خیابان و لبنان؛ دو میدان تعیینکننده در معادله بازدارندگی
در تحلیل تحولات امنیتی و سیاسی منطقه، گاهی تمرکز بیش از حد بر تجهیزات نظامی، موشکها و توان رزمی، ما را از یک مؤلفه اساسی غافل میکند؛ مؤلفهای که در بسیاری از نبردهای معاصر، نقش تعیینکنندهتری از قدرت سخت داشته است: سرمایه اجتماعی و همراهی مردم.از این منظر، یکی از مهمترین نقاط قوت ایران در جنگ اخیر، حضور مردم در صحنه و خیابان بود. این حضور، صرفنظر از برداشتهای مختلف درباره ابعاد آن، این پیام را به بیرون از مرزها منتقل کرد که در شرایط بحرانی، شکافی تعیینکننده میان جامعه و ساختار حاکمیتی شکل نگرفته است. همین مسئله میتواند بخشی از محاسبات طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهد.اگر این تحلیل را بپذیریم، طبیعی است که مهمترین هدف هر راهبرد فشار، تضعیف همین نقطه قوت باشد. در چنین چارچوبی، تلاش برای تبدیل خیابان به عرصه تقابل با حاکمیت، تنها یک موضوع داخلی نیست، بلکه میتواند بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای کاهش مؤلفههای بازدارندگی تلقی شود.در سوی دیگر، لبنان نیز جایگاهی فراتر از یک پرونده صرفاً منطقهای پیدا میکند. در این نگاه، اگر حزبالله از معادلات قدرت لبنان حذف یا بهشدت تضعیف شود، توازن بازدارندگی در منطقه دستخوش تغییر خواهد شد؛ تغییری که آثار آن تنها به مرزهای لبنان محدود نمیماند و میتواند بر محاسبات امنیتی بازیگران مختلف منطقه نیز اثرگذار باشد.بر این اساس، حفظ انسجام داخلی و جلوگیری از شکافهای عمیق اجتماعی، در کنار تحولات لبنان، دو مؤلفه مهم در ارزیابی آینده موازنه قدرت به شمار میروند. در این چارچوب، هرگونه تضعیف سرمایه اجتماعی در داخل یا تغییر بنیادین در موازنه قدرت لبنان، میتواند پیامدهایی فراتر از یک رخداد مقطعی داشته باشد.
اگرچه درباره این تحلیل میتوان دیدگاههای متفاوتی داشت، اما یک نکته روشن است: امنیت و بازدارندگی، تنها محصول قدرت نظامی نیست؛ بلکه به میزان انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و آرایش بازیگران منطقهای نیز وابسته است. از همین رو، هر تحلیلی از آینده جمهوری اسلامی که این متغیرها را نادیده بگیرد، تصویری ناقص از واقعیت ارائه خواهد داد./ پایان پیام
10:09 - 10 تیر 1405