وداعی که به خونخواهی و یالثارات بدل شد
در این دو روز که توفیق حضور در آیین وداع با پیکر امام شهید را داشتم، لحظاتی ناب و کمنظیر را تجربه کردم؛ لحظاتی که جز در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی، کمتر میتوان نمونهای از آن را یافت.
سیل خروشان عزاداران، از پیر و جوان گرفته تا زن و مرد، با اندوهی آشکار بر چهرههایشان، راهی مصلای تهران بودند. هرچه به مصلی نزدیکتر میشدیم، بر عظمت و فشردگی جمعیت افزوده میشد و شکوه این حضور، بیش از پیش جلوه مییافت.در طول مسیر، مواکب متعددی با تمام توان به خدمترسانی مشغول بودند. خادمان بیادعا، با عشق و اخلاص از عزاداران پذیرایی میکردند و صحنههایی از همدلی، ایثار و برادری را به نمایش میگذاشتند. گویی همه آمده بودند تا در این وداع تاریخی سهمی داشته باشند؛ چه آنان که از دورترین نقاط کشور خود را به مصلای تهران رسانده بودند و چه آنان که بیهیاهو، خدمت به عزاداران را افتخار خود میدانستند.اما آنچه بیش از هر چیز ذهن مرا به خود مشغول کرد، علت این اجتماع عظیم بود. مردم تنها برای وداع با امامی که سالها ملجأ، پناه و تکیهگاه آنان بود، نیامده بودند؛ آنان آمده بودند تا بار دیگر نشان دهند که امام شهید، فرزندانی آگاه، مؤمن و استوار تربیت کرده است؛ فرزندانی که مفاهیم عمیق ایمان، ولایت و مسئولیت را با جان و دل درک کردهاند.این حضور، صرفاً یک مراسم سوگواری نبود؛ تجدید میثاقی با راه امام شهید و آرمانهای بلند او بود. مردمی که با بغض و اشک آمده بودند، در دل خود عهدی تازه میبستند که پرچم این مسیر را بر زمین نگذارند و با فریاد «یا لثارات» اعلام کنند که عزاداری آنان از جنس خونخواهی، پاسداری از حقیقت و ادامه راهی است که امام شهید، تمام عمر خویش را وقف آن کرد.این وداع، پایان یک حضور نبود؛ آغاز مسئولیتی بزرگ برای نسلی است که خود را وارث مکتب، آرمان و امام شهید می داند. نسلی که در این 2 روز یکصدا فریاد می زدند «یالثارات خامنه ای». محمد شیخان
18:06 - 14 تیر 1405