موکبهای نجف تا کربلا در آپارتمانهای تهران
وقتی میلیونها مسافر راهیِ پایتخت میشوند، تهران دیگر یک شهر نیست، بلکه ادامه مسیرِ پیادهرویِ اربعین است. اما چطور میتوانیم در این روزهای تاریخی، بدون دغدغهٔ تجملات، پناهگاهِ خستگیِ مهمانان باشیم؟
گروه زندگی: روزهای وداع فرارسیده است و هر ساعت بر تراکم جمعیتِ پایتخت افزوده خواهد شد. موج موج مسافرانی با چشمانی خیس اما قدمهایی استوار به تهران خواهند رسید. برخی از آنها فامیل و آشنایانی هستند که زنگِ خانهٔ اقوام تهرانی خود را میزنند و برخی دیگر، زائرانی غریباند که جز یک کولهپشتی و عشقی در سینه، هیچ آشنایی در این کلانشهر ندارند. در این لحظاتِ بینظیر که تهران به یک «عمودِ بزرگ» در مسیری شبیه به اربعین تبدیل شده است، انسانهای باوقار و خردمندِ این شهر میدانند که وقتِ تجلیِ بزرگمنشی است؛ اما نه با سفرههای رنگین، بلکه با همان فرمولِ بینظیر و جادوییِ «موکبداران عراقی». میزبانیِ بدون خطکشِ کمالگراییما ایرانیها معمولاً تا همه چیز عالی نباشد، مهمان به خانه نمیآوریم؛ اما امروز روزِ تشریفات نیست. مهمانی که از شهرستان برای یک تشییعِ تاریخی خودش را به تهران رسانده، فقط به یک آغوشِ گرم و فضایی برای نفس تازه کردن نیاز دارد.چه میزبانِ اقوامِ خود هستید و چه میزبانِ زائرانی غریب، سفرههای رنگین را فراموش کنید. امام صادق (علیهالسلام) در یک قاعدهٔ بینظیر برای مدیریتِ این لحظات میفرمایند: «اذا اَتاكَ اَخوكَ فَآتِهِ بِما عِنَدكَ وَ اِذا دَعَوتَهُ فَتَكلَّفْ لَهُ» (اگر برادر دينی تو بیدعوت بر تو وارد شد، آنچه در منزل داری از او پذيرايی کن و اگر با دعوت قبلی به نزد تو آمد برايش تهيه ببين - جواهرالکلام، ج ۳۶، ص ۴۷۵).پختنِ یک قابلمه عدسیِ گرم، یک ماکارونیِ ساده یا فقط آوردنِ نان و پنیر و چایِ تازهدم، دقیقاً همان کاری است که موکبدارانِ عراقی در اربعین میکنند.
پذیراییِ آپارتمان، حریمِ امنِ مسافرانفضای آپارتمانهای تهران کوچک است و نیازی نیست میزبان برای جا دادن به مهمان، زندگیِ خود را مختل کند. قرار نیست اتاقخوابِ شخصیتان را تخلیه کنید؛ کافی است فرشِ اتاقِ «پذیرایی» خانه را با چند تشک و پتوی تمیز به یک استراحتگاهِ امن برای مهمانان تبدیل کنید و خودتان در اتاقخواب بمانید.امام صادق (علیهالسلام) در حدیثی گرهگشا، این نوع سادهگیری را اوجِ کرامت دانسته و میفرمایند: «إنَّ الجَوادَ كُلَّ الجوادِ مَنْ بَذَلَ ما عِندَهُ» (کمال سخاوت و جوانمردی در آن است که ميزبان آنچه از وسائل پذيرايی در اختيار دارد از مهمان خود دريغ ننمايد - بحارالأنوار، ج ٧٥، ص ٦٥٥).
یک تکه کاغذ روی در؛ نذرِ حیاتیِ وضو و سرویس بهداشتیبزرگترین بحرانِ مسافران در خیابانهای منتهی به مراسم، پیداکردن مکانی برای وضو یا استفاده از سرویس بهداشتی است. باتوجهبه بافتِ آپارتمانیِ تهران، نمیتوان درِ حیاط را بهسادگی باز گذاشت، اما راهحلِ هوشمندانهای وجود دارد: یک پیامِ مهربانی.کافی است روی یک برگه بنویسید: «زائران امام شهید، اگر به سرویس بهداشتی، وضو یا یک لیوان آبخنک نیاز داشتید، زنگ واحدِ [شماره واحد شما] را بزنید» و آن را پشت درِ ساختمان بچسبانید، یا غروبها صندلیِ کوچکی دمِ در بگذارید و با رویِ خوش راهنمای مسافران باشید. خدمتکردن به مسافر کسر شأن نیست. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند: «ثلاثٌ لايُستُحيي مِنهُنَّ: خِدمةُ الرَّجُلِ الضَّيفَ...» (سه چيز است که در آن شرم و حيا ندارد: ميزبان [هر کس که باشد] شخصاً از مهمان خود پذيرايی کند... - مستدرک، ج ۱۶، ص ۲۶۰).
فرمانروایانِ آرامش در پایتختوقتی بخشی از آپارتمانِ شما پناهگاهِ مسافرانِ خسته میشود، شما دیگر صرفاً یک تماشاگر در این رویدادِ بزرگ نیستید. شما با اصالت، بزرگیِ روح و دوری از تجملات، آرامش را به جانِ این مسافران تزریق میکنید. این گشودنِ درها و لبخندهای بیتکلف، مدالِ افتخاری است که نشان میدهد وسعتِ خانهی یک تهرانی، به متراژِ آن نیست، به بزرگیِ قلبِ میزبانِ آن است.#موکب_خانگی#فرهنگ_میزبانی #آرامش_روان#وداع_تاریخی#مهارت_همدلی#اقتدار_ایران 07:46 - 10 تیر 1405