روزی برای شناخت بهتر
تقویم را که ورق میزنیم 9 دی به عنوان روز بصیرت و بیداری ثبت شده است.امروز در سالگرد آن حماسه بزرگ و در شرایطی که غرب در تسلیم سازی ایران با دیپلماسی و نظامیگری ( جنگ 12 روزه) ناکام مانده، ابعاد جدیدی از جنگ ادراکی را آغاز کرده است که بیداری و آگاهی سراسری در برابر آن یک ضرورت برای حفظ یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران و نقش آفرینی در نظم نوین جهانی است.
تقویم را که ورق میزنیم 9 دی به عنوان روز بصیرت و بیداری ثبت شده است. روزی در سال 1388 که مردم با بصیرت و آگاهی خویش برای حفظ ارزشهای ایرانی و اسلامی به خیابانها آمده و فتنهای را پایان دادند که برای نابودی ایران طراحی شده بود. امروز در سالگرد آن حماسه بزرگ و در شرایطی که غرب در تسلیم سازی ایران با دیپلماسی و نظامیگری ( جنگ 12 روزه) ناکام مانده، ابعاد جدیدی از جنگ ادراکی را آغاز کرده است که بیداری و آگاهی سراسری در برابر آن یک ضرورت برای حفظ یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران و نقش آفرینی در نظم نوین جهانی است. بعد اصلی این طراحی در قالب تحقیر سازی، متهم سازی و تهدید و تردید اجرا میشود. بر اساس این رویه دشمن تلاش میکند تا در کنار سانسور دستاوردهای ایرانیان، امیدسوزی و یاس آفرینی از آینده را ترویج نماید چنانکه کوچکترین کاستیها در ایران سیاه نمایی و بزرگ نمایی می شود حال آنکه دستاوردهای آن همچون پرتاب سه ماهواره به فضا سانسور شدید خبری میگردد. همزمان نیز در حالی به برجسته سازی توان نظامی خویش برای نابودی ایران در 24 ساعت می پردازد که در مقابل در افکار عمومی پیرامون مقابله با آن ایجاد تردید کرده و در نهایت نیز نسخه تسلیم شدن را تجویز میکند.
بعد مهم دیگر در این جنگ ادراکی را القای به بن بستن رسیدن شرایط کشور تشکیل میدهد بگونهای که تلاش می کند تا با ایجاد فضای روانی و رسانهای در میان تصمیم سازان و تصمیم گیران تصور ناتوانی برای عبور از مشکلات با راهکارهای داخلی را ایجاد نماید. برجسته سازی واژگانی همچون ابر تورم سه هزار درصدی، لزوم تغییر پارادایم در سیاست خارجی، ترویج کنار نهادن ارزشهای ایرانی و اسلامی و جایگزین کردن ارزشهای غربی با القای این تصور که پیشرفت غرب با کنار نهادن دین و ارزشهای انسانی رقم خورده است نه با کار و تلاش و.. ابعاد این طراحی را تشکیل میدهد. مروجان این تفکرات به دنبال تهی سازی جامعه ایرانی از ارزشهای خویش هستند تا در نهایت تسلیم شدن در برابر دشمن نه یک ضد ارزش بلکه یک ارزش عنوان گردد در حالی که آن را در بسته بندی زیبایی به نام رسیدن به رفاه اقتصادی و آشتی با جهان بسته بندی میکنند. دشمن به دنبال سرخورده کردن جامعه از فرهنگ مقاومت، استقلال و آزادی خواهی است.
رهیافت دیگر در این جنگ ادراکی با محوریت اقتصادی است که در قالب ترویج نسخههای لیبرال سرمایه داری صورت میگیرد. نسخهای که دورهای در اروپا و آمریکا اجرا و مردم را به نابودی کشاند و پس از آن به عنوان نسخههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول برای از بین بردن اقتصادی و استقلال سایر کشورها به کار گرفته شد. بر اساس این تفکر آزاد سازی قیمتها، پایان قیمت گذاری دستوری دولت، ولنگاری اقتصادی بر اساس ادعای عرضه و تقاضا، دخالت نکردن دولت در تعیین نرخ ارز و حفظ ارزش پول ملی، آزاد بودن بی رویه صادرات از جمله کالاهای اساسی که نتیجه آن نابودی تولید و افزایش ثروت سرمایهداران خواهد بود، محدود سازی مسئولیت دولت در حد پرداخت حقوق کارکنان با ادعای کوچک سازی دولت و دخالت نکردن در اقتصاد، حذف خدمات اجتماعی از آموزش گرفته تا درمان با نام تصدیگری نکردن دولت و واگذاری به بخش خصوصی و.. اساس این طراحی را تشکیل میدهد. رویهای که در ظاهر جراحی اقتصادی و در عمل نابودسازی اقتصاد و سرمایه اجتماعی کشورها میباشد که حلقه تکمیلی آن را نیز ایجاد فضای آشوب و چرخه خشونت برای ناامن سازی فضای اجتماعی و اقتصادی تشکیل میدهد.
نکته پایانی تجویز نسخه وابسته بودن و دست کشیدن از مقاومت در برابر سلطه گری غرب است که با القای تفکر ایرانی فقط لوله هنگ می تواند بسازد و چارهای جز تن دادن به خواستههای آمریکا ندارد صورت میگیرد. در چنین شرایطی میتوان گفت که در کنار تکیه بر انسجام و وحدت ملی که راهکار اصلی خروج از مشکلات و توطئههای دشمن است، شناخت ابعاد جنگ ادراکی دشمن یک ضرورت برای مردم و تصمیم گیران و تصمیم سازان است تا در فاز جدید این جنگ بتوان شکستی دیگر را به دشمن تحمیل کرد چنانکه همین آگاهی در جنگ 12 روزه دستاوردهای بزرگی را برای ایران در صحنه جهانی رقم زد. قاسم غفوری
08:23 - 30 دسامبر 2025