقلال اروپا تکرار این وضعیت دور از ذهن نیست که هوشیاری در برابر آن ضروری است. هر چند که اروپایی‌ها برآنند تا با ادعای جنگ افروز نبودن و همراهی نکردن با آمریکا و نیز تمایل به گفت وگو، ایران را برای عبور نفت کش‌ها و کشتی‌هایشان از تنگه هرمز متقاعد سازند اما حقیقت آن است که اولا اروپا همواره متحد و شریک آمریکا در جنایت علیه ایران بوده و حتی در جنگ کنونی برخی از آنها پایگاه‌هایشان را به آمریکا داده‌اند. ثانیا اروپایی‌ها همچنان به حمایت نظامی و تسلیح رژیم صهیونیستی ادامه می‌دهند. در این شرایط ایران نمی‌تواند تغییر رویکردی نسبت به اروپا داشته باشد. به نظر می‌رسد دوران خویشتن داری و حیای ایرانیان در بازبودن تنگه هرمز و تامین امنیت آن بدون هیچ چشم داشتی پایان یافته است و اکنون زمان تدوین مؤلفه‌های جدید برای عبور و مرور از این تنگه است. اروپا همچون سایر کشورها برای پایان یافتن بحران اقتصادی ناشی از وضعیت تنگه هرمز به جای گفتار درمانی باید به سمت صداقت رفتاری پیش رفته و به جای درخواست از ایران بر اساس خواسته‌ها و شروط ایران به بازخواست متجاوزان آمریکایی - صهیونیستی بپردازند. اروپا نمی‌تواند به رویه گذشته ادامه دهد و همزمان ادعای مذاکره داشته باشد. آنها باید پیش از هر چیز پشیمانی خود از رفتارهای غیر اصولی و بی منطق گذشته را اثبات و ایران آن را راستی آزمایی نماید. #دفاع_مقدس #اروپا #تنگه_هرمز#قاسم_غفوری
08:38 - 16 فروردین 1405

49٫2k بازدید